شاید شما هم در مورد نوشتن تلاش یا طلاش دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . (تلاش یا طلاش ?)

املای صحیح این واژه « تلاش » می‌باشد و نوشتن به صورت « طلاش » نادرست است .

املای تلاش
املای تلاش

تلاش یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه تلاش :

  • اهتمام
  • تقلا
  • تکاپو
  • جدیت
  • جهد
  • جد و جهد
  • سعی
  • فعالیت
  • کوشش
  • مجاهدت
  • مساعی

متضاد واژه تلاش چیست ؟ تن آسانی، تنبلی .

آوا: /talAS/
اشتباه تایپی: jgha
نقش: اسم
تلاش به عربی :جهد , صراع , فوضی , مسعی
تلاش

تلفظ تلاش :

تلفظ تلاش

/talAS/

معنی تلاش در لغتنامه دهخدا

تلاش [ ت َ ] ( ترکی ، اِ ) بمعنی سعی و جستجو از لغات ترکی وتالاش بر وزن شاباش ، خواندن غلط مگر نوشتن درست. بعضی گمان برند که لفظ تلاش عربی است و برای معنی تلاش کننده لفظ متلاشی از تلاش مأخوذ کنند این همه محض غلط و صحیح بجای متلاشی تلاشی است، چرا که لفظ تلاش ترکی است ( غیاث اللغات )، سعی وجد و جستجو، ( ناظم الاطباء ) کوشش و تقلا ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) :

تمام عضو با من در تلاشند
ز دام هیچیک نتوان رهیدن(ناصرخسرو)

تلاش قرب فقر از هر جگرداری نمی آید
که نقش پنجه شیر است نقش بوریای او(صائب از آنندراج )


|| تخریب و ویرانی ( از فهرست ولف ص 259 )، پراکندگی و انتشار ( ناظم الاطباء ) :

بدین رزمگه اندر امشب مباش
ممان تا شودگنج و لشکر تلاش(فردوسی)

تلاش [ ] ( اِخ ) حافظ محمدجمال دهلوی از شعرای پارسی زبان هند است و به عزلت و انزوا تمایل داشت و در سال 1127 هَ_ق، درگذشت و این بیت از اوست :

به روز عید هرشاه و گدا گم می کند خود را
تو رفتی بر سمند ناز و من از خویشتن رفتم( از قاموس الاعلام ترکی ).

معنی تلاش در لغتنامه معین

تلاش (تَ ) (اِ ) = کوشش ، سعی .

فرهنگ عمید :

جدوجهد برای به دست آوردن چیزی، سعی، کوشش.

تلاش به عربی

متن اصلیمعنی
اجتهادتلاش كردن
محاولةتلاش كردن
اجتهادتلاش کردن
سَعي بليغتلاش گسترده
جُهدُ مستديمتلاش مستمر
سَعي حثيثتلاش مستمر
محاولة فاشلةتلاش نافرجام
عَمَلٌ موحدتلاش هماهنگ
محاولة كبريتلاش وسيع

تلاش به انگلیسی

  • search
  • struggle
  • drive
  • effort
  • endeavor
  • exertion
  • push
  • scramble
  • strain
  • sweat
  • try

تلاش به اسپانیایی

arrugar : تلاش , تقلا , کوشش.

esfuerzo :تلاش , کوشـش ,سـعی.

empeo : مصمم , تلاش , کوشش ,سعی ,جدوجهد ، کوشیدن.

empe arse : تلاش , کوشش , سعی ,جد و جهد , سعی بلیغ , تلاش کردن , کوشیدن.

codificar : تلاش , تقلا ,کوشش .

تلاش به آلمانی

(nachforschung (f : جستجو , تلاش , جویش.

nachforschen : جستجو , تلاش , جویش , طلب , بازجویی , تحقیق ,جستجو کردن.

(suche (f: جستجو , تلاش , جویش.

تلاش به ایتالیایی

[sforzo[noun : تقلا , تلاش , کوشش ,سعی .

ricerca : جستجو , تلاش , جویش .

تلاش به سوئدی

anstr ngning : تقلا , تلاش ,کوشش , سعی , اعمال زور , تقلا.

tigga till sig : تلاش کردن , تلاش , تکاپو.

stryka omkring : تلاش , پرسه , جستجو , تکاپو , سرقت .

strvan : تلاش , کوشش ,سعی , کوشیدن .

sk/s kande : جستجو , تلاش .

rusning/klttra : تلاش , تقلا ,کوشش .

furagera : تلاش .

furage : تلاش کردن برای چیزی .

foder/plundra : تلاش.

bem dande : تقلا , تلاش ,کوشش ,سعی .

تلاش به فرانسوی

(brouillent(verbe : تقلا کردن , به زحمت جلو رفتن , تلاش .

(brouiller (verbe : تقلا کردن , تلاش , تقلا.

effort : تقلا , تلاش , کوشش ,سعی.

(brouillent(verbe : تقلاکردن , تلاش , تقلا .

تلاش به فنلاندی

yritys : کوشـش کردن , قصدکردن , مبادرت کردن به , تقلا کردن , کوشش , قصد , تقلا , تلاش .

tehtv : تلاـش .

rynnt : تقلاکردن , تقلا , کوشش.

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 111

هنوز کسی رای نداده...