مجموعه اشعار با موضوع بغل کردن و آغوش + عکس نوشته در این صفحه برای شما عزیزان گردآوری شده است . امیدواریم مورد پسندتان قرار گیرد . ( شعر بغل کردن / شعر آغوش )

شعر بغل کردن

دلم آغوش میخواهد کمی گرم و کمی تب دار

کمی با من مدارا کن دلم را از زمین بردار

شعر بغل کردن
شعر بغل کردن

شعر بغل کردن / شعر آغوش


کم نامه ی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه می شوم در این تنهایی

لطفا کمی آغوش برایم بفرست


عمریست به جادوی نگاه تو اسیرم

بگذار که در حلقه دستان تو , آرام بگیرم

آغوش تو بی شرط ترین لذت دنیاست

نگذار که در حسرت آغوش تو, ناکام بمیرم.


می شود بغلم کنی؟؟

محکم،

از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و

حتی هوا هم بینمان نباشد…!

می شود بغلم کنی؟؟

دلم تنگ است

برای بوی تنت،

برای دستانت که دورم گره شود

و برای حس امنیتی که آغوشت دارد

بغل کردن
بغل کردن

تو را با یک بوسه

تو را با یک بغل انتظار

تو را با تمام دوست داشتن های زنانه ام

به سپیده دم خورشید می سپارم


غمگینم

خودم را بغل گرفته ام

و شانه هایم

چون گهواره ی کودکی گریان

تکان تکان می خورد!


شعر با موضوع بغل کردن

سردم شده بدجور عزیزم بغلم کن

یخ کردم از این سوز دمادم بغلم کن

تا باد مرا با خود از این کوچه نبرده

بی دغدغه با دغدغه محکم بغلم کن


این شهر همه در پی حرفند و حسودند

آهسته و پیوسته و کم کم بغلم کن

از لطف تو هر بی سر و پایی شده آدم

امید که من هم شوم آدم بغلم کن


مشکل دیوانه تنها یک بغل آرامش است

از همین رو پیرهن بر عکس بر تن کرده است


آدم ها حق دارند آغوشی داشته باشند

که وقتی بغض داشت خفه شان می کرد بهش پناه ببرند

و ایمان داشته باشند تا وقتی که آنجا هستند دست هیچ غمی بهشان نمی رسد . . .


کپشن با موضوع بغل کردن

مثل یک شعر

مرا تنگ در آغوش بگیر

که هوای غزلم

سخت شبیه تن توست…

بغل کردن عاشقانه
بغل کردن عاشقانه

مرا بسپار در آغوشت

برای همیشه

آغوش تو هر بار که در برم میگیرد

باشکوه ترین لحظه زندگیم را تجربه میکنم


زیــباترین معــاشقه , آغوش است…

زمانی که عاشق تمام معشوق را در برمیگیرد…!


بیا

مرا آغوش باش

و به اندازه ی

تمام دوستت دارم هایی که بدهکاری

به خود بچسبان


ﺗﻤﺎﻡ ِ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ

بکش ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ…

ﻣﺮﺍ ﮐﻪ ﻃﺎﻗﺖ ﯾﮏ ﭘﯿﺮﻫﻦ

ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ..!


شعر با موضوع آغوش

به یاد داری

من بودم و تو

نفس به نفس

نگاه به نگاه

و طعم آغوشی که

مبتلایمان کرد به عاشقی …

عکس نوشته بغل
عکس نوشته بغل

شبی که روح مرا تنگ در بغل کردی

مرا تو سوژه ی شهری درآن محل کردی

چقدر لب به لب از من نگاه را انگار

به طعم وسوسه ی سیب درعسل کردی

دو تا پرنده ی عاشق که بالشان زخمیست

دو چشم حادثه را باز مبتذل کردی

به خاک ترین گوشه از زمین سوگند

خمیر مایه ی من را پر از خلل کردی

و طرح کوچک این عشق چون معمائی

که پشت کوچه ی تردید ساده حل کردی

صدیقه اسلامی


و زلف تورا من غزل می کنم
تو را با غزل صد بغل می کنم
دو چشم چو حوض زلال تو را
به اکسیر بوسه عسل می کنم
لبانت قصیده به دیوان شعر
که تقلید شیخ اجل می کنم
در آغوش تو پناه میبرم-
به حرف نگاهت عمل می کنم


بغل کن مرا ,

تا به گرمای تو شعله ور بشم ,
در تو.

