شاید شما هم در مورد نوشتن شصت یا شست دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( شصت یا شست ? )

املای عدد 60 به صورت شصت می‌باشد ، و املای بزرگترین انگشت هر دست یا پا شست است .

شصت یا شست ?
شصت یا شست ?

شصت

۶۰ ، عدد شَصت معرب شَست پارسی شصتمین عدد از اعداد طبیعی است . شصت یک واحد بیشتر از 59 و یک واحد کمتر از 61 می‌باشد .

نوشتن عدد 60 در متون قدیمی به صورت شست رایج بوده است و نمیتوان آن را غلط دانست ولی امروزه برای تفکیک املایی آن را صرفا باید به صورت « شصت » نوشت .

بمالید چاچی کمان را به دست / به چرم گوزن اندر آورد شست 

(فردوسی)

گفت شست مغانه بربندید/  بت به معبود خویش نپسندید(سنایی)

روز جستن تازیان همچون نوند/ روز دز چون شصت ساله سود مند( رودکی)

شصت در لغتنامه دهخدا

شصت . [ ش َ ] (عدد، ص ، اِ) شست . عدد پس از پنجاه و نه وپیش از شصت و یک . ستون . ستین . شش بار ده . نماینده ٔ آن در ارقام هندیه 60 و در حساب جمل «س » باشد. (یادداشت مؤلف ). شش دفعه ده . (ناظم الاطباء) :

بجای خشتچه گر شصت نافه بردوزی
هم ایچ کم نشود گند زشت آن بغلت .عماره ٔ مروزی .

به پیش سپاه اندرون پیل شصت
جهان پست گشته ز پیلان مست .

فردوسی


– شصت ساله ؛ آنکه یا آنچه شصت سال دارد :

روز جستن تازیان همچون نوند
روز دز [ دژ ] چون شصت ساله سودمند.رودکی .

– شصت ساله ؛ آنکه یا آنچه شصت سال دارد :

روز جستن تازیان همچون نوند
روز دز [ دژ ] چون شصت ساله سودمند.رودکی.

شصت . [ ش َ ] (اِ) شست . قلاب ماهیگیری . (از ناظم الاطباء). شست . شص . دام ماهی . دام ماهیگیری . تور ماهیگیری . (یادداشت مؤلف ) :

در شصت فتاده ام چو ماهی
آیا بود آنکه دست گیرد.حافظ.

عدد شصت به انگلیسی

  • sixty 
  • threescore 
  • شصت عربی : ستون
  • شصت به ترکی : altmış
  • شصت به آلمانی : Sechszig, Sechzig

معنی شصت به فارسی

شصت شست : عدد ۶٠ شش ده تا
( اسم ) شش بار ده پنجاه به علاوه ده ( ۶٠ ) .

معنی شصت در فرهنگ معین

شصت(شَ) (اِ.)پنجاه به علاوة ده (۶٠)، شش ده تا.

معنی شصت در فرهنگ فارسی عمید

شصت عدد ۶۰، شش ده تا.

شصت در جدول کلمات

طبق اصل شصت و پنجم جلسات مجلس شورای اسلامی با حضور چه مقدار از نمایندگان رسمیت پیدا میکند ؟ دو سوم از کل نمایندگان .

کلمه : شصت
آوا : Sast
اشتباه تایپی : awj
نقش : عدد اصلی

معنی شست در لغتنامه دهخدا

شست. [ ش َ ] (اِ) زنار و رشته ای که گبران و هنود بر کمر بندند و بر گردن آویزند. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (آنندراج ). زنار. (غیاث اللغات ) :

گفت شست مغانه بربندید
بت به معبود خویش نپسندید.سنایی.

اشتباه تایپی : asj.

اولویت یا الویت ?

ارجحیت یا ارجعیت ?

موجه یا موجح ?

مکانیزم یا مکانیسم ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.3 تعداد آرا: 75

هنوز کسی رای نداده...