حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « واقف » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم (واقف یعنی چه ?).

واقف
واقف

معنی واقف

مترادف و معادل واژه واقف:

  • کسی که مالی را وقف کرده
  • توقف کننده
  • آگاه
  • باخبر
  • دانا
  • بیدار
  • خبیر
  • شناسا
  • عارف
  • مخبر
  • مسبوق
  • مستحضر
  • مطلع
  • وارد
  • بانی
  • وقف کننده
آوا: /vAqef/
متضاد واقف:بی خبر
اشتباه تایپی: ,hrt
نقش: اسم
جدول کلمات:ایستاده, وقف کننده
واقف به عربی:محسن
واقف به انگلیسی:aware
benefactor
informed
knowing
settler or bequeather of a pious foundation
leery
معنی واقف
معنی واقف در لغتنامه معین ?

(ق ) [ ع ] (اِفا) باخبر، آگاه.

فرهنگ عمید

۱- (فقه، حقوق ) وقف کننده
۲- داننده و آگاه
۳- [قدیمی] ایستاده، بازایستاده

معنی واقف در لغتنامه دهخدا

واقف [ ق ِ ] ( ع ص ) داننده، آگاه، باخبر، مطلع، خبردار، دانا، مستحضر، خبیر : و بر آن خدای عزوجل واقف است ( تاریخ بیهقی ص 374 ).

خوارزمشاه آلتونتاش بدو نامه نبشته و خواجه داند که از خویشتن چون نبشته و من برآن واقف نیستم ( تاریخ بیهقی ص 397 ) امیر آن در شب راست کرده بود با کوتوال و… چنانکه کس دیگر بر این واقف نبود ( تاریخ بیهقی ص 660 ) ملک تا اتباع خویش را نیکو نشناسد و بر… اخلاص و مناصحت هر یک واقف نباشد از خدمت ایشان انتفاع نتواند گرفت ( کلیله و دمنه ).

بدانچه واقف است از سر من او را بیاگاهاند ( کلیله و دمنه ) بر معرفت تفسیر و تأویل و قیاس و دلیل ناسخ و منسوخ و صحیح و مطعون اخبار و آثار واقف ( ترجمه تاریخ یمینی ص 398 ) ائمه معرفت و هدایت در انجمن وی ناظر و واقف ( ترجمه تاریخ یمینی ص 448 ).

  • واقف‌آمدن: واقف شدن، واقف گشتن، واقف گردیدن آگاه شدن.
  • واقف‌داشتن: آگاه کردن. واقف گردانیدن، واقف کردن، با خبر کردن، در جریان کار گذاشتن: مرا بر هیچ حال واقف نمی دارند ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 328 ).
  • واقف‌کار: کارآزموده، باتجربه ( از آنندراج )( ناظم الاطباء )، هوشیار، دانا ( ناظم الاطباء ).
  • واقف‌حال: کارآزموده. باتجربه، هوشیار، دانا ( ناظم الاطباء ).

|| ایستاده ( از یادداشت مؤلف ) || ایستاده شونده ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) آن که می ایستد و باز می ایستد ( ناظم الاطباء )، ج – وقف و وقوف || در اصطلاح فقهی کسی که چیزی را وقف می کند و در راه خدا حبس می نماید ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) وقف کننده، آنکه وقف کرده است.

واقف یعنی چه ?

واژه واقف در اشعار فارسی

ای خدا ای قادر بی چند و چون
واقفی از حال بیرون و درون(مولوی)

گر دوست واقف است که بر ما چه میرود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست(سعدی)

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت(حافظ)

گر چه راهی است خطرناک ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی(حافظ)

ای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزگ
نی یقین بر عرض و طول لشکرت واقف نه شک(نصیرای همدانی)

وحشی از دست جفا رفت دلم واقف باش
که نیفتد سرو کارت به جفاکار دگر(وحشی)

صد هزار جان فرو شد هر نفس
کس نیامد واقف اسرار تو(عطار)

واقف شدن در لغتنامه دهخدا

واقف شدن [ ق ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خبردار شدن ( آنندراج ) خبردار گشتن.مطلع شدن، دریافتن ( ناظم الاطباء ) آگاه شدن، باخبرشدن، فهمیدن، مستحضر شدن، پی بردن: تا نامه پوشیده او نرسد بر این حال واقف نتوان شد ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 324 ) خواجه چون بر آن حال واقف شد فراشد و روی به من کرد و گفت می بینی چه میکنند ( تاریخ بیهقی ص 321 ) محمود چون بر این حال واقف شد وقت قیلوله به خرگاه آمد ( تاریخ بیهقی ) نامه بیاوردند و بر آن واقف شدند ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 289 ).

چرا واقف شدند اینهابر این اسرار، ای غافل
نگشتستی توواقف بر چنین پوشیده فرمانها(ناصرخسرو)

صاحبدلی بر این حال واقف شدسعدی

کس بر الم ریشت واقف نشود سعدی
الا به کسی کو را در دل المی باشد(سعدی)

مگر واقف شد از جوش نشاط خون من صائب
که می بینم ز قتل خود پشیمان آن جفاجو را(صائب)

تعریف واقف در فقه

«واقف»، در اصطلاح، کسی است که عقد وقف، یعنی ایجاب، از او صادر شده است. به این معنا که ملتزم به وقف شده است به هر صیغه ای که بر وقف دلالت داشته باشد.

خلاصه حکم فقهی

در واقف اهلیت تبرع شرط است: چون وقف از تبرعات است.

همچنین شرط است که واقف حُرّ باشد، لذا وقف عبد صحیح نمی باشد، چون عبد، به جهت این که مولایش مالک او و همه چیزش است مالک چیزی نمی شود.

از دیگر شروط واقف بلوغ است: لذا وقف کودک صحیح نمی باشد؛ چون وقف تبرع است و تبرع صغیر درست نیست.

واقف باید رشید باشد: لذا وقف سفیه، چنان که در اصطلاح «رشد» گفتیم، صحیح نمی باشد.

عاقل بودن نیز در واقف شرط است: لذا وقف مجنون صحیح نمی باشد.

همچنین شرط است که واقف مختار باشد؛ لذا وقف مُکرَه، به خاطر عدم اراده وقف، صحیح نمی باشد(فتح القدیر، ج 6، ص 200، الشرح الصغیر، ج 2، ص 298، مغنی المحتاج، ج 2، ص 377، شرح منتهی الارادات، ج 2، ص 490).

مسلمان بودن در واقف شرط نیست، لذا وقف کافر ذمی جایز است ولی در غیر عبادات دینی مثل مسجد و رباط و تنها در کارهای خیر دنیایی مثل ساختن پل، جاری ساختن آب و کمک به فقرای مسلمان یا کافر صحیح می باشد (فتح القدیر، ج 6، ص 200).

نظر امامیه در مورد واقف بودن

بیشتر فقیهان شیعه سه شرط بلوغ، کمال عقل و جواز تصرف را برای واقف ذکر کرده اند (شرایع الاسلام، ج 2، ص 213)، مرحوم صاحب عروه اختیار، حُرّیت و عدم حجر را به این شروط اضافه کرده است (العروه الوثقی، ج 2، ص 207).

مطالب پیشنهادی

واقف یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 223

هنوز کسی رای نداده...