شاید شما هم در مورد نوشتن ذلت یا زلت دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( ذلت یا زلت ? )

املای صحیح این واژه به معنای مورد نظر شما بستگی دارد . اگر منظور شما « برطرف کردن » ، « حقارت » و « پستی » است املای درست « ذلت » میباشد .

اما اگر منظور شما « لغزش » و « خطا » است املای آن « زلت» است 

املای ذلت
املای ذلت

معنی ذلت

مترادف ذلت :

  • پستی
  • حقارت
  • خواری
  • فلاکت
  • مذلت
  • مهانت
  • نکبت
  • هوان
  • سرشکستگی

/zellat/

متضاد ذلت : عزت .

املای ذلت

معنی ذلت در لغتنامه دهخدا

ذلت. [ ذِل ْ ل َ ] (ع مص ) ذُل ّ. ذُلالَة. مذلت. ذَلالَت. خوار شدن. (تاج المصادر بیهقی ). موهون گردیدن. خواری. (نطنزی ). هوان. حقارت. مهانت. زبونی. مقابل ، عزّت. ارج ، ارجمندی : تعزّ من تشاء و تذل ّ من تشاء. (قرآن 26/2).

ذلة. [ ذِل ْ ل َ / ذُل ْ ل َ ] (ع مص ) رجوع به ذلت شود.

معنی ذلت در لغتنامه معین

ذلت (ذِ لَ) [ ع . ذلة ] (اِمص .) خواری ، زبونی .

معنی ذلت در فرهنگ عمید

ذلت = ذلیل شدن، خوار شدن، پست و زبون شدن، خواری، زبونی.

کلمه : ذلت
اشتباه تایپی : bgj
آوا : zellat
نقش : اسم
واژه ذلت

ذلت به انگلیسی

English   فارسی
abjectness
suffering
hardship
   ذلت
ذلت به انگلیسی

ذلت به عربی

متن اصلیمعنی
نظير السمتذلت
حزيذلت
خُنُوعذلت
وهنذلت
إذلالدر ذلت افكندن به ذلت كشاندن
ذلت به عربی

معنی زلت

مترادف و هم معنی واژه زلت:

  • خطا
  • گناه
  • لغزش
  • کاستکاری

عنی زلت در لغتنامه دهخدا

زلت. [ زَل ْ ل َ ] (ع اِ) لغزش و لغزیدن… که عبارت است از کار ناپسندیده و این لفظ را به طریق ادب استعمال کنند، چنانکه زلت انبیاء(ع ). (از غیاث اللغات ). پالغز و لغزش پای. (ناظم الاطباء). عثرت. هفوت. ذنب. خطیئه. خطا. گناه. لغزش. لغزش پای. لغزش زبان درسخن. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا) :
شفیع باش بر شه مرا بدین زلت
چو مصطفی بر دادار بر روشنان را

دقیقی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا)

از آب گنگ چه گویم که چند فرسنگ است
به سومنات بدانجایگاه زلت و شر

فرخی

نه وقت زلت بر من به دل گرفتی خشم
نه وقت خشم زمن بازداشتی احسان

فرخی


زلت. [ زِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کیاکلا است که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 330 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


زلة. [ زَل ْ ل َ ] (ع اِ) لغزش پای در گل و لغزش در سخن. اسم است زلیل را. (منتهی الارب ). لغزش پای در گل. سقط و خطا و لغزش در سخن. ج ، زلات. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

|| گناه و خطای بی اراده . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). گناه. (دهار). خطا و خطیئة. (فرهنگ فارسی معین ).

|| وقوع مکلف است در امر نامشروع ضمن انجام امر مشروع و گفته اند زلت فعلی است ازصغایر که بدون اراده از آدمی صادر می شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 618). رجوع به همین کتاب شود.

|| زن مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عروس. (اقرب الموارد).

|| مهمانی عروسی.

|| آنچه از مائده ٔ دوست یا خویشاوند بردارند، لغت عراقیان یا عامیان است. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زَلَّه و زلِّه شود.


زلة. [ زَل ْ ل َ / زُل ْ ل َ ] (ع اِ) نیکویی و هنر و کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


زلة. [ زُل ْ ل َ ] (ع اِ) تاسه. تنگی نفس و دمه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


زلة. [ زِل ْ ل َ ] (ع اِ) سنگریزه یا سنگریزه های تابان. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نوع و هیأت لغزش. (ناظم الاطباء).

معنی زلت در لغتنامه معین

زلت (زَ لَّ) [ ع . زلة ]

۱ – (مص ل .) لغزیدن ، خطا کردن . ۲ – (اِمص .) لغزش . ۳ – (اِ.) خطا. ۴ – مهمانی .

معنی زلت در فرهنگ عمید

زلت :

۱. خطا، لغزش.
۲. (اسم) گناه.

کلمه : زلت
اشتباه تایپی : cgj

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 99

هنوز کسی رای نداده...