حتما برای شما هم پیش آمده است واژه یل را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( یل یعنی چه ? ).

معنی یل
معنی یل

معنی یل

مترادف و معادل واژه یل:

  • مبارز
  • دلاور
  • دلیر
  • قهرمان
  • مجاهد
  • گرد
  • پهلوان داستان
  • نوعی کرجی دراز و باریک
آوا: /yal/
اشتباه تایپی: dg
نقش: صفت
جمع یل:یلان
یل در جدول کلمات:پهلوان
معنی یل

یل یعنی چه ?

معنی واژه یل در فرهنگ معین ?

(یَ ) (ص) پهلوان، دلاور، ج – یلان.

معنی واژه یل در فرهنگ عمید ?

پهلوان، دلیر، دلاور، مبارز: بیامد سپه سربه سر بنگرید / هزاروصدوشصت یل برگزید (فردوسی: ۸/۲۱۳ )، بیامد سوی کاخ دستان، فراز / یل پهلوان رستم سرفراز (فردوسی۲: ۱/۴۹۰ ).
نوعی نیم تنۀ سادۀ زنانه.

تلفظ یل:

تلفظ یل

معنی یل در لغتنامه دهخدا

یل [ ی َ ] ( ص ، اِ ) شجاع و دلیر و پهلوان و مبارز و جنگجوی پر زور و قوت ( ناظم الاطباء ) شجاع و دلیر ( آنندراج ) شجاع و دلاور و بهادر و پهلوان را گویند ( برهان ) مرد مبارز ( لغت فرس اسدی ) پهلوان و دلاور را گویند ( فرهنگ جهانگیری ):

|| تناور و جسیم و قوی و توانا و زوردار ( ناظم الاطباء ) || رهایافته و آزادشده و مطلق العنان و بر سر خود گذاشته شده ( ناظم الاطباء ) رهاکرده شده و به سر خود گردیده و مطلق العنان را گویند ( برهان ).

یله و رهاکرده ومطلق العنان ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ اوبهی ).یله. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یله شود. || اسبی که در فراخی چرا می کند. ( ناظم الاطباء ). || چیزی را گویند که از چیزی آویخته باشند || چیزی که از چیزی برآمده باشد. ( برهان ) || دلی که از غم و اندیشه فارغ باشد ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) دل فارغ از غم و اندیشه بود ( فرهنگ جهانگیری ) || سود و فایده ( ناظم الاطباء ).

یل [ ی ُ ] ( اِ ) نوعی کرجی دراز و باریک سریعالسیر با پاروزنان بسیار ( یادداشت مؤلف ) نوعی قایق. یل [ ی َ ] ( اِ ) تاج خروس ( ناظم الاطباء ).

( ترکی، اِ ) یل [ ی َ ] جامه نیم تنه زنان، نیم تنه زنانه، و امروز این کلمه بیشتر در روستاها مستعمل است. قسمی جامه کوتاه زنان که فقط نیمه تن را می پوشید: یل من یراق می خاد ( یادداشت مؤلف ).

واژه یل در اشعار فارسی

گر این هفت یل را به چنگ آوریم
جهان پیش کاووس تنگ آوریم(فردوسی)

بیامد سوی کاخ دستان فراز
یل پهلوان رستم سرفراز(فردوسی)

مگر پور دستان سام یلی
گزین نامور رستم زابلی(فردوسی)

به روز نبرد آن یل ارجمند
به تیغ و به تیر و به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پای و دست(فردوسی)

جایی که برکشند مصاف از پی مصاف
وآهن سلب شوند یلان از پس یلان(فرخی)

از آن ده دلاور یل نامدار
که سالار بد هریکی بر هزار.(اسدی)

یلی شد که در خم خام کمند
گسستی سر ژنده پیلان ز بند(اسدی)

چو عهد عدو جرم آفاق تیره
چو تیغ یلان روی مریخ احمر(ناصرخسرو)

بخاستند یلان سپاه تو هریک
چو طوس و نوذر و گرگین و بیژن و میلاد(مسعودسعد)

هر کجا هست در اسلام یکی مهتر چیر
هر کجا هست در اسلام یکی سرور یل(امیرمعزی)

در رزم یلان پی نبردند
در بزم سران پی کلاهند(خاقانی)

ای خدیو ماه رخش، ای خسرو خورشید چتر
ای یل بهرام زهره، ای شه کیوان دها(خاقانی)

کو آن سپه کشیدن و توران شکستنش
یال یلان و گردن گردان شکستنش(خاقانی)

سحرگهی که یلان تیغ برکشند چو صبح
به عزم رزم کنند از برای کینه یساق(خاقانی)

فلسفی مرد دین مپندارید
حیز را جفت سام یل منهید(خاقانی)

چهل پنجه هزاران مرد کاری
گزین کرد از یلان کارزاری(نظامی)

یلان کماندار و نخجیرزن
غلامان باترکش و تیرزن(سعدی)

چو شد رایت گرد یزدی پدید
یل زوده از اصفهان هم رسید(نظام قاری)

یل به انگلیسی

  • athlete
  • brave
  • courageous
  • gallant
  • hero
  • warrior
  • kind of jacket for women

معنی اسم یلسان

یلسان به معنی: مثل و مانند پهلوان

نوع اسم: پسرانه

مطالب پیشنهادی

یل یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 234

هنوز کسی رای نداده...