شاید شما هم در مورد نوشتن وفق یا وقف دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم ( وفق یا وقف ? ).

املای صحیح این کلمات به معنای مورد نظر شما بستگی دارد . اگر منظور شما « واگذاری » و « اختصاص دادن » است املای درست « وقف » می‌باشد . اما اگر منظور شما « موافق و مطابق » است املای درست آن « وفق » است .

املای وفق
املای وفق

وفق مراد

وفق مراد یکی از اصطلاحات رایج می‌باشد که به معنی « مطابق میل » یا « منطبق با آرزو و میل » می‌باشد . این اصطلاح برای احوال پرسی هم کاربرد دارد .

مثال :

  • اوضاع وفق مراد است ؟
  • زندگی وفق مردات میگذره ؟

وفق مراد
وفق مراد

تلفظ وفق مراد :

تلفظ وفق مراد

مترادف و معادل وفق مراد :

  • به دلخواه
  • به خواسته دل
  • موافق آرزو و میل انسان
  • منطبق با خواسته و آرزو
  • هر آن چیزی را گویند که موافق آرزوی انسان است.

اوضاع بر وفق مراد است

معنی وفق

مترادف و معادل وفق:

  • انطباق
  • تطبیق
  • مطابق
  • مطابقت
  • توافق
  • سازش
  • موافقت
  • سازگاری
  • سازواری

/vefq/

معنی وفق در لغتنامه دهخدا

وفق [ وَ ] (ع مص ) موافق یافتن کار خود را (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) سازوار آمدن (تاج المصادر بیهقی )،موافق و سازوار یافتن کار خود را (ناظم الاطباء).

|| صواب و موافق مراد شدن (اقرب الموارد).

|| (اِمص ) سازواری (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) سازگاری و موافقت بین دو چیز (فرهنگ فارسی معین ): اتیتک لوفق الامر، نزد تو آمدم در وقت سازواری کار (منتهی الارب ).

  • – بروفق: موافق و مطابق و مناسب (ناظم الاطباء): بروفق چنین خلاف کاری / تسلیم به از ستیزه باری، نظامی و هر یک بروفق دانش خود رأی همی زدند (گلستان سعدی ).
  • – وفق اعداد (اصطلاح ریاضی ): دو عدد را متوافق میگویند وقتی که آن دو بر عدد ثالثی قابل قسمت باشد و این عدد ثالث را وفق آنها می نامند. (فرهنگ فارسی معین ).
  • – وفق دادن: موافق و مطابق شدن (ناظم الاطباء) || مطابق کردن. سازگار کردن.
  • – وفق کردن: موافقت دادن، سازوارکردن (ناظم الاطباء) مطابق کردن.
  • – بر وفق مراد: طبق مقصود.
  • – به وفق: بروفق

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیرحافظ

|| (ص ) سازوار و موافق (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

|| بسنده (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) گویند : حلوبته وفق عیاله ؛ یعنی شیر آن به قدر کفایت آنان است و افزون نیست (منتهی الارب ).

وفق در لغتنامه معین

وفق(و ) [ ع . ] (اِمص .) سازگاری، مناسبت .وفق دادن( ~. دَ) [ ع – فا. ] :

  • (مص م) مطابق کردن، سازگار کردن .
  • (مص ل) مطابق شدن، سازگار بودن .

فرهنگ فارسی عمید

وفق =

۱. سازگار شدن.
۲. مناسبت و سازگاری، مطابقت میان دو چیز.
* وفق دادن: (مصدر لازم، مصدر متعددی) مطابقت دادن، سازش دادن.


وفق مراد به انگلیسی

  • Everything is alright.
  • All is by my side.
  • Circumstances are all in my favor.
  • All is , so far , so good. تا اینجا که همه چیز خوبه
  • The boat is sailing quite good by favourable winds. کارا داره خوب پیش می ره
  • The wind is blowing favourably. کارا بر وفق مراده
  • If the wind blows favourably. اگر همه چیز مساعد باشه
  • If there will be favourable wind(s). اگر همه جیز

وفق در زبان عربی

متن اصلیمعنی
وَفَّقَ وَفَّقَ : تَوْفِيقاً [وفق] الأَمْرَ: كار را موافق و سازگار نمود
– بَينَ الْقَوم: ميان قوم را صلح و آشتى برقرار كرد
– هُ اللّهُ: خداوند او را توفيق بدهد
– هُ اللّهُ لِلخير: خداوند او را براى كارهاى خير و خوب موفق بگرداند.
وفق در زبان عربی
کلمه : وفق مراد
اشتباه تایپی : ,tr lvhn
وفق مراد

معنی وقف

مترادف و معادل وقف :

  • موقوفه
  • واگذاری
  • اهدا
  • بخشش
  • نذر
  • هبه
  • افامت
  • توقف
  • ایست
  • مکث
  • وقفه
  • اختصاص دادن
  • منحصر کردن
  • دهش
  • نهادک
  • ورستاد

/vaqf/

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 324

هنوز کسی رای نداده...