حتما برای شما هم پیش آمده است واژه یابنده را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( یابنده یعنی چه ? ).

فهرست مطالب
معنی یابنده
مترادف و معادل واژه یابنده:
- پیداکننده
- دریابنده
- درک کننده
| آوا: | /yAbande/ |
| نقش: | صفت |
| اشتباه تایپی: | dhfkni |
| یابنده به انگلیسی: | discoverer finder |
(بَ د ) (اِفا)=
۱ – دریابنده، درک کننده
۲ – پیدا کننده
پیداکننده.
معنی یابنده در لغتنامه دهخدا
یابنده [ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) پیداکننده، واجد، که یابد، ج یابندگان، مرخم یابنده، «یاب » است که در ترکیب باکلمات دیگر بکار رود، رجوع به یاب شود:
به هر زیر برگی شتابنده ای است
(نظامی)
به هر منزلی راه یابنده ای است
یابنده فتح کان جزع دید
(نظامی)
بخشود و گناهشان ببخشید
چنین زد مثل شاه گویندگان
(نظامی)
که جویندگانند یابندگان
سایه حق بر سر بنده بود
(مولوی)
عاقبت جوینده یابنده بود
جست او را تا ز جان بنده بود
(مولوی)
لاجرم جوینده یابنده بود
– امثال :
جوینده یابنده است.
یابیدن در لغتنامه دهخدا
یابیدن [ دَ ] ( مص ) یافتن ( آنندراج ) :
چو سوی هستی خود راه یابید
(عطار)
سر خود در کنار شاه یابید
چون ز بند دام باد او شکست
(مولوی)
نفس لوامه بر او یابید دست
گفت تا این رقعه را یابیده ام
(مولوی)
گنج نه در رنج درپیچیده ام
از سفر بیدق شود فرزین راد
(مولوی)
وز سفر یابید یوسف صد مراد
فرهنگ معین:
(دَ ) (مص م) یافتن، پیدا کردن .
فرهنگ عمید:
= یافتن
پیدا کردن یعنی چه ?
مترادف و معادل پیدا کردن:
- بدست آوردن
- کشف کردن
- یافتن
لغت نامه دهخدا:
پیدا کردن [ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اظهار کردن، نمایاندن، عرض، عرض کردن، افصاح، آشکار کردن، ظاهر ساختن، واضح کردن، روشن کردن، هویدا کردن، صَدع ( منتهی الارب )، ابراز، تجلیة ( مجمل اللغة )، نُحلة، نِحلة، توضیح، ایضاح، کشف، اجلاء، ابداء، بوح، اِشرار، پدیدار کردن، پدید کردن، پدید آوردن :
ز کار و نشان سپهر بلند
(فردوسی)
همه کرد پیدا چه و چون و چند
بر او بر شمار سپهر بلند
(فردوسی)
همه کردپیدا چه و چون و چند
متضاد پیدا کردن: گم کردن
معنی یافتن
مترادف و معادل واژه یافتن:
- پیدا کردن
- جستن
- کشف
- درک کردن
- فهمیدن
لغت نامه دهخدا:
یافتن [ ت َ ] ( مص ) وَجد، جِدة، وُجد، اِجدان، وِجدان، وُجود، الفاء، واجد شدن، اصابت، نیل، مغارطة، یابیدن، پیدا کردن :
هر که باشد تشنه و چشمه نیابد هیچ جای
(شهید بلخی)
بی گمان راضی بباشد گر بیابد آبکند
دانش به خانه اندر و در بسته
(ابوشکور)
نه رخنه یابم و نه کلیدستم
بپرسید از آن سر شبان راه شاه
(فردوسی)
کز ایدر کجا یابم آرامگاه
لغتنامه معین:
(تَ ) (مص م)
۱ – پیدا کردن ، حاصل کردن
۲ – به دست آوردن
۳ – شناختن
۴ – دیدن ، حس کردن
فرهنگ عمید:
۱- پیدا کردن
۲- به دست آوردن، حاصل کردن
مطالب پیشنهادی
یابنده یعنی چه ?

معنی واژه “یابنده”
یابنده به کسی گفته میشود که چیزی را پیدا کرده یا کشف کرده است. به عبارت دیگر، یابنده شخصی است که اولین بار به چیزی دست یافته یا آن را آشکار ساخته است.
معانی دیگر و کاربردها:
در لغت نامهها: در لغت نامهها، یابنده معمولاً به عنوان مترادف واژههای “پیداکننده”، “کاشف” و “واجد” به کار میرود.
در متون حقوقی: در برخی موارد، یابنده به شخصی گفته میشود که شیء گمشدهای را پیدا کرده و به صاحب اصلی آن تحویل داده است. در این موارد، قانون ممکن است برای یابنده حقوقی قائل شود.
در ترکیب با کلمات دیگر: واژه “یاب” در ترکیب با کلمات دیگر، معانی مختلفی پیدا میکند. برای مثال:
راه یابنده: کسی که راهی را کشف یا اختراع کرده است.
گنج یابنده: کسی که به دنبال گنج پنهان میگردد.
حقیقت یابنده: کسی که به دنبال کشف حقیقت است.
به طور خلاصه:
یابنده کسی است که:
چیزی را پیدا کرده است.
چیزی را کشف کرده است.
اولین کسی است که به چیزی دست یافته است.