حتما برای شما هم پیش آمده است واژه تلمذ را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( تلمذ یعنی چه ? ).

معنی تلمذ
معنی تلمذ

معنی تلمذ

مترادف و معادل واژه تلمذ:

  • دانشجویی
  • شاگردی
  • طلبگی
  • علم آموزی
  • شاگردشدن
  • شاگردی کردن
  • تحصیل کردن
  • درس خواندن
  • شاگردی کردن
آوا:/talammoz/
اشتباه تایپی: jglb
متضاد تلمذ: استادی
معلمی
درس دادن
نقش: اسم
جمع تلمذ:تلمذات
تلمذ به انگلیسی:discipleship
pupilship
تلمذ به اسپانیایی:aprendizaje
تلمذ به عربی:صنعة
معنی تلمذ
معنی تلمذ در لغتنامه معین ?

(تَ لَ مُّ ) [ ع ] (مص ل) شاگردی کردن.

معنی تلمذ در فرهنگ عمید ?

شاگرد شدن، شاگردی کردن، در نزد استاد یا معلم درس خواندن و چیزی آموختن.


تلمذ در لغتنامه دهخدا

تلمذ [ ت َ ل َم ْ م ُ ] ( ع مص ) شاگردی کردن ( دهار ) شاگردی ( غیاث اللغات ) شاگردی و شاگردی کردن ( آنندراج ) آموختن یقال : تلمذ عند فلان، ای تعلم ( ناظم الاطباء ) شاگرد کسی گردیدن : تلمذ لفلان ( از المنجد ) || کودک را بشاگردی گرفتن ( از المنجد ) چون در اغلب کتب لغت موجود نیست و بجای آن «تتلمذ»… است از این رو آن را جزو غلطهای مشهور می شمارند ولی صاحب معیاراللغة تتلمذ و تلمذ، هر دو را ذکر کرده است ( نشریه دانشکده ادبیات تبریز سال اول شماره 2 ).

معنی تلمذ کردن

مترادف و معادل تلمذ کردن:

  • دانش آموزی کردن
  • دانش آموختن

تلمیذ یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه تلمیذ:

  • دانش آموز
  • شاگرد
  • طلبه
  • محصل
  • متضاد تلمیذ: استاد، معلم

/telmiz/

تلمیذ در لغتنامه دهخدا

تلمیذ. [ ت ِ ] ( اِ ) شاگرد و این معرب تلمیذ است که بفتح باشد ( غیاث اللغات ) شاگرد و محصل ( ناظم الاطباء ) شاگرد و تلامذه جمع و ظاهراً فارسی است و عربی فصیح نیست و لهذا صاحب قاموس نیاورده… ( آنندراج ).

شاگرد ج، تلام، تلامی، تلامیذ، تلامذة ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) شاگرد و این اسم مولد است ( از بحر الجواهر ) متعلم و خادم و گویند کسی است که خود را تسلیم معلمی کند تا او را هنری بیاموزد، علم بود یا نه، پس مدتی او را خدمت کند تا آن را از او بیاموزد ( از اقرب الموارد ) صاحب نشوءاللغة این کلمه را در ذیل اعجمیات معروف یا مشهور آورده و معادل آن را ذیل عربیات فراموش شده و مجهول «خریج » ذکر کرده است.

رجوع به همین کتاب ص 94 شود: عطارد تلمیذ افادت او بود ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 255 ) تلمیذ بی ارادت، عاشق بی زر است ( گلستان ).

معنی تلمذ در لغتنامه معین

(تِ ) [ ع ] (اِ) شاگرد، دانش آموز ج تلامذه، تلامیذ.

فرهنگ عمید

کسی که نزد معلم درس می خواند، شاگرد، دانش آموز.

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 124

هنوز کسی رای نداده...