بیوگرافی کامل مهدی ربیعی

مهدی ربیعی متولد 15 آبان 1357 در تهران بازیگر و ورزشکار می باشد .

نام نام خانوادگی :مهدی ربیعی
تاریخ تولد :15 آبان 1357
محل تولد :تهران
مدرک تحصیلی :مهندسی راه و ساختمان
وضعیت تاهل :متاهل

صفحه اینستاگرام مهدی ربیعی

آقای پلیس در لیسانسه ها

مهدی ربیعی بازیگر نقش مامور پلیس در سریال فوق لیسانسه‌ها از کشفیات سروش صحت است البته او قبلا هم بازیگری کرده بود اما شهرتش به خاطر نقشی است در سریال‌های لیسانسه ها و فوق لیسانسه ها بازی کرده است.

او از دوران دبیرستان تئاتر بازی می‌کرد اما این علاقه نتوانست برای او تبدیل به یک حرفه شود و او در دانشگاه مهندسی راه و ساختمان را خواند و بعدها به یک ساختمان‌ساز حرفه‌ای و موفق تبدیل شد. با این حال علاقه‌اش را در بازیگری از دست نداد.

آقای پلیس در سریال لیسانسه ها
آقای پلیس در سریال لیسانسه ها

آغاز بازیگری مهدی ربیعی

او در سال 84 به کلاس‌های بازیگری علی سرابی رفت و از این راه با چهره‌های هنری زیادی آشنا شد.

هرچند مهدی ربیعی تئاتر بازی می کرد اما هنوز وارد سینما و تلویزیون نشده‌ بود  تا اینکه در سریال شمعدانی‌ها با سروش صحت آشنا شد.

مهدی ربیعی می‌گوید: آقای صحت با من تماس گرفت و گفت تو که در کار ساختمان سازی هستی من یک فرد افغانستانی می‌خواهم که نقش افغانستانی بازی کند. من یکی از کارگرانم را به او معرفی کردم اما در تست رد شد من داشتم به او یاد می‌دادم چطور باید یک آواز افغانستانی که موضوع تست بود را بخواند که آقای صحت این صحنه را دید و به من گفت چرا بازیگری نمی‌کنی!

اینطور که مهدی ربیعی گفته است در واقع این آغاز کمدین شدن او در تلویزیون بود. جرا که سروش صحت در کار بعدی‌اش یعنی لیسانسه‌ها از مهدی ربیعی برای بازی در نقش مامور پلیس دعوت کرد . مهدی ربیعی آنقدر خوب از پس این نقش برآمد که آن را تبدیل به یک شخصیت محبوب در سریال لیسانسه‌ها کرد. مهدی ربیعی  نقش مامور پلیس را در سریال فوق لیسانسه‌ها هم ادامه داد.

مهدی ربیعی بازیگر
مهدی ربیعی بازیگر

نقش مامور پلیس چگونه شکل گرفت

مهدی ربیعی درباره اینکه چطور شد نقش پلیس را در این سریال ها بازی کرد می‌گوید: آقای صحت از من تست گرفت و من را به عنوان سرکارگر افغانی ها انتخاب کرد. بعد گفت من یک نقش پلیس دارم که خیلی روی آن حساسم.

یک بار برای دورخوانی نقش پلیس پیش او رفتم. از چند نفر تست گرفت. آخرین لحظه دستیارش پرسید:«از ربیعی تست نمی گیری؟» گفت چرا. بعد از من تست گرفت و از کارم خوشش آمد. من یک تستی زدم و گفتم مثلا پشت بی سیم جوگیر شده ام و دارم اینطوری حرف می زنم.

مهدی ربیعی آقای پلیس سریال لیسانسه ها
مهدی ربیعی آقای پلیس سریال لیسانسه ها

دیالوگی را با این لحن خواندم و آقای صحت خوشش آمد. قرار بود در فصل اول فقط در چند سکانس حضور داشته باشم اما کم کم سکانس هایم بیشتر شد. وقتی کار پخش شد مردم خیلی خوش شان آمد و استقبال کردند. برای همین هم در فصل دوم کلا نقشم زیادتر شد.

من روز اول خیلی اتفاقی از این لحن استفاده کردم. اصلا قصدم این نبود که کل سریال اینطوری حرف بزنم ولی آقای صحت خواستند که با همین لحن و حتی یک مقدار اگزجره تر بگویم. البته قرار بود از چیزی که الان می بینید اگزجره تر باشد اما ناظر پلیس که همراه کار بود اجازه نمی داد. اینها همگی فکرهای آقای صحت بود که دیالوگ پلیس فعل نداشته باشد و حرفش را سریع برساند.

زندگی خانوادگی مهدی ربیعی

 مهدی ربیعی دو فرزند دارد. او زندگی شخصی موفقی دارد و در حرفه‌اش که ساختمان‌سازی است بسیار پیشرفت داشته‌ است. او یک دختر و یک پسر دارد و با همسرش نیز رابطه بسیار خوبی دارد.وی بطور جدی بدنسازی کار می کند .

مهدی ربیعی ورزشکار
مهدی ربیعی ورزشکار

مهدی ربیعی حالا تبدیل به یک کمدین موفق شده‌ است و پیشنهادهای کاری زیادی دارد. اما ترجیح می‌دهد گزیده کار کند تا فرودی در کارش نداشته باشد و همیشه بدرخشد.

