شاید شما هم در مورد نوشتن لحن یا لهن دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم (لحن یا لهن ?).

املای صحیح این واژه « لحن » می‌باشد و نوشتن آن به صورت « لهن » نادرست است.

لحن درست است یا لهن
لحن درست است یا لهن

لحن یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه لحن:

  • آهنگ بیان کلمات برای القای احساسات
  • درنگ و شتاب در نغمات مختلف که از آن وزن ( ضرب ) پیدا می‌شود
  • آوا
  • آواز
  • آهنگ
  • صوت
  • نغمه
  • نوا
آوا:/lahn/
اشتباه تایپی:gpk
لحن یعنی چه ?

لفظ لحن:

تلفظ لحن

معنی لحن در لغتنامه دهخدا

لحن [ ل َ ] ( ع اِ ) آواز ( منتهی الارب )، آواز خوش و موزون، ج- الحان و لحون و فی الحدیث اقرؤاالقرآن بلحون العرب: ای بصوت العرب لابصوت العجم ( منتهی الارب )، آهنگ، شکن، شکن در سرود، کشیدن آواز در سرود ( زمخشری ).

راه، راه که برگویند ( السامی فی الاسامی )، نوا، صاحب نفائس الفنون گوید: معنی موسیقی در لغت یونانی لحن است و لحن عبارت است از اجتماع نغم مختلفه که آن را ترتیبی محدود باشد.


|| لغت و منه حدیث عمر ( رض ) تعلموا السنة والفرائض و اللحن کما تتعلمون القرآن ؛ ای اللغة العربیة و النحو لان فی معرفة اللغة معرفةغریب القرآن و معانیه و معانی السنة. ( منتهی الارب ).

|| سخن ( ترجمان القرآن جرجانی )، || لحن القول: معنی و مضمون آن : تقول عرفت ذلک فی لحن کلامه ( منتهی الارب )، مقصود از سخن، فحوی، معنی، معنی سخن ( مهذب الاسماء )، || خطای در اعراب، عدول از صواب، خطای در کلام، سخن خطا، لحن در قرائت، خطا در خواندن، صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: لحن به فتح لام و سکون حاء مهمله نزد قراء عبارت است از خللی که طاری شود بر لفظ و باعث اخلال معنی گردد.

-انتهی: بعضی گفته اند لحن جلی در حروف و لفظ و اعراب بود و لحن خفی در غنه ها باشد و آن بر دو نوع است احتمالی و غیر احتمالی، احتمالی آنکه آخر کلمه نون باشد.

چنانکه: تکذبان، تکذبون، تکذبین، چون اصل غنه از نونات است.

– انتهی، || معنی دور و غریب.


ادامه معنی لحن در لغتنامه دهخدا

لحن [ ل َ ] ( ع مص ) گفتن کسی را سخنی که او فهمد و بر دیگران پوشیده ماند ( منتهی الارب )، رساندن به کسی یعنی گفتن و فهماندن بدو بی آنکه دیگری فهم کند.

سخن سربسته گفتن که جز مخاطب فهم نکند ( تاج المصادر ) || میل کردن به کسی ( منتهی الارب )، چسپیدن به کسی ( یعنی میل کردن ) ( تاج المصادر ). || خطا کردن در خواندن و در اعراب ( منتهی الارب )، خطا کردن ( تاج المصادر )، لحون، لَحَن، لحانة، لحانیة ( منتهی الارب ): گویند لحن فی کلامه: ای اخطاء ( منتهی الارب ) بیوکندن اعراب ( زوزنی ).

|| آواز گردانیدن: یقال لحن فی قرائته اذا طرب بها و غرّد ( منتهی الارب )، سراویدن ( شاید؛ سرائیدن یا صورتی از آن ) در خواندن ( تاج المصادر )، || تعریض کردن در سخن و منه : خیر الحدیث ماکان لحناً، ای مایتکلم بشی و یراد غیره ( منتهی الارب )، گفتن چیزی و غیر آن اراده کردن ( منتخب اللغات ).

لحن [ ل َ ح َ ] ( ع مص ) فهمیدن سخن را ( منتهی الارب )، || دریافتن ( تاج المصادر )، دریافتن و آگاه و خبردار گردیدن به حجت خود ( منتهی الارب )، || زیرک شدن || خطا کردن در خواندن و در اعراب، رجوع به لَحن شود ( منتهی الارب ).

لحن [ ل َ ح ِ ] ( ع ص ) فطن ( اقرب الموارد )، رجل ٌ لحن: مردی دانا به عاقبت کار ( مهذب الاسماء ).

معنی لحن در لغتنامه معین

(لَ حْ ) [ ع] (اِ) =

  1. آواز خوش و موزون.
  2. سخن ، معنی سخن، ج . الحان .
  3. ویژگی یا چگونگی صدا یا موسیقی .
  4. صدایی با گام و ارتعاش معین .
  5. سبک یاشیوة بیان یک مطلب .

معنی لحن در فرهنگ عمید

  1. آواز خوش.
  2. [جمع: لُحون] فحوای کلام.
  3. (موسیقی ) [قدیمی] آهنگ کلام.

لحن به عربی

متن اصلیمعنی
نغمةلحن
لهجةلحن
شديد اللهجة شديد اللحن
شديد اللهجةشديد اللحن
اللهجة المتشددةلحن تند
لحن به عربی

لحن به انگلیسی

Englishفارسی
accent
key
manner
note
overtone
style
term
tone
turn
melody
لحن
flippancyلحن تمسخرآمیز
derisiveتمسخرآمیز
soundلحن (مجازی)
drawlلحن کش دار
لحن به انگلیسی

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 145

هنوز کسی رای نداده...