تهران در آخر الزمان

در روایاتی که از طریق اهل سنت و تشیع نقل شده است ، اوصافی برای منطقه زوراء بیان شده است .
از پیامبر گرامی نقل است که فرمود ؛« حادثه ای در زوراء روی می دهد ، زوراء شهری در مشرق ، میان چند رود که بدترین خلق خدا و گردنکشان امتم در آنجا ساکن هستند ، و با چهار گونه عذاب کوبیده می شوند ، با شمشیر و فرو شدن در زمین و پرتاب سنگ و مسخ شدن …سفیانی لشکری روانه عراق می کند و در زوراء صد هزار نفر را می کشد و به سوی کوفه سرازیر می شود … » (السنن الوارده فی الفتن ص268 )
در نقل دیگری علی علیه السلام فرمود ؛« شهری به نام زوراء میان دجله و دجیل و فرات ساخته می شود ( که بسیار مجلل است )»(کفایه الاثر ص 213)

فقیه بزرگوار مکارم شیرازی در مقام بیان عقاید شیعه چنین عرضه می دارد ؛ «عقیده ما در باره روایات اهل بیت ؛تکرار این موضوع را ضروری می دانیم که هر حدیثی که در یکی از منابع معروف یا سایر منابع معتبر وجود داشته باشد به این معنی نیست که آن حدیث به خصوص معتبر باشد ، بلکه هر حدیثی سلسله سندی دارد که باید هر یک از رجال سند آن جدا گانه مورد بررسی قرار گیرد هر گاه تمام رجال سند مورد اعتماد بودند آن حدیث به عنوان یک حدیث صحیح پذیرفته می شود در غیر این صورت ان حدیث مشکوک یا ضعیف است»

و فرمود ؛ «وای بر مصر ، وای بر زوراء و وای بر کوفه ( همه را سفیانی می کشد )» (الملاحم و الفتن ص266)
ابن منظور می نویسد ؛ «به جانب شرقی شهر بغداد زوراء گویند و به علت انحراف قبله‌اش به این اسم نامیده شده است ، زوراء، نام دجله بغداد است» (لسان العرب ج4 ص339)
بنابراین هرگاه کلمه زوراء در روایتی به صورت مطلق و بدون قرینه استعمال شده باشد ، به منطقه بغداد حمل می شود ، مگر در صورتی که قرینه باشد که منظور منطقه دیگری است.
در روایتی ، زوراء محل فتنه و فساد معرفی شده است و منظور از منطقه زوراء ، تهران بیان شده است .
امام صادق علیه السلام به مفضل می گوید ؛ تو میدانی که زوراء کجاست و در کجا واقع شده؟ مفضل می گوید خدا و حجتش داناتر هستند .
امام فرمود ؛بدان ای مفضل که در حوالی ری کوهی سیاه است ، در دامنه آن شهری ساخته می شود که تهران نامیده می شود و آن دار الزوراء است ،که قصرهای آن مانند قصرهای بهشت است ، و زنان آن همانند حورالعین می باشند و بدان ای مفضل آن ها (زنان) ملبس می شوند به لباس کافران ، خود را به شکل مستکبران تزیین می کنند، بر زینها سوار می شوند ،و برای همسران خود تمکین نمی کنند و درامد شوهرانشان آنها را کفاف نمی دهد ،پس از آنها طلب طلاق می کنند و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا می کنند و مردان خود را به شبیه زنان و زنان خود را به شبیه مردان در میاورند و تو اگر می خواهی دینت را حفظ کنی پس در این شهر ساکن نشو و در آنجا خانه نگیر زیرا که آنجا محل فتنه می باشد. و از انجا به سمت کوه ها فرار کن » (مستدرک سفینه البحار ج4 ص270)
ما اگر چه منکر ناهنجاری های شهر تهران نیستیم ، اما روایت مذکور بدون سند و مرسل به امام صادق علیه السلام نسبت داده شده است ، لذا از نظر سندی ضعیف و غیر قابل استناد است .
فقیه بزرگوار مکارم شیرازی در مقام بیان عقاید شیعه چنین عرضه می دارد ؛
«عقیده ما در باره روایات اهل بیت ؛تکرار این موضوع را ضروری می دانیم که هر حدیثی که در یکی از منابع معروف یا سایر منابع معتبر وجود داشته باشد به این معنی نیست که آن حدیث به خصوص معتبر باشد ، بلکه هر حدیثی سلسله سندی دارد که باید هر یک از رجال سند آن جدا گانه مورد بررسی قرار گیرد هر گاه تمام رجال سند مورد اعتماد بودند آن حدیث به عنوان یک حدیث صحیح پذیرفته می شود در غیر این صورت ان حدیث مشکوک یا ضعیف است» (اعتقاد ما ، ص119)