مصاحبه مهدی ربیعی

لحن ستوان نعیمی با شیوه ای که الان در کار می بینیم همان لحنی است که روز اول برای تست به آن رسیدید؟
من روز اول خیلی اتفاقی از این لحن استفاده کردم. اصلا قصدم این نبود که کل سریال اینطوری حرف بزنم ولی آقای صحت خواستند که با همین لحن و حتی یک مقدار اگزجره تر بگویم. البته قرار بود از چیزی که الان می بینید اگزجره تر باشد اما ناظر پلیس که همراه کار بود اجازه نمی داد.

تیکه کلام «تمام» چطور؟
تمام را واقعا یادم نیست از کجا آمد اما الان اکثر هنرپیشه های کار خودمان هم مدام می گویند تمام.

این فکر که فعل ها را حذف کنید و فقط منظور را با چند کلمه برسانید پیشنهاد شما بود یا صحت؟
اینها همگی فکرهای آقای صحت بود که دیالوگ پلیس فعل نداشته باشد و حرفش را سریع برساند.

گفتید قصد داشتید لحن ستوان نعیمی اگزجره تر  از چیزی باشد که الان می بینیم اما پلیس اجازه نداده است. کلا دخالت پلیس به چه صورت است؟ در تمام سکانس هایی که شما حضور دارید ناظر هم هست؟
در تمام سکانس هایی که من در لباس نیروی انتظامی ظاهر می شوم ناظر وجود دارد اما وقتی که با لباس شخصی هستم و مثلا داخل چلوکبابی می روم دیگر ناظر نیست. کلا در سکانس هایی که من به عنوان پلیس حضور دارم، از اول تا آخر ناظر هم هست و دیالوگ ها را چک می کند.

الان بعد از دو فصل، پلیس این شخصیت را پذیرفته؟ یا هنوز هم مشکل دارند؟
مامورهایی که اطراف می بینم همگی خوش شان آمده و راضی اند. به خاطر این که ما در این سریال فقط با پلیس شوخی نکردیم. با تمام اقشار جامعه و شغل های مختلف شوخی کردیم. همه چیز کاملا فانتزی است. این را هم باید بگویم که پلیس با وجود زحمت های زیادی که می کشد کاملا مظلوم واقع شده. این لباس های ضدگلوله ای که می پوشند در گرما و سرما واقعا اذیت می کند. پوتین ها و موتورهای شان درخور شخصیت پلیس ایران نیست. تصورم این است که الان با این سریال مردم توانسته اند با پلیس یک رابطه مهربانانه تری برقرار کنند.

در کل میزان مداخله پلیس در سکانس هایی که شما حضور دارید چقدر است؟ چقدر دیالوگ ها را کم و زیاد می کند یا به لحن صحبت کردن ایراد می گیرد؟
کم و زیاد آنچنانی که نداریم. یک جاهایی ممکن است کلمه هایی را جا به جا کنند اما در فصل اول روی مسئله صدا خیلی مشکل داشتند. ما پنج قسمت اول را با لحنی که الان می بینید ضبط کردیم. بعد از پنج قسمت فشارها زیاد شد و گفتند لحن باید تغییر کند. پنج قسمت بعد را با لحن معمولی گرفتیم اما بالاخره یک شب مانده به پخش اجازه گرفتند تا صدا را تغییر ندهیم. من شب آخر رفتم دفتر و دوباره از اول پنج قسمت دوم را دوبله کردم.

الان همه در اداره پلیس شما را به عنوان ستوان نعیمی می شناسند؟
نه خیلی ها فکر می کنند واقعا همکارشان هستم. خود آن ناظری که همراه پروژه بود می گفت تنها دلیلی که باعث شده اجازه پخش بدهند چهره من است چون چهره موجهی دارم و کاملا جدی به نظر می رسم.

سروش صحت از جمله کارگردان هایی است که حساسیت زیادی روی پلان ها دارد. با حساسیت خیلی زیادی ضبط می کند و از هیچ نکته ای به راحتی نمی گذرد. همکاری با این کارگردان چقدر سخت بود؟
سروش صحت واقعا آدم باسواد و پرانرژی است. کسی بتواند کنار آقای صحت کار کند واقعا شاهکار کرده چون خیلی سختگیر است و وسواس زیادی دارد که ایده خوب دربیاید. خب طبیعی است که یک جاهایی اذیت شدم چون اجازه نمی دهند که واو کم و زیاد کنی و تا وقتی همه چیز درست نباشد نمی گذارد بروی. اگر پنجاه بار هم تکرار شود باز هم با مهربانی ادامه می دهد.

پوشیدن لباس و بستن اسلحه و… هم کاملا با نظارت پلیس بود؟
من سه تا لباس داشتم و یک لباس گشت ساعت 10 شب، یک لباس کادر داخل اداره و یکی هم مخصوص زمستان که در حالت های مختلف طبق نظارت ناظر پلیس می پوشیدم. هرکدام از این لباس ها جایگاهی دارد که آنها تشخیص می دهند.

مردم شما را در خیابان می شناسند؟
بله واقعا از ستوان نعیمی خوش شان آمده. من را می بینند می گویند چرا انقدر نقشت کم است. خیلی ها می گویند ما لحظه شماری می کنیم تا نعیمی بیاید.

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.2 تعداد آرا: 79

هنوز کسی رای نداده...