اسماعیلیه

«اسماعیلیه» فرقه ای هستند که به امامت شش امام اوّل شیعیان اثنی عشری معتقدند؛ امّا پس از امام صادق علیه السلام بزرگ ترین فرزند او، اسماعیل یا فرزند او، محمد را به امامت پذیرفتند.

اسماعیل بزرگ ترین فرزند امام صادق علیه السلام و مورد علاقه و احترام آن حضرت بود. اگرچه از برخی روایات خلاف این به دست می آید؛ ولی علمای شیعه او را بزرگ داشته و از وی به نیکی یاد کرده اند. به نظر شیخ طوسی رحمه الله او جزء رجال امام صادق علیه السلام و اصحاب ایشان است.

با توجه به علاقه امام صادق علیه السلام

به اسماعیل، او مردی جلیل القدر بوده است.

از امام صادق علیه السلام درباره امامت او سؤال شد و حضرت نفی کرد.

(ر.ک: شیخ طوسی، رجال، ص 146.)

به این ترتیب اسماعیلیه به هفت امام معتقدند و همین مطلب اعتقاد مشترک در میان همه فرقه های اسماعیلیه است.

یکی از ادلّه نامیده شدن اسماعیلیه به «سبعه» نیز همین مطلب است.

از دیگر ادلّه این نام گذاری، اختلاف آنان با امامیّه در مورد هفتمین امام است. از دیگر نام های اسماعیلیه، «باطنیه» است.

مهم ترین ویژگی این گروه باطنی گری و تأویل آیات و احادیث و معارف و احکام اسلامی است.

آنان معتقدند:

متون دینی و معارف اسلامی دارای ظاهر و باطن است که باطن آن را امام می داند. فلسفه امامت تعلیم باطن دین و بیان معارف باطنی است. اسماعیلیه در جهت تأویل معارف اسلامی، معمولاً از آرای فیلسوفان یونانی – که در آن زمان سخت رواج یافته بود – سود می جستند. به اعتقاد همه فرقه های اسلامی، اسماعیلیان در تأویل دین افراط کردند.

حتی بسیاری از مسلمانان آنان را به عنوان یکی از فرقه ها و مذاهب اسلامی قبول ندارند.

(ر.ک: مطهری، مرتضی، کلام و عرفان، ص 31.)

ریشه پیدایش اسماعیلیه شاید در این نکته نهفته باشد که اسماعیل فرزند ارشد امام صادق علیه السلام مورد احترام آن حضرت بود؛ به همین دلیل برخی پنداشتند که پس از امام صادق علیه السلام او به امامت خواهد رسید.

اما اسماعیل در زمان حیات امام صادق علیه السلام، از دنیا رفت وآن حضرت شیعیان را بر مرگ پسر شاهد گرفت و جنازه او را در حضور آنان و به صورت علنی، تشییع و دفن کرد.

فرقه های اسماعیلیه

پس از شهادت امام صادق علیه السلام (سال 148 ه. ق)، گروهی

مرگ اسماعیل را در زمان آن حضرت انکار کردند و او را امام غایب و امام قائم دانستند. اینان مراسم تشییع جنازه اسماعیل از طرف پدر را برای حفظ جان او تفسیر کردند.

نوبختی این گروه را «اسماعیلیه خالصه» می نامد.

(ر.ک: نوبختی، فرق الشیعه، ص 68.)

این گروه به زودی منقرض شدند.

گروه دوم بر آن شدند که اسماعیل مرده است؛ اما چون در زمان حیات پدرش به امامت رسیده بود، پس از فوتش، امام صادق علیه السلام فرزند او محمد را به امامت نصب کرد. بنابراین پس از شهادت امام صادق علیه السلام، محمد به امامت رسید.

این گروه به «مبارکیه» معروف گشتند؛ زیرا رئیس آنان «مبارک» نام داشت.

(فرق الشیعه، ص 69 و ر.ک: الفرق بین الفرق، ص 34.)

همین گروه اخیر، پس از مدتی به دو فرقه انشعاب یافتند.

برخی از آنان مرگ محمد را پذیرفتند و سلسله امامان را در فرزندان او ادامه دادند.

برخی دیگر، منکر مرگ محمد بودند و غیبت او را باور داشتند و وی را امام قائم می پنداشتند. اینان «قرامطه» نامیده می شوند؛ زیرا لقب رئیس آنها «قرمطویه» بوده است.

(فرق الشیعه، ص 72.)

امروزه اسماعیلیه به دو طایفه «آغا خانیه» و «بهره» تقسیم می شوند که بازماندگان دو فرقه نزاری و مستعلوی هستند.

گروه اوّل

(قریب به یک میلیون تن) در ایران، آسیای وسطی، افریقا و هند پراکنده اند و رئیس ایشان کریم آقا خان است.

گروه دوم

(قریب به پنجاه هزار تن) در جزیره العرب و سواحل خلیج فارس و سوریه به سر می برند.

(مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص 53.)

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.6 تعداد آرا: 13

هنوز کسی رای نداده...