شاید شما هم در مورد نوشتن ترجیح یا ترجیه دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( ترجیح یا ترجیه ؟ )

املای صحیح به معنایی که مقصود شماست وابسته است ، « ترجیح » به معنی برتری داشتن و « ترجیه » به معنی امید داشتن می‌باشد ، پس ابتدا باید به معنی مورد نظر توجه داشت .

ترجیح یا ترجیه
ترجیح یا ترجیه

معنی ترجیح

  • برتری
  • اولویت
  • برتری
  • تقدم
  • فزونی دادن
  • رجحان
  • مزیت
  • برتری دادن
  • به شماری
  • والایی
  • ( مصدر ) فزون داشتن فزونی دادن برتری دادن مزیت دادن
  • ( اسم ) فزونی برتری
  • جمع : ترجیحات . یا ترجیح بلا مرجح.فزونی دادن نه در جای فزونی( بی آنکه مای. فزونی در کار باشد ).
تلفظ ترجیح/tarjih/
اشتباه تایپیjv[dp
معنی ترجیح

فرهنگ فارسی معین :

(تَ) [ ع . ] (مص م .) برتری داشتن .

ترجیح لغتنامه دهخدا

ترجیح . [ ت َ ] (ع مص ) افزونی دادن . (تاج المصادر بیهقی ).

افزونی نهادن . (مصادر زوزنی ) (دهار) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (آنندراج ). دادن کسی را راجح و مائل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : از حقوق رعیت بر پادشاه آنست که … کسانی را که در کارها عاطل … باشند بر کافیان هنرمند… ترجیح و تفضیل روا ندارد. (کلیله و دمنه ).

هر طایفه ای که دیدم در ترجیح دین … خویش سخن می گفتند. (کلیله و دمنه ). و فایده در تخصیص عدل و سیاست و ترجیح آن بر دیگر اخلاق ملوک آن است که تمامی ابواب مکارم و انواع عواطف را بیشک نهایتی است . (کلیله و دمنه ).

|| راجح قرار دادن کسی را. (از اقرب الموارد). افزونی نهادن و غالب شدن . (غیاث اللغات ). افزونی کردن ، وبا لفظ داشتن و دادن و کردن و نهادن به صله ٔ «بر» مستعمل . (آنندراج ). || (اصطلاح اصول ) زیادتی یکی از دو مثل متعارض بر دیگری از جهت وصف . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). اثبات رجحانی در یکی از دو دلیل بر دیگری . در اصطلاح اصول فقه ، رجحان دادن یکی از چنددلیل متعارض بر بقیه بموجب مرجحاتی که در اخبار و روایات ذکر شده است .

توضیح آن که هرگاه میان چند دلیل بحسب مدلول یا در مرحله ٔ اثبات تنافی و تضاد باشد و جمع میان آن ادله از نظر عرف و اصطلاح میسور نباشد، بموجب قواعد کلی طرفین تعارض از حجیت میافتند لیکن دراخبار و روایات برای رجحان یکی از متعارضان بر دیگری مرجحاتی ذکر شده که در صورت وجود یکی از مرجحات مزبور آن دلیلی که خصوصیت مرحج دارد بر دلیل دیگر مقدم داشته میشود و این عمل را ترجیح نامند و تنها در مورد تزاحم ادله بقواعد دیگری عمل میشود. (از کفایةالاصول ملا کاظم خراسانی و تقریرات میرزا حسین نائینی ).


ترجیح بلامرجح : چیزی را برتری و فضیلت دادن که سزاوار نباشد. (ناظم الاطباء). مقدم داشتن شخصی یا چیزی یا حکمی را بر دیگری بدون هیچگونه رجحان و برتری .

معنی ترجیه

  • امیدواری
  • رجا
  • امیدوارسازی
  • امیددهی

متضاد ترجیه:

  • نومیدی
  • یاس

ترجیه در لغتنامه دهخدا

ترجیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) امید داشتن.

(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء)(از المنجد) (از اقرب الموارد) : و در ترجیه ٔ این اُمنیت و تعلیل به ادراک این مُنْیَت روزگارمی گذاشتم. (سندبادنامه ص 20).

|| کسی را امید افکندن. (تاج المصادر بیهقی ). کسی را امید دادن.(زوزنی ) (از المنجد). امیدوار گردانیدن. (دهار).

معنی ترجیه به فارسی

  • امید داشتن
  • کسی را امید افکندن
  • کسی را امید دادن
  • امیدوار گردانیدن
کلمهترجیه
اشتباه تایپیjv[di
معنی ترجیه به فارسی

توجیه یا توجیح ؟

مستدعیست به چه معنی است ؟

معنی هوگون چیست ؟

خشنود یا خوشنود ?

ایده آل یا ایده عال ؟

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :5 تعداد آرا: 2

هنوز کسی رای نداده...