حتما برای شما هم پیش آمده است، « منصه ظهور » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم (منصه ظهور یعنی چه ?).

منصه ظهور
منصه ظهور

معنی منصه ظهور

مترادف و معادل « منصه ظهور »:

  • جایگاه بروز
  • مکان آشکار شدن
  • جای نمایش
متن اصلیمعنی
بلوَرَةُ به منصه ظهور رساندن
تَجسيد به منصه ظهور رساندن
تَبلَغ بـ به منصه ظهور رسيد
تَجسُّدبه منصه ظهور رسيد
تَدشين به بهره‌برداري رساندن
منصه ظهور به عربی

تلفظ منصه ظهور:

تلفظ منصه ظهور

منصه یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه منصه:

  • کرسی
  • تخت
  • محل حضور
  • جایگاه
  • جلوه گاه
  • جای ظهور چیزی
آوا:/menasse/
اشتباه تایپی:lkwi
منصه به انگلیسی

معنی منصه در لغتنامه دهخدا

منصة [ م َ ن َص ْ ص َ ] ( ع اِ ) حجله و خانه آراسته جهت عروس.

منصة [ م ِ ن َص ْ ص َ ] ( ع اِ ) جلوه گاه عروس، آنچه بر آن عروس را نشانند ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )، کرسیی که عروس را بر بالای آن نشانند تا از میان زنان دیده شود ( از اقرب الموارد )، تخت و یا سریر که عروس را بر آن نشانند و جلوه دهند ( ناظم الاطباء )، تخت، سریر، کرسی عروس، ج ، مَناص ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
– وضع فلان علی المنصة؛ فلانی مفتضح و مشهور شد ( از اقرب الموارد ).

منصه [ م ِن َص ْ ص َ / ص ِ ] ( ع اِ ) جای ظاهر شدن چیزی، لهذا به لحاظ همین معنی به معنی تخت یا سریر که عروس را بر آن نشانده جلوه دهند و او را بر داماد و دیگر ناظرین آنجا ظاهر کنند ( غیاث )، منصة : مگر نص خبر را بر منصه صحت این شخص جلوه کرده اند ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 108 ). و جمال این سخن را نص کلام از منصه صدق جلوه گری میکند.

آن را بر منصه عرض عامه ننشاند، تا هر معنی را در کسوت عباراتی لایق بر منصه نظم نشاند ( المعجم ).
زهی شگرف عطایی که بر منصه فضل
عروس ناطقه را مدحت تو زیور گشت.
کمال الدین اسماعیل ( دیوان چ حسین بحرالعلومی ص 327 ).
بر منصه اظهار جلوه اشتهار دهد ( جامعالتواریخ رشیدی ).


منصه ای است ز کافور کرده سازو بر او
نموده جلوه عروسان عنبرین سربال(جامی)

– به منصه ظهور رسانیدن ؛ آشکارا ساختن و به نظر همگان رسانیدن : عزم جزم کردم که… هر چهار عقد از عقود دوازده گانه را در درجی درج کرده به منصه ظهور رسانم.
– به منصه ظهور رسیدن ؛ آشکارا شدن و به نظر همگان رسیدن.

منصه در لغتنامه معین

(مِ نَ صَّ ) [ ع منصة ] (اِ) =

  1. تخت ، سریر.
  2. جای ظاهر شدن چیزی .

فرهنگ عمید:

جایگاه

ظهور یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه ظهور:

  • بروز
  • پدید
  • پیدایی
  • پیدایش
  • تجلی
  • جلوه
  • طلوع
  • وقوع
  • هویدایی
  • آشکاری
  • نمود
  • ظاهرشدن
  • آشکارشدن
  • نمایان شدن
  • اجرا شدن
آوا:/zohur/
متضاد ظهور:پوشیدگی، غروب، غیبت، نهفتگی
ظهور یعنی چه ?

معنی ظهور در لغتنامه دهخدا

ظهور [ ظُ ] ( ع اِ ) ج ِ ظَهر.

ظهور [ ظُ ] ( ع مص ) آشکار شدن، آشکارا شدن، پدید آمدن، پدیدار شدن، ظاهر شدن : مرد… توبه کرد که پیش از ظهور حجتی بر امثال این کار اقدام ننماید ( کلیله و دمنه ) و چنانکه ظهور آن بی ادوات آتش زدن ممکن نگردد اثر این بی تجربت و ممارست هم ظاهر نشود ( کلیله و دمنه ).

|| پیدایش || پیدائی، وضوح، هویدائی، آشکاری، ابانت، بروز، تجلی، رونمائی، بداهت ||بر جای بلند شدن : ظهر علیه ؛ به بام برآمد.

_ ظَهر علی ؛ یاری داد مرا || دست یافتن، چیره شدن : ظهر به و علیه ؛ چیره گردید بر وی || ظَهر بفلان ؛ آشکار کرد او را || اطلاع بر سِرّ.

|| فخر به علم || مرتبه بالا گرفتن || به پشت زدن || ( اصطلاح نجوم ) در تحت الشعاع نبودن کوکب.

ظهور [ ظُ ] ( اِخ ) شهری است در بحر از سرزمین مَهرة در اقصای یمن.

معنی ظهور در لغتنامه معین

(ظُ ) [ ع] (مص ل) آشکار شدن ، نمایان شدن .

فرهنگ عمید:

۱. ظاهر شدن، آشکار شدن، نمایان شدن.
۲. آشکار کردن تصویر به کمک مواد شیمیایی.
۳. [قدیمی] تجلی.

  • به ظهور پیوستن: = * به ظهور رسیدن
  • به ظهور رسیدن: ظاهر شدن، آشکار شدن.
  • ظهور کردن: (مصدر لازم ) آشکار و نمایان شدن.
  • ظهور یافتن: (مصدر لازم ) = * ظهور کردن
  • = ظَهر

مطالب پیشنهادی

منصه ظهور یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 157

هنوز کسی رای نداده...