عکس نوشته حضرت فاطمه س

زیباترین عکس نوشته های اسم مبارک حضرت فاطمه زهرا س در این صفحه برای شما عزیزان قرار داده شده است .

یا بنت نبی الله

یا بنت نبی الله
یا بنت نبی الله

خداحافظ ای یار پهلو شکسته          خداحافظ ای رونق آشیانم

 خداحافظ ای قوت زانوانم          خداحافظ ای جسم بی جان زهرا

خداحافظ ای مانده در کوچه تنها          خداحافظ ای گریه های شبانه

خداحافظ ای بانوی بی نشانه          خداحافظ ای کوچه های مدینه

خداحافظ ای زخم بازو و سینه          خداحافظ ای داغ در دل نهفته

خداحافظ ای موی آتش گرفته          خداحافظ ای خاطرات غم یار

خداحافظ ای خون مانده به دیوار          خداحافظ ای یار در خون تپیده

خداحافظ ای یاور قد خمیده          خداحافظ ای یاور مهربانم

خداحافظ ای مادر کودکانم          خداحافظ ای یاس صورت کبودم

حضرت فاطمه س

فاطمه س
فاطمه س

عکس یا فاطمه الزهرا

عکس یا فاطمه الزهرا
عکس یا فاطمه الزهرا
پروفایل حضرت فاطمه زهرا س
پروفایل حضرت فاطمه زهرا س

این قدر بین رفتن و ماندن نمان، بمان
پیرم مکن ز بارغمت ای جوان، بمان

خورشید من به جانب مغرب روان مشو
قدری دگر به خاطر این آسمان بمان

مهمان نُه بهار علی پا مکش زباغ
نیلوفر امانتیِ باغبان بمان

ای دل شکسته آه تو ما را شکسته است
ای پر شکسته پر مکش از آشیان بمان

دیگر محل به عرض سلامم نمی دهند
ای همنشین این دل بی همزبان بمان

راضی مشو دگر به زمین خوردنم، مرو
بازی نکن تو با دل این پهلوان بمان

روی مرا اگر به زمین می زنی بزن
اما بیا بخاطر این کودکان بمان

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
اینقدر بین رفتن و ماندن نمان بمان

عکس نوشته حضرت فاطمه س

عکس نوشته حضرت فاطمه س
عکس نوشته حضرت فاطمه س

عکس پروفایل حضرت زهرا س

عکس پروفایل حضرت زهرا س
عکس پروفایل حضرت زهرا س

عکس پروفایل حضرت زهرا س

عکس پروفایل حضرت زهرا س
عکس پروفایل حضرت زهرا س

تایپوگرافی فاطمه س

تایپوگرافی فاطمه س
تایپوگرافی فاطمه س

تایپو گرافی فاطمه س

تایپو گرافی فاطمه س
تایپو گرافی فاطمه س

پروفایل ایام فاطمیه

پروفایل ایام فاطمیه
پروفایل ایام فاطمیه

شعر برای شهادت حضرت فاطمه س

زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا،‌ قدیمی‌تر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمی‌تر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمی‌تر

که قبل از قصۀ ‌«قالوا بلی» این زن بلی گفته‌ست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست

ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه

نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد

زنی آن‌سان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را می‌ستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتی‌های تلمیحش
جهان این شاه‌مقصودی که روشن شد ز تسبیحش

ابد حیران فردایش، ازل مبهوت دیروزش
ندانم‌های عالم ثبت شد در لوح محفوظش

چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!

مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم

مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل می‌بندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر
تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر

همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست

غمی در جان زهرا می‌شود تکرار در تکرار
صدای گریه می‌آید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمان‌ها می‌شود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه می‌خواند کسی انگار

برایش روضه می‌خواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان

خدا را ناگهان در جلوه‌ای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند

صدای گریه آمد، مادرم می‌سوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن می‌دوخت در باران

وصیت کرد مادر، آسمان بی‌وقفه می‌بارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنه‌ست، بالای سر او آب بگذارید

زمان رفتنش فرمود: می‌بخشید مادر را
کفن‌هایم یکی کم بود، می‌بخشید مادر را

بمیرم بسته می‌شد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان می‌شد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه می‌افتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته

بُنَّیَ تشنه‌ای مادر برایت آب آورده…

سید حمید رضا برقعی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.3 تعداد آرا: 6

هنوز کسی رای نداده...