مجموعه ای از متون در مورد حسرت در این صفحه گردآوری شده است. امیدواریم این جملات مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد در ضمن به طور مستمر این صفحه بروزرسانی خواهد شد و جملات جدیدتر به آن اضافه میگردد (متن در مورد حسرت).

حسرت خوردن
حسرت خوردن

متن در مورد حسرت خوردن

حسرت واقعی رو اون روزی می خوری که می بینی
به اندازه سن ات
زندگی نکردی …!

متن در مورد حسرت خوردن
متن در مورد حسرت خوردن

دلم بهانه میکند طلوع دیدن تو را

تا به کجا دلم کشد حسرت دیدار تو را


هراسی از نابودی خود در آرزوهایم ندارم

زیرا چندی پیش در میان سپاه حسرت هایم

بر خاک نشستم، حالا میتوانی زمین خوردنم

را نیز نظاره گر باشی


جمله در مورد حسرت گذشته

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟

چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟

پیله ات را بگشا تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی


آنچه بدست می آید با خنده پایدار نخواهد ماند

و آنچه از دست برود ، با گریه جبران نمی شود

فردا خورشید طلوع خواهد کرد ، حتی اگر ما نباشیم

پس نه در حسرت دیروز باش ، نه در رویای فردا

امروز که هستی مهربان باش


همیشه در حالی که

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده

یه عالمه اشک توی چشماته

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده

باید بگی : خب دیگه واسه همیشه خدافظ


متن در مورد حسرت عشق

من حسرت دیدار تو دارم به که گویم

از بهر تو من ابر بهارم به که گویم

غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم

از نرگس چشم تو خمارم به که گویم


نیم عمرت در پریشانی رود
نیم دیگر در پشیمانی رود
ترک این فکر و پریشانی بگو
حال و یار و کار نیکو تر بجو


در قبرم هستم…
خوابیده ام به پهلوی راست
گوش چسبانده ام به خاک،
منتظر شنیدن گام هایت…
فاتحه بهانه است…
فقط بیا…



آدمها بايد يک چيز را درباره خودشان بدانند!
من كجا خوشبختم؟
و لزوما، منظور از جا يک مكان جغرافيايی نيست، منظور نقطه لذت زندگيست.
كِی‌ها و با كی‌ها و چراهايش مهم است

اگر نمی خواهید یک عمر حسرت بخورید…


هرگز شده در باورِ خود گُم شده باشی

یا سوژه ی حَرّافیِ مَردم شده باشی

آئینه ی غم دارِ کسی باشی و هر شب

در حسرتِ یک لحظه تبسم شده باشی


بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام

بی انصاف چانه نزن

حسرت هایم به قیمت عمرم تمام شده


کپشن با موضوع حسرت

همه در حسرت یک پروازند من به پرواز نمی اندیشم

به تو می اندیشم که تو زیبا تر از اندیشه هر پروازی


چه حسرتی است
عبور از کنار عابرانی که
عطر تو را میزنند
اما هیچکدام تو نیستی..!!


گاهی نگاه به شانه هایم میکنم و میگویم

چه تحملی دارند

 چگونه این همه حسرت را با خود حمل میکنند…

 حسرت نداشتنت…نبودنت…ندیدنت…خیلی سنگین است…


گاه تنها میشوم تنهاتر از همه٬

گوشه ای مینشینم و حسرت ها را مرور میکنم٬

نمیدانم کدام خواهش ها را نشنیدم٬

و به کدام تنهایی خندیدم که تنهاترینم..


او رفت و من در حسرت نگاهی پر راز ماندم ماندم

تا بیاید و پاسخ دهد چرا چرا تنهایم گذاشت

در حسرت پرسیدن این سوال هم ماندم


به خودم قول میدهم که فراموشت کنم
وقتی صبح میشود تو راکه نه
ولی قولم را فراموش میکنم

کپشن با موضوع حسرت
کپشن با موضوع حسرت

شعر در مورد حسرت

زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری

سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد

زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد

آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد(مولوی)


