شاید شما هم در مورد نوشتن سراغ یا سراق دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم .

املای صحیح این واژه « سراغ » می‌باشد و نوشتن آن به صورت « سراق » اشتباه است.

سراغ درسته یا سراق
سراغ درسته یا سراق

سراغ یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه سراغ :

  • نشان
  • نشانی
  • پی جویی
  • پیگیری
  • جست وجو
  • پرسش
  • سؤال
  • جستن
  • ردگیری
  • کاوش
  • پی چیزی رفتن
اشتباه تایپی :svhy
سراغ در حل جدول :نشانی
متضاد واژه سراغ :پاسخ
جواب
سراغ به انگلیسی :clue, trail, track, sign
سراغ به عربی :رائحة
سراغ به بختیاری :سول
سراغ به مازنی :سیراغ یا سِراغ
سراغ به ترکی :سوراماق
سراغ

تلفظ سراغ :

تلفظ سراغ

/sorAq/

برخی بر این عقیده هستند واژه سراغ از زبان ترکی وارد زبان فارسی شده است و اصل آن سورماق می‌باشد.

سراغ به ترکی
سراغ به ترکی

معنی سراغ در لغتنامه دهخدا

سراغ [ س ُ ] ( اِ ) نشان پای آدمی و غیره ( غیاث )، نشان پای و با لفظ طلب کردن و جستن و کردن و گرفتن و برداشتن و دادن مستعمل است ( آنندراج ) در ترکی سوراغ ، بمعنی تفحص و تفتیش باشد.

|| نشان و اثر و خبر ( سنگلاخ ) || مجازاً بمعنی تلاش و این لفظ ترکی است ( غیاث ).

معنی سراغ در لغتنامه معین

(سُ ) (اِ) =

  • نشان ، علامت .
  • نشان و رَدّ پا.

معنی سراغ در فرهنگ عمید

  • نشان، علامت.
  • نشان پای.
  • پرسش از جا و مکان کسی.
  1. به سراغ کسی یا چیزی رفتن : پی او رفتن و آن را جستجو کردن.
  2. سراغ گرفتن : (مصدر متعدی ) [عامیانه] کسی یا چیزی را جستجو کردن و جا و مکان او را از دیگران پرسیدن.

سراغ گرفتن یعنی چه ?

مترادف و معادل «سراغ گرفتن» :

  • پرس وجو کردن
  • پی جویی کردن
  • نشان گرفتن
  • ( مصدر ) سراغ کسی را گرفتن
  • خبر گرفتن از کسی

معنی سراغ گرفتن در لغتنامه دهخدا

سراغ گرفتن [ س ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خبرپرسیدن، باخبر شدن، در پی شدن، رجوع به سراغ شود.

واژه سراغ در ادبیات فارسی

آنجا که صلیب است نمودار سر دار

پایم شد و کم گشت و سراغی ز سرم نیست(وحشی بافقی)


نشانش از که می‌پرسی سراغش از که می‌گیری

گرفتاری گرفتارش، پریشانی پریشانش(خاقانی)


نمانید ناکنده جایی ز باغ

بگیرید از آن گنج هر جا سراغ(بهار)


نشان گمشدهٔ من بجو ز خرد و بزرگ

سراغ یوسف من کن ز بنده و آزاد(محتشم کاشانی)

سراق یعنی چه ?

لغت نامه دهخدا :

سراق [ س ُرْ را ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ سارق ، بمعنی دزد ( از آنندراج ) رجوع به سارق شود.

فرهنگ فارسی :

جمع سارق دزد

فرهنگ عمید :

= سارق

مطالب پیشنهادی

( سراغ یا سراق ? )

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 223

هنوز کسی رای نداده...