حتما برای شما هم پیش آمده است واژه مسامحه را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( مسامحه یعنی چه ? ).

معنی مسامحه
معنی مسامحه

معنی مسامحه

مترادف و مترادف واژه مسامحه:

  • اهمال
  • تسامح
  • تساهل
  • تعلل
  • تغافل
  • کوتاهی
  • تکاهل
  • تهاون
  • سستی
  • آسان گرفتن
  • طفره
  • غفلت
  • سستی ورزیدن
  • کاهلی
  • ساده انگاری
  • کوتاهی
  • مماشات
  • مماطله
آوا:/mosAmehe/
اشتباه تایپی: lshlpi
متضاد مسامحه:جدیت
مسامحه به عربی:اهمال
مسامحه به انگلیسی:negligence
nonchalance
indulgence
forbearance
dereliction
neglect
slackness
معنی مسامحه
تلفظ مسامحه
معنی مسامحه در لغتنامه معین ?

(مُ مَ حَ یا حِ ) [ ع مسامحة] (مص ل) آسان گرفتن، به نرمی رفتار کردن.

معنی مسامحه در فرهنگ عمید ?

آسان گرفتن، سهل انگاشتن، به نرمی و مدارا کار کردن.

معنی مسامحه در لغتنامه دهخدا

مسامحه [ م ُ م َ ح َ ] ( ع اِمص ) مسامحة. مسامحت. سهل انگاری و آسان شمردگی و تهاون و تغافل ( ناظم الاطباء ) آسان فراگرفتن، با کسی آسان و سهل فرا گرفتن، آسان گزاری، آسانی، مساهله، مساهلت، اغماض، به نرمی رفتار کردن. مدارا کردن.

|| نرمی و مدارا || تنبلی و کاهلی ( ناظم الاطباء )، به تأخیر انداختن کاری را || کوتاهی و اهمال و رجوع به مسامحة و مسامحت شود || در اصطلاح اخلاقی، ترک کردن بعضی از چیزها است که واجب نبود ( از اخلاق ناصری ص 79 )، ( مس-امحةً ) مس-امحةً [ م ُ م َ ح َ تَن ْ ] ( ع ق ) از روی مسامحه، با سهل انگاری، با اهمال.

مسامحه کار لغتنامه دهخدا

مسامحه کار [ م ُ م َ ح َ / م ِ ح ِ ] ( ص مرکب ) سهل انگار، مسامح، متساهل و رجوع به مسامحه شود.

مطالب پیشنهادی

مسامحه یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 234

هنوز کسی رای نداده...