حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « تداعی » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( تداعی یعنی چه ?).

معنی تداعی
معنی تداعی

معنی تداعی

مترادف و معادل واژه تداعی:

  • فراخوانش
  • همخوانش
  • یادآوری
  • به خاطرآوری
  • یکدیگر را فرا خواندن
  • به خاطر آوردن
  • به یادآوردن
  • دریافت
  • همخوانی
  • بیاد آوردن
متضاد تداعی: تدافع
آوا: /tadA~i/
tadaei
اشتباه تایپی: jnhud
نقش: اسم
جمع تداعی:تداعیات
تداعی به انگلیسی:calling or challenging each other
association
[rare] calling (or challenging) each other
معنی تداعی
معنی تداعی در لغتنامه معین ?

(تَ ) [ ع ] (مص ل) =
۱ – یکدیگر را خواندن
۲ – با هم دعوا کردن

معنی تداعی در فرهنگ عمید ?

۱- (روان شناسی ) اصل یا حالتی که افکار و اندیشه ها و عواطف و سرگذشت ها چنان به هم مربوط می شوند که یکی پس از دیگری در ذهن پدیدار می شوند، تسلسل افکار، تسلسل خواطر.
۲- [قدیمی] یکدیگر را خواندن و گرد آمدن.
۳- به یاد آوردن.
* تداعی معانی: از یک معنی به معنی دیگر پی بردن، به یاد آوردن یک معنی توسط معنی دیگر.

تلفظ تداعی

معنی تداعی در لغتنامه دهخدا

تداعی [ ت َ ] ( ع مص ) پیش آمدن دشمن ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) || جمع شدن بر کسی ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمع شدن قوم بر کسی وبه دشمنی برخاستن با وی || لاغر شدن یا مردن شتر فلان || محاجّه کردن ( اقرب الموارد ) || چیستان گفتن ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) || خواستن چیزی را ( اقرب الموارد) || شکسته شدن و ویران گردیدن دیوار ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

تَداعَت ِالجُدران: انقضَّت و تهادَمَت و قیل بلیت و تصدعت من غیر ان تسقط ( اقرب الموارد ) || یکدیگر را خواندن ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) رجوع به تداعی معانی شود.

|| ویران کردن: تداعیناعلیهم الحیطان من جوانبها: یعنی دیوارها را از اطراف، به روی ایشان ویران کردیم ( از اقرب الموارد ).

تداعی معانی در لغتنامه دهخدا

تداعی معانی [ ت َ ی ِ م َ ] ( ترکیب اضافی اِمص مرکب ) یکی از اعمال نفس، که بدان تصور یک معنی، معنی دیگر را به خاطر آرد. آقای دکتر سیاسی آرند:… این طور برمی آید که بعضی نفسانیات با روابطی مخصوص چنان پیوستگی بهم پیدا میکند که هرگاه یکی از آنها در صحنه وجدان نمایان گردد، فوراً دیگران را در آنجا حاضر میکند. این کیفیت، تداعی معانی نام دارد.
در کتب عربی جدید، لفظ اروپایی تداعی معانی را به کلمات «اشتراک افکار»، «اشتراک خواطر»، «تسلسل خواطر یا افکار» و نظایر آن نیز ترجمه کرده اند، غافل از اینکه خود اصطلاح اروپایی «آسوسیاسیون دزیده » از رساندن معنی عاجز و مورد انتقاد حکمای مغرب است.

زیرا «آسوسیاسیون » یا اشتراک ، بطور ضمنی میرساند که میان دو امر، روابط منطقی ادراک شده است، در صورتی که میان اموری که یکدیگر را به خاطر می آورند شاید هیچگونه رابطه منطقی و معقول موجود نباشد و اگر هم باشد ذهن بی توجه به آن رابطه از بعضی منتقل به بعض دیگر بشود.

لفظ افکار هم نمیتواند بر تمام مقصود دلالت کند، زیرا تنها افکار نیستند که متداعی میشوند، بلکه تمام نفسانیات از احساسات و صوَر گرفته تا انفعالات و افعال همگی دارای این خاصیت میباشند.

کلمه تسلسل نیز این عیب را دارد که دعوت دوجانبه نفسانیات را نمیرساند. از این رو کلمه تداعی معانی مناسب به نظر آمده انتخاب گردید، چه اولاً معنی لفظی عام است و ثانیاً تداعی بخوبی میرساند که دعوت و احضار از دو طرف صورت میگیرد، یعنی همچنانکه مثلاً به خاطر آوردن پاره ای اشعار شاهنامه ما را به عظمت ایران باستان و دوره های پهلوانی وآیین زرتشت توجه میدهد، تصور یکی از کیفیات نیز میتواند اشعار فردوسی را به یاد بیاورد و بر همین قیاس.

مطالب پیشنهادی

تداعی یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.7 تعداد آرا: 567

هنوز کسی رای نداده...