بغلم کن مرا ,
تا کوچ کنم با تو به غریزه و خواستن.

بغل کن مرا,
سراسیمه ,پر حرارت و شگفت انگیز,
بی دغدغه.

بر کن این هراسانی بی آغوشی را,
یک نفس.

م.ب.الف

پروفایل بغل کردن
پروفایل بغل کردن

شعر برای بغل کردن

برگرد تنها یک بغل زیبای من باش
در تنگ تنگ سینه ام دریای من باش


برای کسی که نمیشود او را خواست

نمیشود او را داشت

فقط میشود سخت برای او دلتنگ شد

و درحسرت آغوشش سوخت


خسته‌تر از آنم

که لیوانی چای

آرامم کند

آغوش گرم ترا می‌خواهم

در جنگلی ناشناس

وقتی که آسمان

از لا‌به‌لای شاخه‌ها

سرک می‌کشد …

“فریبا عرب نیا”


کجا آرام بگیرم جز میان دست تو
من دلم آغشته شد از بوی عطر جان تو
گر گهی غمدیده شد این کلبه ی احزان ما
همنشینت میشوم در بر لاله زار تو

س. الف


شعر عاشقانه بغل کردن

بگذار که با حسرت جانانه بمیرم
در عزلت خود دامن اندوه بگیرم

مستانه شوم رخت ببند همه عقلم
کز رفتنت ای دوست عزا را بپذیرم

بگذار در این چند صباح همه عمرم
با گریه شود طی همه ی عمر صغیرم

بگذار در اغوش تو گیرد همه ام را
باور کن از این زندگی سخت چه سیرم

باز است در تنگ قفس با همه این حال
عمریست رها هستم و انگار اسیرم

دستی به سره چاره کشیدی و نماندی
آرام تو رفتی که منم دق کنم،آرام نگیرم

تو غصه من را نخور اینها همه حرف است
شادم به خدا،گر چه که این نیست ضمیرم


مرا درآغوشت بگیر
آغوش تو آرام ترین جای زمین است
بدون هیچ رفت و آمدی
تلخی ها خاطره میشوند
در آغوش تو انگار رویاهایم جانی دوباره میگیرند
آغوش تو از تکرارزمان جلوگیری میکند
واین بار
میگذرد…
در جهتی درست…
همه چیز سرجایش هست انگار
خورشید نورش را همه جامی تاباند
میلی برای غروب ندارد
درخت ها بارور میشوند و عشق را صادر میکنن
دیگر آدمیان با اشتیاق و قهقه می آیند
و( خداوندگار عشق را صدا میزنند)
مرا دراغوش بگیر
ببین آغوش تو چه معجزه ای میکند
مرا در آغوش بگیر
دنیایم به آغوشت نیازمند است


عمرى شد و در دام لبان تو اسيرم
آخـر نشـد از جـام لبـت كام بگيـرم
نزديك شـده مرگ مـن از دوريت اما
بگذار در آغـوش تو يك لحظه بميرم

شعر بغل کردن / شعر آغوش

مطالب مرتبط

شعر نو عاشقانه کوتاه و زیبا

دوبیتی عاشقانه زیبا + عکس نوشته

مجموعه عکس های پروفایل بغل کردن

بیو عاشقانه اینستاگرام و تلگرام

شب بخیر عاشقانه + عکس نوشته

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :5 تعداد آرا: 2

هنوز کسی رای نداده...