شاید شما هم در مورد نوشتن بیفزایند یا بیافزایند دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( بیفزایند یا بیافزایند ? )
املای صحیح این عبارت « بیفزایند » می باشد و نوشتن و تلفظ آن به صورت « بیافزایند » اشتباه است .

بیفزایند
«بيافزايد» غلط رسم الخطي است كه صحيح آن عبارت است از : بيفزايد.
| درست | نادرست |
|---|---|
| بیندازد | بیاندازد |
| بیندیشد | بیاندیشد |
| بینجامد | بیانجامد |
| بیفتد | بیافتد |
مثال : بعضی حکّام عمارت از بهر امارت کردند و این کار بر کس مستور نیست که این عمل برای استحکام حکومت خویش میدارند تا بر قدر خویش بیفزایند و از غدر دشمن در امان باشند .
| کلمه : | بیفزاید مثال : باید به زیبایی کلام بیفزاییم . |
| اشتباه تایپی : | fdtchdn |
معنی فزاینده در لغتنامه دهخدا
فزاینده. [ ف َ ی َ دَ / دِ ] (نف ) افزاینده. افزون کننده. (یادداشت بخط مؤلف ) :
پرستنده باش و ستاینده باش
بکار پرستش فزاینده باش
فردوسی
همان آفریننده ٔ هور و ماه
فزاینده ٔ بخت و تخت و کلاه
فردوسی
تو شاهی و مابندگان توایم
بخوبی فزایندگان توایم
فردوسی
بمردی فزاینده ٔ عز مؤمن
بشمشیر کاهنده ٔ کفر کافر
فرخی
– تری فزاینده ؛ آنچه رطوبت را زیاد کند : شربتهای خنک هم زداینده هم تری فزاینده باید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
– فزاینده مهر. رجوع به این ترکیب شود.
|| زیاد شونده. بسیارشونده. افزاینده. (یادداشت بخط مؤلف ) :
همه دانش او راست ما بنده ایم
که کاهنده و هم فزاینده ایم
فردوسی
عمر و تن تو باد فزاینده و دراز
منوچهری
عیش خوش تو باد گوارنده و هنی
بختش هر روز فزاینده باد
دستش هرگاه گشاینده باد
منوچهری
معنی فزاینده در معین
فزاینده(فَ یَ دِ) (ص فا.) افزاینده .
| اشتباه تایپی : | tchdkni |
| آوا : | fazAyande |
| نقش : | صفت |
معنی افزایش در لغتنامه دهخدا
افزایش. [ اَ ی ِ ] (اِمص ) زیادتی شدن. (هفت قلزم ). یعنی زیاده شدن و نمودن و اوزایش نیز گویند. (از مجمع الفرس ). افزودن. (منتهی الارب ).
عمل افزودن شدن و عمل افزون کردن. (فرهنگ فارسی معین ). مصدر دوم افزودن. اسم از افزودن. حاصل مصدر افزودن و فزودن. عمل افزودن.
مصدر دیگر افزودن. فزایش. مقابل کاهش. ازدیاد. یمن. برکت. یمین. برخ. (از یادداشت دهخدا) :
که پیروزگر باد همواره شاه
به افزایش دانش و دستگاه.
فردوسی

من که مینوسیم اضافه کنیم
برای اضافه کردن (ن و ب) به اول کلماتی که اول آنها ٱأإ داشته باشد أإٱ حذف و (بیـ یا نیـ) اضافه میشود
برای مثال «ٱفتاد : نیفتاد ، انداز : بینداز، نینداز»
اما زمانی که اول کلمه (آ) داشته باشد (بیـ یا نیـ) اول کلمه اضافه میشه
مثل «افرید : بیافرید ، نیافرید »