دیگران بردند حسرت زین جهان

حسرتی بنهیم در جان جهان

با جهان بی‌وفا ما آن کنیم

هرچ او کرده‌ست با آن دیگران

تا حریف خود ببیند او یکی

امتحان او بیابد امتحان

مولانا


شعر حسرت عشق

بس که با یاد رخش چون شمع کردم گریه ها

اشک حسرت می رود هر دم ز مژگانم هنوز

آتش شوق محبت از سر من کم مباد

بس که من پروانه شمع شبستانم هنوز


شبها ز اشک حسرت نرم سازم خشت بالین را

که بر هر کاغذی نتوان نوشتن شعر رنگین را


شعر حسرت عشق
شعر حسرت عشق

شعر حسرت فاضل نظری

مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست
جهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیست

نهال بودم و در حسرت بهار! ولی
درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست

به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من
 به جز مبارزه با آفریدگارم نیست

مرا ز عشق مگویید، عشق گمشده ای است
که هر چه هست ندارم! که هر چه دارم نیست

شبی به لطف بیا بر مزار من، شاید
بِرویَد آن گل سرخی که بر مزارم نیست

فاضل نظری


عکس حسرت
عکس حسرت

شعر حسرت گذشته

قسمت به مثقال است، حسرت به خروار است

پس واقعيت داشت: انسان زيان کار است 

باري به راحت رفت، باري کراهت رفت

هربار مي گفتم: اين آخرين بار است 

کاري به باري نيست، وقتي عياري نيست

در لشکر کوران يک چشم سردار است 

گاهي که لبخند است، دامي ست، ترفندي ست

از چيدنش بگذر، گل طعمه ي خار است 

در امتدادِ باد بيدي خميد و گفت

من روسياهم، آه، حق با سپيدار است 

حق با جماعت نيست، حتي اگر بسيار

بسيار ناچيز است، ناچيز بسيار است 

همساز شو با درد، بگذار و بگذر، مرد

در موضعِ بهتان انکار، اقرار است… 

از گريه آکنده، چشمم به فرداهاست

بيدار مي مانم، شب نيز بيدار است 

از کف نخواهم داد اين آخرين دژ را

«پايانِ تنهايي آغازِ بازار است»

امید مهدی نژاد


شعر کوتاه در مورد حسرت عشق

نه به آن دل بردن نه به این دل کندن جان به جانم کردی عشق
کاش دلم راضی بود کاش نمیرفتی زود غصه دارم کردی عشق
دگر بعد تو عاشقی ممنوع زندگی ممنوع دیوانگی ممنوع است
دگر بعد تو حال خوش ممنوع فال خوش ممنوع دلدادگی ممنوع است
دگر بعد تو عاشقی ممنوع زندگی ممنوع دیوانگی ممنوع است
دگر بعد تو حال خوش ممنوع فال خوش ممنوع دلدادگی ممنوع است

حسرت نخوردن

ببین من و توم میتونیم،
زندگی یه فرصته که فقط یکبار پیش میاد
فقط یکبار تو بیست ساله میشی
یکبار ۳٠ ساله
نزار وقتی سن تو رفت بالا حسرت اینو بخوری که کاش ورق و برمیگردوندم…
باور داشته باش که فوق العاده یی
اینو بدون که اگر رویایی توی سرته و بهش فک میکنی کافیه بخوای تا واقعی بشه
بهانه های الکی م نیار که نمیشه
تو این دنیا فقط خودتی و خودت پس برای خودت تلاش کن
اگر کسی بهت نگفته من بهت میگم که بینظیری ومیتونی در آینده بهترین باشی❤


حسرت
حسرت

به جای فکر کردن به نخواستن‌ها، نشدن‌ها و قضاوت کردن‌ها، به اتفاقات و آدم‌های خوب زندگی‌ات فکر کن، و آرزوهایی که تا برآورده شدن‌شان چیز زیادی نمانده. به جای نشستن و افسوس خوردن برای لکه‌های کوچک روی شیشه، پنجره‌ات را باز کن، نفسی عمیق بکش، زیبایی‌های منظره را ببین، قهوه‌ات را بنوش، و از تک تک ثانیه‌ها لذت ببر. بیخیال هر چیز که نمی‌خواهی، و هر چیز که نمی‌شود. مگر دنیا چند روز است؟ بیخیال! …

مطالب پیشنهادی

متن در مورد حسرت

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :5 تعداد آرا: 12

هنوز کسی رای نداده...