حتما برای شما هم پیش آمده است واژه موهبت را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( موهبت یعنی چه ? ).

معنی موهبت
معنی موهبت

معنی موهبت

مترادف و معادل واژه موهبت:

  • بخشش
  • دهش
  • عطا
  • عطیه
  • داده
  • آنچه به کسی ببخشند
آوا: /muhebat/
اشتباه تایپی: l,ifj
نقش: اسم
جمع موهبت:مواهب
موهبت به انگلیسی:gift
talent
boon
wealth
endowment
bounty
موهبت به عربی:مبارکة , هبة , هدیة
معنی موهبت
معنی موهبت در لغتنامه معین ?

(مَ هِ بَ ) [ ع – موهبة ] (اِ) بخشش، دهش.
(مَ یا مُ هَ بَ ) [ ع موهبة ] (اِ) ۱ – عطیه ۲ – چیزی که بخشیده شود، آنچه که به کسی بخشند ج مواهب .

معنی موهبت در لغتنامه فرهنگ عمید ?

آنچه به کسی ببخشند، بخشش، دهش.

تلفظ موهبت:

تلفظ موهبت

معنی موهبت در لغتنامه دهخدا

موهبت [ م َ هََ / هَِ ب َ ]( ع اِمص ، اِ ) موهبة. بخشش ( غیاث ) بخشش و دهش. انعام ( ناظم الاطباء ) عطیه، عطا، دهش، آنچه ببخشند، بخش، بخشیدن، هبة.، ج – موهبات، مواهب ( یادداشت مؤلف ): اکنون شمتی از محاسن عدل که پادشاهان را ثمین ترین حلیتی و نفیس ترین موهبتی است یاد کرده شود ( کلیله و دمنه ) آن را در خزاین خود موهبتی عزیز و ذخیرتی نفیس شمرد ( کلیله و دمنه ) غزات جنود و کمات اسود خویش را پیش خواند و هریکی را به مکرمتی جمیل و موهبتی جزیل بنواخت ( ترجمه تاریخ یمینی ص 348 ).

موهبت را بر کف دستش نهد
وز کفش آن را به مرحومان دهد.(مولوی)

– موهبت عظمی: عطیه بزرگ، بخششی عظیم ( یادداشت مؤلف ).
|| لطف، کرم، نعمت، انعام، تفضل ( از یادداشت مؤلف ): مصیبت سخت بزرگ است اما موهبت به بقای خداوند بزرگتر ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 291 ).


موهبت یعنی چه ?

موهبة [ م َ هََ / هَِ ب َ ] ( ع اِمص ، اِ ) بخشش ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) دهش ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) موهبت، آنچه ببخشند ج – مواهب ( مهذب الاسماء ): احسن اﷲ حفظک و حیاطتک و امتع امیرالمؤمنین بک و بالنعمة الجسیمة و المنحة الجلیلة و الموهبة النفیسة فیک و عندک ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 298 ) و یری أن الموهبة لدیه فیهما سابغة ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299 ) || ( اِ ) ابر که هرجا بارد ( منتهی الارب ) || مغاکی در کوه که آب در وی گرد آید، ج – مواهب ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) || آبگیر کوچک ج ، مواهب ( منتهی الارب ).

معنی موهب در لغتنامه دهخدا

مؤهب [ م ُ ءَهَْ هَِ ] ( ع ص ) ساخته و آماده ( از منتهی الارب ).

موهب [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) بخشش ( منتهی الارب ) ( آنندراج )، بخشش و عطا ج – مواهب ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) || ( مص ) مصدر به معنی وهب ( ناظم الاطباء ) رجوع به وهب شود.

( ع ص ) موهب [ هََ ] آماده ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

موهب [ هَِ ] ( ع ص ) آنکه آماده می کند || چیزی که دست می دهد و آماده می شود ( ناظم الاطباء ) || چیزی همیشه باشنده ( آنندراج ) چیزی که همیشه می باشد || آماده و مهیا شده ( ناظم الاطباء ) آماده و توانا: أصبح فلان موهباً؛ أی معداً قادراً ( از منتهی الارب ) قابل و توانا ( ناظم الاطباء ).

موهبت در سایر زبان ها

موهبت به آلمانی :

  • (gabe (f
  • (geschenk (n

موهبت به ایتالیا:

regalo

موهبت به اسپانیایی:

  • bendicin
  • talento
  • regalo
  • dotar
  • dotaci n
  • don

موهبت به فرانسوی:

  • (b nissant(verbe
  • dotons
  • dotez
  • doter
  • dotent
  • dotation
  • (cadeau (nom masculin
  • (bn diction (nom fminin
  • (b nissant(verbe

مطالب پیشنهادی

موهبت یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 235

هنوز کسی رای نداده...