حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه مترادف را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید ، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم . ( مترادف یعنی چه ? )

مترادف
مترادف

«ترادف»در لغت به معنی سواری یکی پشت سر دیگری و در اصطلاح ، عبارت است از دلالت وضعی دو یا چند لفظ بر یک معنا از جهت واحد . این الفاظ را«مترادف»گویند.

آیا در زبان عربی ترادف واقع شده است ?

بله ؛ در زبان عربی نیز مانند سایر زبان ها وقوع ترادف کاملاً مشهود است، مانند الفاظ «قعود» ، «جلوس» ،«اسد» و «لیث» که دو لفظ اوّل برای نشستن و دو لفظ بعدی ،اسم هستند برای حیوان درنده (شیر).

فایده ترادف چیست ?

توسعه در تعبیر، سهولت نظم و نثر،سهولت انواع بدیع ، مانند تجنیس و تقابل و… از جمله کاربردهای ترادف هستند . به عنوان«اشتراک»رجوع شود.

 صفت کلماتی است که در ظاهر متفاوت ، ولی دارای معنای مشترک و یکسان یا شبیه به هم هستند.


مترادف یعنی چه ?

معنی مترادف

مترادف و معادل واژه مترادف:

  • هم معنی
  • هم معنا
  • هم آوا
  • هم نویسه
  • همانند
  • همتا
  • برابر
  • همچم
  • چندکلمه هم معنی که باهم گفته ونوشته شود .
  • پیاپی پشت سرهم
  • دو یا چند لفظ مختلف که بر یک معنی دلالت کند

متضاد واژه مترادف: متضاد .

تلفظ مترادف :

/moterAdef/

تلفظ مترادف

معنی مترادف در لغتنامه دهخدا

مترادف. [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) در پی دیگری سوار شونده. (غیاث ) (آنندراج ). کسی که پس دیگری سوار شود. (ناظم الاطباء).

|| پی در پی. (غیاث ) (آنندراج ). متوالی و پی در پی و قطع نشده از عقب دیگری. (ناظم الاطباء).

پیاپی. پشت سرهم : و به سبب دوری آن (فاصله ٔ کبری ) در طبع و خروج آن در کثرت حرکات متحرکات مترادف از اعتدال آن را کبری نام نهادند. (المعجم ). و بر عقب آن اخبار مصائب جمعی از ملوک و اکابر عراق و خراسان در مدتی از هر طرف متواتر و مترادف شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 178).

|| شریک چیزی در اسم. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

دو سه لفظ که در معنی شریک باشند چنانکه قلب و فؤاد و جنان که هر سه بمعنی دل است. (غیاث ) (آنندراج ). هم معنی و به این معنی… از لغات مولده است. (ناظم الاطباء).

ادامه معنی مترادف در دهخدا

دو یا چند کلمه که برای معنی واحد وضع شده باشند، هر یکی مترادف دیگری یا دیگران است مثل هیمه. هیزم. یا مدامه و راح و جز اینها. مقابل متباین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اما قسم اول که الفاظ بسیار بر یک معنی دلالت کند، آن را اسماء مترادفه خوانند، مانند دلالت انسان و بشر بر مردم و میان مترادفه و متباینه اشتباه ممکن بود مثلاً لفظی باشد که دلالت کند بر معنیی و لفظ دیگر بر همان معنی با وصفی مقارن و گمان افتد که هر دو لفظ مترادفند و نباشند بلکه متباین باشند مانند «سیف » و «حسام » چه سیف شمشیر بود و حسام شمشیر بران… (اساس الاقتباس ص 9).

دو یا چند لفظ مختلف که بر یک معنی دلالت کند، مانند دلالت انسان و بشر بر مردم. (اساس الاقتباس ).

|| پیوسته شده ٔ در مزاوجت. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

|| (اصطلاح عروض ) قافیه ای است که در آن دو ساکن جمع آیند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). و آن قافیتی است که در آخر آن دو ساکن باشد چنانکه : دی بامداد عید که بر صدر روزگار. و در اشعار عجم این قافیت در یازده فعل افتد: مفعولان و فاعلان و فعلان و فعولان مفاعیل و فعول وفاع ومفاعیلان و فاعلییان و فعلییان و این قافیت را از بهر آن مترادف خواندند که سواکن [ آن ] بر پی یکدیگرندیکی ردف دیگری، و عدد قوافی اشعار عجم سی و یک است.(المعجم چ مدرس رضوی ص 205).

معنی مترادف در فرهنگ عمید

مترادف =

۱. (ادبی) کلمه ای که در معنی شبیه کلمۀ دیگر باشد، هم معنی.
۲. (ادبی) قافیه ای که دو حرف ساکن پیاپی در آن باشد، مانندِ «سَرد» و «فَرد».
۳. [قدیمی] چیزی که ردیف چیز دیگر واقع می شود، ردیف هم، پی در پی.

معنی مترادف لغتنامه معین

مترادف (مُ تَ دِ) [ ع . ] (اِفا.)

  1. پی درپی .
  2. هم معنی .

ljvhnt

مترادف یعنی چه ?

موارد مرتبط

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 90

هنوز کسی رای نداده...