شهر ری در گذر زمان با رویدادهای دهشتناکی، مانند زمین لرزه، درگیریهای درونی و یورش بیگانگان که هر کدام ویرانی و کشتار را در پی داشت، رو به رو بود. ری از سدۀ سوم هجری قمری به پیش، در پیِ چند زمین لرزۀ سخت، کم کم رو به ویرانی نهاد. در نیمۀ نخست سدۀ پنجم هجری سلطان محمود قزنوی بر این شهر یورش برد(2)، و در نیمۀ نخست سدۀ هفتم هجری مُقُلها بر آن تاختند(3). هنوز آثار زلزله های پیشین و یورش ددمنشانۀ مقلها از میان نرفته بود كه در نیمۀ دوم سدۀ هشتم هجری، ری دچار زلزله ای ویرانگر شد و یورش سپاهيان تيمور لنگ نیز آسیبهای بسیاری بر این شهر زد و آن را به ويرانی کشید. همۀ اینها مایۀ ویرانیهای گستردۀ ری شدند، به گونه ای که از آن پس، ری دیگر روی آبادانی به خود نديد و از ری کهن تنها بخشی از آن که اکنون به «شهر ری» مشهور می باشد، بر جای مانده است و پاره ای از  ويرانه های ری کهن هنوز نزديک شهر كنونی ری پابرجاست.
 
بر پایۀ گزارشهای تاریخی، یورش بر ری که همواره با خود ویرانیهای بسیار و کشتارهای گسترده را همراه داشت، بیشتر در زمانی انجام می گرفت که مردم این شهر، دچار کشمکشهای مذهبی یا هماوردیهای سیاسی بر سر گرفتن قدرت و ریاست می شدند، و یارای پیشگیری از یورش دشمن یا ایستادگی در برابر آن نبودند.
 
مردم شهر ری، مانند بسیاری از ایرانیان، با آمدن سپاهيان مسلمان به ایران، به آیین اسلام درآمدند و روش تسنّن را برگزیدند و در نيمۀ نخست سدۀ دوم هجری قمری، گروهی از ایشان به مذهب شيعه روی آوردند. بنا بر نوشتۀ یاقوت حَمَوی (626-574 هـ.ق)، در سدۀ ششم و هفتم هجری قمری، نیمی از مردم ری و تمام زیندگان روستاهای پیرامونش، شیعه و از نیم دیگر نیز بیشترشان سنّیِ حنفی و کمتر آنان شافعی بودند و میان پیروان این سه مذهب کشمکشهای فراوانی بود(4).
 
در کتابی فارسی که در سالهای 62-556 هـ.ق نوشته شده است، می خوانیم: و بری با آنکِ نعمت بسیا ر بود گران باشد و اهل وی مخالفت یکدیگر کنند از بهر دین(5).
 
 
حدیثی شگفت از امام علی(علیه السلام) در بارۀ ری (تهران کنونی)
 
امیر مؤمنان علی(علیه السّلام)، در یادآوری سرزمینهای مشرق و رویدادهایش، فرمود: … ولی ری، بی گمان، آن جا شهری است که به دست زیندگان خود به آشوب کشیده می شود(1) است، و آشوب ناشنوا در آن جا ماندگار است، و ویرانی آن در آخرالزّمان جز با دست دیلمها نخواهد بود، و سوگند که بی گمان، در ری، بر دروازۀ کوهستان، در آخرالزّمان آفریدگان بسیاری که شمارشان را جز آفریدگارشان کسی نمی داند، کشته می شوند، و بر دروازۀ کوهستان، هشت تن از بزرگان بنی هاشم که هر کدام خاستار رهبری است، گرفتار می شوند(2)، و مردی بزرگ که همنام پیامبری است، در ری در تنگنا می افتد و چهل روز در تنگنا می ماند، سپس، در پیِ آن رویداد، دستگیر و کشته می شود، و در زمامداری سفیانی، بی بارانی، دشواری و گرفتاری بزرگی به زیندگان ری می رسند(3).
—————————————————————
1. در نسخۀ چاپی الفتوح پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «افتُتِنَت» یافت می شود که به «تُفْتَتَن» اصلاح و ترجمه گردید.
2. در نسخۀ چاپی الفتوح پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «لیُصِیبَنّ» یافت می شود که به «لیُصابَنّ» اصلاح و ترجمه گردید.
3. الفتوح، جزء 2، ص 80-79
 
 

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :5 تعداد آرا: 2

هنوز کسی رای نداده...