حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه سیاهه را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید ، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم . ( سیاهه یعنی چه ? )

سیاهه
سیاهه

معنی سیاهه

مترادف و معادل واژه سیاهه :

  • برگه ای که دخل و خرج را در آن نویسند
  • لیست اجناس جهیزیه که دختر به خانه پسر آورده است
  • صورت ریز اجناس
  • سواد
  • صورتحساب
  • صورت
  • فهرست
  • لیست
  • بدکاره
  • روسپی
  • فاحشه
  • سند
  • نوک
  • اسکناس
  • منقار
  • لایحه
  • قبض
  • لایحه قانونی
  • برات
  • فرمان
  • سیاهه
  • نوعی شمشیر پهن

تلفظ سیاهه :

تلفظ سیاهه

/siyAhe/

سیاهه یعنی چه ?

معنی سیاهه در لغتنامه دهخدا

سیاهه. [هََ / هَِ ] ( اِ ) تفصیل رخوت و اسباب و اسامی مردم و کتاب و امثال آن. ( برهان ). نوعی از دفتر و حساب و آنرا روزنامه نیز گویند و در آن تفصیل اسباب خانه و رخوت و لباس باشد نویسند. به اصطلاح متصدیان دفتر مسوده روزنامچه که آمدنی نقود یا اجناس هر روزه بطریق اجمال بلاتفریق و تفصیل یکجا می نگارند. ( غیاث اللغات ).صورت ریز جنسهای خریده شده یا پولهای پرداختی یا دریافتی که از طرف خریدار یا فروشنده تهیه میشود. صورت حساب. ( فرهنگستان ).

|| سیاهی :

بر گونه سیاهه چشم است غرم او
هم بر مثال مردمک چشم از او تکس

بهرامی

|| ( ص ) کنایه از زن بدکاره و فاحشه و قحبه. ( از برهان ) ( آنندراج ). زن بدکار که آنرا غر و روسپی نیز گویند و بتازی قحبه خوانند. ( فرهنگ رشیدی ) :
چون کودک دبستان اخلاص و فاتحه
دشنام آن سیاهه زن از بر همی کنم

سوزنی

برفتم بگفتم دوساله وظیفت
چو برف سفیدم بداد آن سیاهه

انوری ( دیوان چ سعید نفیسی ص 457 ).

معنی سیاهه در لغتنامه معین

(هِ یا هَ )(اِ. ) ۱ – صورتحساب ، نوشته ای که در آن موارد دخل و خرج را بنویسند. ۲ – زن بدکاره .

معنی سیاهه در فرهنگ عمید

  1. سیاه، سیاهی.
  2. نوشته.
  3. تکۀ کاغذ که فروشنده ریز کالاهای فروخته شده را در آن می نویسد و به خریدار می دهد، صورت حساب.

سیاهه در حل جدول کلمات

سیاهه در حل جدول :لیست
اشتباه تایپی: sdhii
آوا: /siyAhe/
نقش: اسم
سیاهه در حل جدول کلمات

سیاهه به انگلیسی

  • invoice
  • record
  • bill
  • inventory

سیاهه به اسپانیایی

inventario : دفتر دارایی, فهرست اموال, سیاهه, صورت کالا.

factura : فاکتور, صورت حساب, سیاهه , صورت, صورت کردن, فاکتور نوشتن.

facturar : قبض, صورتحساب, برات, سـند, اسکناس, صورتحساب دادن, فاکتور,صورت حساب, سیاهه ,صورت , صورت کردن, فاکتور نوشتن

cuenta : شـمردن ,حسـاب کردن , محاسـبه نمودن,حسـاب پسدادن, ذکر علت کردن, دلیل موجه اقامه کردن, تخمینزدن, دانسـتن, نقل
کردن(.n(حسـاب,صورت حسـاب, گزارش, بیانعلت, سـبب, مهره, دانه تسبیـح, خرم هره, منجوق زدن, بریسـمان کشـیدن, مهره
سـاختن, نوك, منقـار, نوعی شمشـیر پهن, نوكبنو كه مزدن(چون کبوتران), لاـ یحه قـانونی, قبض, صورت حساب, برات, سـند,
اسکناس, صورتحساب دادن, محاسبه, محاسبات, فاکتور,صورت حساب, سیاهه, صورت, صورت کردن, فاکتور نوشتن.


سیاهه به آلمانی

(rechnung (f : فاکتور, صورت حساب , سیاهه , صورت , صورت کردن, فاکتور نوشتن.

(warenrechnung (f : فاکتور, صورت حساب , سیاهه , صورت , صورت کردن, فاکتور نوشتن.

سیاهه به سوئدی

inventariefrteckning : دفتر دارایی, فهرست اموال, سیاهه, صورت کالا.

inventarium : دفتر دارایی, فهرست اموال, سیاهه, صورت کالا.

inventering : دفتر دارایی, فهرست اموال, سیاهه, صورت کال .

avlningslista : سیاهه پرداخت , لیست حقوق.

tj nstgringslista : سیاهه نامه ها, سیاهه وظایف.

inventarie : دفتر دارایی, فهرست اموال, سیاهه, صورت کالا.

fakturera : فاکتور, صورت حساب, سیاهه, صورت, صورت کردن, فاکتور نوشتن .


سیاهه به فرانسوی

facture : فاکتور , صورت حساب , سیاهه , صورت , صورت کردن, فاکتور نوشتن.

facturent : فاکتور , صورت حساب , سیاهه , صورت , صورت کردن, فاکتور نوشتن .

(stocks (nom; pluriel : دفتر دارایی , فهرست اموال , سیاهه , صورت کالا .

inventaire : دفتر دارایی , فهرست اموال , سیاهه ,صورت کالا.

سیاهه به فنلاندی

inventaario : دفتر دارایی , فهرست اموال , سیاهه , صورت کالا.

سیاهه یعنی چه ?

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 235

هنوز کسی رای نداده...