در این جا مطلب به دو صورت کلی قابل طرح است.

اول. از منظر قرآن

در قرآن کریم مسأله جواز برده گیری (استرقاق) مطرح نشده است. بلکه از آیه 4 سوره محمد صلی الله علیه و آله به دست می آید که اسیران جنگ را یا باید با منت گذاشتن بر آنان آزاد کرد و یا در برابر آنان غرامت جنگی (فداء) گرفت و آزاد کرد.

(فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتّی إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً حَتّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِکَ وَ لَوْ یَشاءُ اللّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ)1 ؛ «و هنگامی که با کسانی که کفر ورزیدند روبه رو شدید، پس گردن ها (یشان) را بزنید، تا هنگامی که کاملاً بر آنان مسلّط شوید؛ پس (اسیران را) محکم به بند بکشید؛ پس، یا بعد (از آن) منّت گذارید (وآزادشان کنید) یا (در برابر آزادی آنان) تاوان بگیرید، تا این که جنگ بارهای سنگینش را (بر زمین) نهد، این (فرمان خداست)؛ و اگر (بر فرض) خدا می خواست، حتماً از آنان انتقام می گرفت، ولیکن (می خواهد) تا برخی از شما را با برخی [دیگر] بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، پس (خدا) اعمالشان را گم نمی کند».

این آیه در مقام بیان حکم اسیران بوده است ولی دو راه (آزادی با منت یا آزادی با غرامت جنگی) را مطرح کرده است و راه سومی (برده کردن اسیران) را ذکر نکرده است. پس این مسأله از منظر قرآنی منتفی است.

آیت الله مکارم شیرازی نیز می نویسند «گرچه در قرآن مجید مسأله استرقاق (برده گیری و برده داری) به عنوان یک دستور حتمی در مورد اسیران جنگی نیامده است…».(1)

دوم. از منظر سنت و فقه

در احادیث اسلامی مسأله استرقاق (برده گیری) فی الجمله به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده که در طول تاریخ اسلام به ویژه در حکومت های امویان و عباسیان و عثمانیان رواج داشته است. و حتی صاحب جواهر آن را به عنوان یک اصل مسلم طرح کرده است.(2) و در این مورد احادیثی را ذکر می کند.(3) هر چند که صاحب جواهر در اصل مسأله اشکال می کند به ویژه با توجه به اصاله الحریه؛ و احادیث را حمل بر تسلط عرفی می کند.(4) اما در این مورد لازم است به چند نکته توجه شود.

الف) احکام جزیی جنگ از احکام حکومتی است که در هر عصر طبق مصالح و شرایط زمان و مکان توسط حاکم اسلامی مشخص می شود. همان طور که به این مطلب در روایات اشاره کرده است.(5) و الآن حکومت اسلامی برده گیری را نپذیرفته است.

ب) هر چند – همان طور که گذشت – اسلام با اصل برده داری مخالف است و با نسخ تمهیدی آن را گام به گام از جامعه اسلامی حذف کرد. ولی برده گیری

کفار حربی یک نوع مقابله به مثل بوده که در شرایط آن عصر توسط حکومت های مقابل اسلام صورت می گرفته است و حکومت های مسلمانان نیز ناچار بودند مقابله به مثل کنند، ولی در عصر حاضر که حکومت های کفر اسیران را برده نمی کنند، مسلمانان نیز اقدام به برده گیری نمی کنند. و حتی برخی مراجع تقلید مثل آیت الله العظمی مکارم شیرازی برده داری را در عصر حاضر جایز نمی دانند.(6)

ج) مسأله برده داری نسخ مشروط شده است.(7) پس اگر روزی کفار اقدام به برده گیری از اسیران مسلمان بکنند حق مقابله به مثل برای مسلمانان باقی است. چون شرایط مثل شرایط صدر اسلام می شود و احکام قبلی باز می گردد.

نتیجه: قرآن کریم به استرقاق (برده گیری) تصریح ندارد و احادیث نیز معلول (برده شدگان در اثر استرقاق حکومت های مسلمانان) را پذیرفته اند تا مشکلات جامعه حل شود و به صورت نسخ تمهیدی منتهی به آزادی بردگان شود. و روایات (همان طور که صاحب جواهر فرموده است) دلالتی بر قبول علت یعنی جواز برده گیری ندارد بلکه فقط تسلّط مالکان را پذیرفته است.


1- (1) تفسیر نمونه، ج 21، ص 431.
2- (2) جواهر الکلام، ج 24، ص 136.
3- (3) وسائل الشیعه، باب 2 من ابواب بیع الحیوان، حدیث 1 و 2 و باب 3 همان، حدیث 2.
4- (4) جواهر الکلام، ج 24، ص 138.
5- (5) وسائل الشیعه، باب جهاد، حدیث 20007.
6- (6) استفتائات جدید، آیت الله مکارم شیرازی، ج 1، ص 526.
7- (7) در این مورد قبلاً مطالبی بیان شد.

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.5 تعداد آرا: 2

هنوز کسی رای نداده...