شهلا جاهد همدست داشت

ناصر که یکشنبه شب 17 آذر 1398 مهمان برنامه «پشت صحنه» رادیو تهران شده بود، بار دیگر تاکید کرد که قاتل همسر سابقش شهلا جاهد بوده و انکارهای او در این مورد واقعیت نداشته است.

محمدخانی در این برنامه اما از موضوع تازه‌ای پرده برداشت. او می‌گوید خانواده همسرش گفته بودند که اگر شهلا راز همدستانش را افشا کند به او تخفیف خواهند داد. ناصر این موضوع را در آخرین دیدار با شهلا مطرح کرده اما با مقاومت او روبرو شده که حاضر نشده نام کسی را بر زبان بیاورد.

ناصر محمدخانی می‌گوید شکل کشته شدن لاله سحرخیزان ثابت می‌کرده که شهلا به تنهایی این کار را انجام نداده و مثلا هنگام زدن ضربات چاقو فرد دیگری پاهای مقتول را نگه داشته.

موضوعی که قاضی هم بر آن اصرار داشته. اما شهلا زیر بار نرفته و حاضر نشده پای کسی دیگر را وسط بکشد. به گفته ناصر محمدخانی که پس از سال‌ها در مورد این پرونده به زبان آمده است، همه شواهد از حضور شهلا در خانه مقتول در زمان قتل حکایت می‌کند و ابن که شهلا بعدا قتل را انکار کرد، چیزی بود که او در زندان یاد گرفته بود.

اگر شهلا زنده بود…

مجری در پایان برنامه از او می‌پرسد اگر فرصت بود که یک بار دیگر شهلا جاهد را ببینی به او چه می‌گفتی. ناصر محمدخانی با کمی مکث:«می‌گفتم چرا این اشتباه را کردی؟ تو مادر نبوده‌ای. اگر مادر بودی، هیچوقت چنین کاری نمی‌کردی.


بازخوانی پرونده شهلا جاهد

عصر روز ۱۷ مهر ماه (سال ۱۳۸۱)، گزارشی از وقوع یک قتل خونین در میدان کتابی به پلیس داده شد و در آن تماس خبر وقوع یک فقره قتل در خیابان گل نبی واقع در میدان کتابی تهران به کارآگاهان پلیس آگاهی گزارش شد.

این گزارش با موارد دیگری که روزانه به پلیس آگاهی اطلاع داده می‌شد، کمی فرق داشت، چراکه در این پرونده پای یک مربی مطرح آن زمان فوتبال ایران در میان بود، مقتوله لاله سحرخیزان همسر ناصر محمدخانی بازیکن اسبق تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی ایران بود که در زمان وقوع قتل در اردوی تیم فوتبال پرسپولیس در کشور آلمان به سر می‌برد.

شهلا جاهد، همسر موقت ناصر محمدخانی که گفته می‌شود با یکی از همبازیان محمدخانی نسبت فامیلی داشت و به واسطه معرفی وی این دو با یکدیگر آشنا شدند، از همان روز نخست مدعی بود که هیچ‌کس را نکشته و تنها جرمش این است که عاشق ناصر محمدخانی است.

تقریبا یک سال از قتل مشکوک لاله سحرخیزان گذشت و شهلا همچنان منکر هرگونه دخالت در قتل وی بود تا اینکه یک ملاقات در شب بارانی تهران در حیاط آگاهی ورق را برگرداند و همه چیز را تغییر داد، محمدخانی به ملاقات شهلا رفت و پس از آن دیدار بود که شهلا به قتل لاله اعتراف کرد.

با گذشت چند سال از این دیدار، هیچ کس نمی‌داند که در آن دیدار بین این دو نفر چه گذشت؛ اما موضوعی که مهم بود این است که بعد‌ها شهلا درباره آن دیدار گفت: ناصر به من گفت یک ماه دیگر سالگرد «لاله» است و اگر تو قتل را گردن نگیری، آن‌ها من را بازداشت می‌کنند.

شهلا ادامه داد: ناصر از من خواست به قتل اعتراف کنم تا آبرویش حفظ شود؛ وی به من گفت برای گرفتن رضایت از اولیای دم یعنی دو پسرش و پدر و مادر لاله تمام سعی خود را خواهد کرد و از طرفی من نمی‌توانستم مردی را که اینقدر عاشقش بودم، این طور خوار ببینم؛ من فقط به خاطر اینکه ناصر بیشتر از این اذیت نشود، به این قتل اعتراف کردم.
شهلا که به وعده‌های محمدخانی دل بسته بود و امیدوار بود که وی رضایت اولیای دم را جلب کند و باعث جلوگیری از اعدام خودش شود، با بی تفاوتی ناصر مواجه شد و حین برگزاری جلسه دادگاه خطاب به قاضی پرونده اعلام کرد که من کسی را نکشتم و قاتل نیستم و فقط برای اینکه عاشق ناصر هستم، خواهستم تا قتل را به گردن بگیرم.

آخرین لحظات شهلا قبل از اعدام

حكم قصاص شهلا جاهد پس از تأييد ديوان عالی كشور و موافقت رئيس وقت قوه‌ قضاييه با استيذان، ساعت ۰۵:۴۵ صبح روز چهارشنبه ۱۰ آذرماه در محوطه داخلی زندان اوين به مرحله اجرا درآمد.

حكم قصاص با چوبه‌ دار پس از طی تشريفات قانونی توسط قاضی عصمت‌الله جابری داديار اجرای احكام دادسرای امور جنایی تهران، از سوی برادر مقتول به مرحله اجرا در آمد.

ساعت ۰۴:۵۰ صبح عبدالصمد خرمشاهی وكيل مدافع شهلا به زندان مراجعه كرد و در جمع خبرنگاران گفت كه هنوز هم می‌توان به اخذ رضايت اميدوار بود.

ساعت ۵ نماينده‌ای از دستگاه قضایی به اوين مراجعه كرد و به حضار اطمينان داد كه برای برقراری سازش در پرونده تمام تلاش خود را صرف خواهد كرد.

ساعت ۰۵:۱۰ قاضی عصمت‌الله جابری داديار اجرای احكام دادسرای امور جنايی پايتخت و مدير دفتر وی به زندان اوين مراجعه كردند و لحظاتی بعد در حالی كه خودرو ويژه بررسی صحنه جرم، حامل پزشک كشیک قانونی و يک دستگاه آمبولانس وارد اوين شدند، شهلا جاهد از قرنطينه خارج شد تا برای اجرای حكم آماده شود.

سرانجام ساعت ۰۵:۴۵ در حالی كه طناب دار بر گردن شهلا آويخته شد، پس از قرائت حكم دادگاه و در حضور داديار اجرای احكام، مدير دفتر وی، مسئول زندان اوين، پزشک قانونی و نماينده دستگاه قضایی، برادر لاله به عنوان نماينده اوليای دم، چهارپايه‌ای را كه زير پای شهلا قرار داشت كشيد و به اين ترتيب پرونده زندگی خديجه جاهد معروف به شهلا برای هميشه بسته شد.

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :3 تعداد آرا: 16

هنوز کسی رای نداده...