شاید شما هم در مورد نوشتن موسخ یا موثق دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم (موسخ یا موثق ?).

املای صحیح این واژه « موثق » می‌باشد و نوشتن آن به صورت « موسخ » نادرست است.

منبع موسخ یا موثق
منبع موسخ یا موثق

موثق یعنی چه ?

مترادف موثق:

  • امین
  • با اعتبار
  • قابل اتکا
  • درست
  • قابل اعتماد
  • قابل اطمینان
  • موتمن
  • محرم
  • مطمئن
  • معتبر
  • معتمد
  • استوار
  • محکم
آوا:/movassaq/
متضاد موثق:ناموثق
نا معتبر
اشتباه تایپی:l,er
موثق به عربی:اصیل
جدیر بالثقة
موثوق
موثوق به
موثق به انگلیسی:authentic
documentary
genuine
reliable
valid
straight
unimpeachable
relible
موثق یعنی چه ?

تلفظ موثق:

تلفظ موثق

معنی موثق در لغتنامه دهخدا

موثق [ م َ ث ِ ] ( ع مص ) استوار داشتن و اعتماد کردن بر آن ، ثقة ( منتهی الارب )، استوار شدن ( تاج المصادر بیهقی ).

موثق [ م َ ث ِ ] ( ع اِ ) عهد و پیمان و استواری ( منتهی الارب ، ماده ٔوث ق ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )، میثاق ( منتهی الارب )، پیمان – ج، مواثق ( مهذب الاسماء )، ج مواثیق، میاثق، میاثیق ( منتهی الارب )، عهداستوار ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ) || زنهار، ج مواثق ( دهار ).

( ع ص ) موثق [ ث َ ] نعت مفعولی از ایثاق، بندکرده شده، بسته شده ( ناظم الاطباء )، رجوع به ایثاق شود.

|| محکم با هم بافته شده ( ناظم الاطباء ).

موثق [ م ُ وَث ْ ث َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از توثیق، استوارکرده شده و اعتمادداشته شده، استوار ( دهار )، محکم، استوارداشته، مضبوط، مُضَنبَط، وطید، واطد، ملتحم، مؤکد ( یادداشت مؤلف ).
– خبر موثق: خبری که مورد اعتماد باشد، خبری که به راست بودن آن اطمینان حاصل است ( از یادداشت مؤلف ).
|| کسی که آن را ثقه گفته باشند ( ناظم الاطباء )، مؤتمن، کسی که ثقه باشد و بر قول و فعل وی اعتماد می کنند.

|| ( اصطلاح حدیث ) نزد امامیه حدیثی را گویند که جمیع روات آن موثق ( مورد اعتماد ) غیر امامی باشند و این قسم را قوی نیز گویند ( تقسیم ابن طاوس ). در اصطلاح رجال و درایه در نزد شیعه : حدیثی است که سند آن و سلسله روات آن به معصوم متصل باشد ولیکن همه روات یا بعضی از آنها از روات فاسدالعقیده باشند ودوازده امامی نباشند، اما همه آنان را علمای امامیه توثیق کرده باشند ( یادداشت لغت نامه ).

موثق [ م ُ وَث ْ ث ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از توثیق، رجوع به توثیق شود، استوارکننده و اعتماددارنده ( ناظم الاطباء )، استوار ( مأخذ آن وثوق )، ( غیاث ) ( آنندراج )، || کسی را ثقه گوینده ( ناظم الاطباء ).

موثق در لغتنامه معین

(مُ ثَّ ) [ ع] (اِمف) استوار کرده شده، مورد اطمینان و وثوق .

معنی موثق در فرهنگ عمید

  1. مورد وثوق و اطمینان، کسی که طرف وثوق و اعتماد باشد.
  2. [قدیمی] استوار شده.

توثیق در لغتنامه دهخدا

توثیق [ ت َ ] ( ع مص ) استوار کردن ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )، محکم و استوار کردن ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

|| معتمد داشتن و ثقه گفتن کسی را ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )، ثقه خواندن، ثقه گفتن، ثقه شمردن ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 457

هنوز کسی رای نداده...