شاید شما هم در مورد نوشتن زغال یا ذغال دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( زغال یا ذغال ? )

املای صحیح این واژه « زغال » می‌باشد و نوشتن به صورت « ذغال » نادرست است .

توجه داشته باشید هیچ کلمه فارسی با حرف « ذ » آغاز نمیشود .

املای زغال
املای زغال

ذغال یا زغال ؟
زقال یا زغال یا ذغال یا ذقال ؟

تلفظ زغال

معنی زغال

زغال توده ای از عنصر کربن به صورت جامد می‌باشد که معمولا از طریق سوزاندن چوب درختان در خلاء و یا تجزیه گیاهان مرده در لایه های خاک به دست می‌آید .

زمانی که چوب را در خلاء با استفاده از حرارت به زغال تبدیل میکنند در اصل رطوبت و سایر عناصر از چوب خارج می‌شوند و کربن خالص به رنگ سیاه باقی می‌ماند . این ماده به آسانی آتش میگیرد و حرارت زیادی را تولید می‌کند .

زغال
زغال

در طبیعت بافت گیاهان و موجودات مرده نیز در لایه های خاک طی زمان طولانی تحت تاثیر حرارت و فشار زیاد به زغال سنگ تبدیل می‌شود .

معنی زغال در لغتنامه دهخدا

زغال. [ زُ ] ( اِ ) انگِشت که فحم نیز گویند. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 334 ). انگشت و چوب سوخته که پیش از آنکه کاملاً بسوزد آن را خاموش کرده باشند. ( ناظم الاطباء ). زگال. ( برهان ). زگال. ژگال. شگال. شگار. چوب و دیگر اندامهای گیاهی و نیز انساج حیوانی نیم سوخته که قسمت اعظم ترکیبات آنها تبدیل به کربن شده باشد. فحم. انگشت. توضیح آنکه این کلمه را به غلط ذغال نویسند. ( فرهنگ فارسی معین ).

ترکیبات واژه زغال در لغتنامه دهخدا

– زغال استخوان ؛ زغال حیوانی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به همین ترکیب شود.
– زغال چوب ؛ زغال نباتی. این زغال را از چوبهایی که در ترکیب آنها صمغ یا رزین به حداقل باشد ( مانند چوب درخت تبریزی و شاه بلوط ) تهیه می کنند. ( فرهنگ فارسی معین ).
– زغال حیوانی ؛ زغالی که نتیجه ٔسوختن انساج و اندامهای حیوانی ( مانند استخوان و غضروف و غیره ) حاصل شود. این زغال را در تصفیه مواد رنگین بکار برند. ( فرهنگ فارسی معین ).
– زغال خالص ؛ زغال قند و آن از تکلیس قندبدست می آید. ( فرهنگ فارسی معین ).
– زغال دوده ؛ زغالی است بی شکل که از سوزاندن تربانتین ، قطران ، نفت و لاستیک در هوای کم بدست می آید دوده پست برای نقاشی به رنگ سیاه و دوده های مرغوب ( مانند دوده استیلن ) برای واکس و مرکب چاپ مصرف می شود. ( فرهنگ فارسی معین ).


– زغال سنگ . رجوع به همین کلمه شود.
– زغال سوز ؛ آنکه در جنگل زغال تهیه می کند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
– زغال سوزی ؛ عمل زغال سوز. انگشت گری. ( یادداشت ایضاً ).
– زغال طراحی ؛ زغال مخصوصی است برای طراحی . نقاش پیش از آنکه تابلو را رنگ آمیزی کند با زغال ، طرح مختصری می ریزد و سپس شروع به رنگ آمیزی می کند، ولی نقاش ماهر با همان رنگ مخلوط شده مقصود خود را مجسم می سازد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
|| یک نوع میوه ترش مزه که به زغال اخته معروف است. ( ناظم الاطباء ). رجوع به همین کلمه شود.

زغال در لغتنامه معین

زغال = (زُ ) (اِ. ) چوب سوخته که پیش از خاکستر شدن آن را خاموش کنند.

زغال در لغتنامه عمید

زغال = جسم سخت و سیاه رنگی که از سوختن بافت های گیاهی و حیوانی ایجاد می شود و حاوی مقدار زیادی کربن است، انگِشت، آلاس.

زغال به انگلیسی

Englishفارسی
charcoalزغال
char-broil
charbroil
کباب کردن روی آتش زغال
coalزغال کردن
grillکباب کردن با کباب پز
en brochetteکباب شده روی سیخ (آشپزی)
charتبدیل به زغال کردن
broilerسیخ فلزی برای کباب کردن
barbecue
broil
grill
kebab
kebob
roast
shish kebab
کباب
dischargeآتش کردن
barbecueگوشت را با سس کباب کردن
زغال به انگلیسی

زغال به عربی

متن اصلیمعنی
فحمزغال
قفصنوعي پيمانه قديمي زغال سنگ وغيره
فحمزغال چوب
قالب الفحم الحجريخاک زغال قالبي
جمرةخاکه زغال نيمسوز
زغال به عربی

ذغال در لغتنامه دهخدا

ذغال. [ ذُ ] ( اِ ) چوب سوخته آتش نشانده و کشته که برای بار دیگر سوختن را آماده کنند. فحم. انگشت.زگال. زغال. زوال و برخی آن را با زاء اخت راء نویسند و ظاهراً چنانکه معمول نیز همان است با ذال صحیح باشد چه دغل با دال مهملة نیز به معنی خس و خاشاکی است که در حمام ها سوزند.

زغال به اسپانیایی

  • carbon : زغال سنگ , زغال , زغال کردن .
  • briqueta : خاك زغال قالبی .
  • carb n : زغال خالص, کربن, الماس بی فروغ, زغال چوب, زغال سنگ, زغال, زغال کردن.
  • carbn de le a : زغال چوب .
  • pavesa : خاکه زغال نیم سوز, اخگر, خاکستر گرم (بیشتر درجمع).
  • ceniza : درخت زبـان گنجشـک, خاکستر, خاکستر افشانـدن یا ریختن, بقایاي جسـد انسان پس از مرگ , زغال نیمسوز, خاکستر, خاکستر کردن.

زغال به آلمانی

  • Holzkohle : زغال .
  • Kohle : زغال خشک و مرغوب .
  • Zeichenkohle : زغال طراحی و نقاشی .
  • torf : تورب , ذغال سنگ نارس , کود گیاهی, معشوقه , عزیز دردانه , زن فاسد.

زغال به ایتالیایی

carbone : زغال .

carbone di legna : زغال چوب .

coke : زغال کوك , زغال سنگ سوخته , تبدیل به زغال کردن .

زغال به سوئدی

kol : ذغال خالص , کربن, الماس بی فروغ, زغال سنگ, زغال, زغالکردن .

lysgas :گاز زغال سنگ .

trkol : زغال چوب .

koksa : زغال کوك , زغال سنگ سوخته , تبدیل به زغال کردن.

slagg : زغـال نیمسوز, خـاکستر, خاکستر کردن, تفاله, کف, چرك, درده, خاکستر, گـداز اتشـفشانی, فلز نیم سوخته, مزخرف, اشـغال , تفاله گرفتن از.

موارد پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 116

هنوز کسی رای نداده...