شاید شما هم در مورد نوشتن انظباط یا انضباط دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( انظباط یا انضباط ? )

املای صحیح این واژه « انضباط » می‌باشد و املای « انظباط » اشتباع می‌باشد .

معنی انضباط : آراستگی ، بسامانی ، سامان پذیری ، سامان گرفتن

انضباط
انضباط

انضباط

لغتنامه دهخدا :

انضباط. [ اِ ض ِ ] (ع مص ) سامان گرفتن . بنوا شدن . خوب نگاهداشته شدن . نظم داشتن . (فرهنگ فارسی معین ).

|| (اِمص ) پیوستگی و مضبوطی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نظم و انتظام و ترتیب و درستی و عدم هرج و مرج . (ناظم الاطباء).

سامان پذیری و آراستگی . || (اصطلاح نظامی ) پیروی کامل از دستورهای نظامی . مقابل بی انضباطی . (فرهنگ فارسی معین ).

|| (اصطلاح آموزش و پرورش ) پیروی از مقررات مدرسه و آن نمره ای دارد که با نمره ٔ دروس دیگر جمع نمی شود.


معنی انضباط به فارسی :

۱. ترتیب، دیسیپلین، نظام، نظم
۲. ادب، نزاکت

با انضباط ( صفت ) :

  • آنکه انضباط دارد با نظم منضبط مرتب : شخص با انضباطی است مقابل بی انضباط .
  • کسی که کاملا مقررات نظام را مراعات کند مقابل بی انضباط .

بی انضباط ( صفت ) :

  • آنکه در هیچ چیز ضبط خود نتواند کرد .
  • بی عصمت بی ترتیب بی نظم .
  • انضباط داشتن : منظم بودن و انتظام داشتن و درستی در کار داشتن . (ناظم الاطباء).
  • بی انضباط : آنکه از مقررات پیروی نمی کند. نابسامان .

واژه انضباط

تلفظ انضباط/’enzebAt/
مترادفترتیب
دیسیپلین
نظام
نظم
ادب
نزاکت
اشتباه تایپی hkzfhx
انضباط به انگلیسیdiscipline 
هم خانواده انضباطضبط
ضابطه
ضبط صوت
ضوابط
ضبط نفس
انضباط
انضباطی
منضبط
واژه انضباط

معنی انضباط در عرف

انضباط در عرف به معنی این است که فرد شخصاً اعمال و رفتار خود را تحت نظم و قاعده درآورد ، خویشتن را کنترل و هدایت کند و با توجه به آثار و نتایج اعمال خویش اقدام کند .


ترجیح یا ترجیه ؟

زیربط یا ذیربط ?

صدر جدول یا سدر جدول ?

وهله یا وحله ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :5 تعداد آرا: 1

هنوز کسی رای نداده...