حتما برای شما هم پیش آمده است واژه عصیان را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( عصیان یعنی چه ? ).

معنی عصیان
معنی عصیان

معنی عصیان

مترادف و معادل واژه عصیان:

  • تمرد
  • خودسری
  • سرپیچی
  • سرکشی
  • شورش
  • عدم انقیاد
  • طغیان
  • گردنکشی
  • مخالفت
  • نافرمانی
  • یاغیگری
آوا: /~osyAn/
اشتباه تایپی: uwdhk
متضاد عصیان: اطاعت
طاعت
فرمانبرداری
نقش: اسم
عصیان در حل جدول کلمات:نافرمانی
عصیان به عربی:ذنب
عصیان به انگلیسی:rebellion
rebelliousness
turbulence
uprising
riot
revolt
sin
معنی عصیان
معنی عصیان در لغتنامه معین ?

(عِ صْ ) [ ع ] (اِمص) نافرمانی، سر – پیچی

معنی عصیان در فرهنگ عمید ?

۱- ترک طاعت
۲- عدم انقیاد، نافرمانی، سرپیچی

تلفظ عصیان

عصیان در لغتنامه دهخدا

عصیان [ ع ِص ْ ] ( ع اِمص ) نافرمانی و بیفرمانی کردن، خلاف طاعت ( منتهی الارب ) خلاف طاعت، و ترک گفتن انقیاد و فرمانبرداری ( از اقرب الموارد ) نافرمانی کردن ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

نافرمان برداری کردن و بی فرمانی ( دهار ) نافرمانی و نافرمانبرداری ( المصادر زوزنی ) نافرمانی ( مهذب الاسماء ) ترک انقیاد ( تعریفات جرجانی ) در اصل لغت معنی آن سخت شدن است، پس گناه را عصیان از آن نام کردند که آدمی از گناه سخت دل میشود، و نافرمانی کردن ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ) سرکشی، سر کشیدن :

ابوعلی بن سیمجور چون عصیان بر ملک نوح آغاز کرد خواست تا ناحیت غرشستان را به تدبیرخویش کرد ( ترجمه تاریخ یمینی ص 338 ) و رای تقاعدو تکاسل پیش گرفت تا عصیان او ظاهر شد ( ترجمه تاریخ یمینی ص 341 ).

اندیشید که عصیان بر ولی نعمت خویش عاقبتی وخیم دارد ( ترجمه تاریخ یمینی ص 39 ) || گناه، ذنب، اثم، بزه، جرم، جناح، مأثم، خطا، معصیت، گناه را عصیان از آن نام کردند که آدمی از گناه سخت دل می شود، چه اصل معنای عصیان سخت شدن است ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ).

سرکشی کردن در اوامرالهی : و کره اًلیکم الکفر و الفسوق و العصیان ( قرآن 7/49 )؛ و کفر و فسق و عصیان را بر شما ناپسند گردانید.

وقت نماز خطبه بر رسم رفته کردند و هیچ چیز اظهار نکردند که به عصیان ماند ( تاریخ بیهقی ص 328 ) سپاه سالار گفت او را چه زهره عصیان ؟ ( تاریخ بیهقی ص 411 ) هارون پسر خوارزمشاه آلتونتاش عصیان خود را آشکار کرد ( تاریخ بیهقی ص 403 ) برادر شهرک را به شاپور بردند و عصیان آغازیدند ( فارسنامه ابن البلخی ص 116 ) هوای عصیان بر سر او بادخان ساخت ( کلیله و دمنه ).

واژه عصیان در اشعار فارسی

دلت همانا زنگار معصیت دارد
به آب توبه خالص بشویش از عصیان(خسروانی)

چون در او عصیان و خذلان تو ای شه راه یافت
کاخها شد جای کوف و باغها شد جای خار(فرخی)

که خواند تخته عصیان تو که درنفتاد
ز تخت پنجه پایه به چاه پنجه باز(سوزنی)

این دو صادق ، خرد و رای که میزان دلند
بر پی عقرب عصیان شدنم نگذارند(خاقانی)

تو را نفس کلی چو بشناسی او را
نگه دارد از جهل و عصیان و نسیان(ناصرخسرو)

طاعت و علم راه جنت اوست
جهل و عصیانْت رهبر ناراست(ناصرخسرو)

از معرض عصیان و موقف کفران تجافی جست ( ترجمه تاریخ یمینی ص 343 ) مادح وی اجتناب از هوی و عصیان ( ترجمه تاریخ یمینی ص 447 ).

بوقبیس آرامگاه انبیا بوده مقیم
باز عضبان گاه اهل بغی و عصیان آمده(خاقانی)

نزد یزدان دین و احسان نیست خرد
وای ِ آنکو مرد و عصیانش نمرد(مولوی)

به عصیان در رزق بر کس نبست.

( گلستان ).

چون قوت احصانش نباشد به عصیان مبتلی گردد. ( گلستان ).

نماند به عصیان کسی در گرو
که دارد چنین سیدی پیشرو(سعدی)

مبتلای درد عصیانی به طاعت بازگرد
درد عصیان را جز از طاعت نیابد کس دوا(ناصرخسرو)

معنی عصیان گر

مترادف و معادل عصیان گر:

  • بدرفتار
  • سرکش
  • طاغی
  • طغیانگر
  • عاصی
  • گردنکش
  • متمرد
  • ناجم
  • نافرمان
  • یاغی

/~osyAngar/

متضاد :

  1. مطیع
  2. فرمانبردار

عصیان کده در لغتنامه دهخدا

عصیان کده [ ع ِص ْ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) جای معصیت و گناهکاری ( ناظم الاطباء ) :

داده به عساکر شفاعت
عصیان کده ها همه به غارت(درویش واله هروی از آنندراج )

مطالب پیشنهادی

عصیان یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 345

هنوز کسی رای نداده...