حتما برای شما هم پیش آمده است واژه وادی را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( وادی یعنی چه ? ).

معنی وادی
معنی وادی

معنی وادی

مترادف و معادل واژه وادی:

  • بادیه
  • بیابان
  • صحرا
  • کویر
  • هامون
  • عرصه
  • میدان
  • رود
  • دشت
  • مسیل
  • نهر
آوا: /vAdi/
متضاد وادی: آبادی
شهر
اشتباه تایپی: ,hnd
نقش: اسم
وادی در حل جدول کلمات:دره, رودخانه
معنی وادی:سرزمین
رود
نهر
بیابان
جایگاه
وادی به انگلیسی:valley
desert
wadi
معنی وادی
معنی وادی در لغتنامه معین ?

[ ع ] (اِ) =
۱ – رودبار، رود
۲ – دَرّه
۳ – صحرا، بیابان

معنی وادی در فرهنگ عمید ?

۱- [مجاز] سرزمین
۲- [مجاز] فضا، جایگاه
۳- گشادگی میان دو کوه، دره
۴- رودخانه
* وادی خاموشان: [قدیمی، مجاز] گورستان: عاقبت منزل ما وادی خاموشان است / حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز (حافظ: ۵۳۲ ).

معنی وادی در لغتنامه دهخدا

وادی ( ع ص ) سائل، جاری، روان، صاحب اقرب الموارد در ذیل وَدْی آرد: وَدی الشی ُٔ، سال و منه اشتقاق الوادی لان الماء یجری و یسیل کما فی المغرب و المصباح.

|| ( اِ ) گشادگی میان کوهها یا تپه ها یابیشه ها که راهی است سیل را، دره.

گشادگی میان دو کوه و دو پشته و جزآن، راه میان دو کوه || زمین نشیب هموار کم درخت که جای گذشتن آب سیل باشد، گذر سیل، جای سیل میان دو کوه، :

چنانکه باران تابستان در وادیها قاصر و ناچیز گردد نه به آب دریا تواند رسید و نه به جویها تواند پیوستن.

|| رودخانه و رهگذر آب سیل، رودخانه، رود.

|| صحرای مطلق، فارسیان به معنی صحراو بیابان استعمال نمایند خاصه با لفظ بریدن و پیمودن و شدن و طی کردن و هولناک از صفات اوست. بیابان، صحرا، دشت.

|| طریقه و مذهب، گویند: فلان در وادیی بجز وادی تو است، یعنی طریقه او بجز طریقه تو است و در قرآن آمده است: الم تر انهم فی کل واد یهیمون که بدان ارائه شده است اسالیب سخن از مدح و هجا و جدل.
– امثال :
انت فی واد و نحن فی واد: مثلی است که در موارد اختلاف مقاصد آن را آرند.
|| سال بهم الوادی: یعنی هلاک شدند || حُل بوادیک: یعنی بتو مکروه نازل آمد و امر بر تو تنگ شد.

وادی [ دی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به وادی القری از شهرهای قدیمی حجاز در نزدیک شام که گروهی به آن منسوبند.

واژه وادی در اشعار فارسی

وگر به بلخ زمانی شکار چال کند
بیاکند همه وادیش را به بط وبه چال (عماره)

گر خاک بدان دست یک استیر بگیرد
گوگرد کندسرخ همه وادی و کهسار (منوچهری)

برشود بر باره سنگین چو سنگ منجنیق
دررود در قعر وادی چون به چاه اندر شطن (منوچهری)

از خون عدو جوی روان گشته چو وادی
وز شاخ دمانیده شکوفه شجر فتح (مسعودسعد)

چو لختی زمین را طرف درنوشت
ز پهلوی وادی درآمد بدشت (نظامی)

در این وادی به بانگ سیل بشنو
که صد من خون مظلومان به یک جو
پر جبریل را اینجا بسوزند
بدان تا کودکان آتش فروزند (حافظ)

وادی السلام در لغتنامه دهخدا

وادی السلام [ دِس ْ س َ ] ( اِخ ) نام قبرستانی در بغداد ( یادداشت مؤلف ) || نام قبرستانی است در قم.

وادی ایمن در لغتنامه دهخدا

وادی ایمن [ ی ِ اَ م َ ] ( اِخ ) وادی مقدس را گویند و آن بیابانی و صحرایی است که در آنجا ندای حق سبحانه و تعالی به موسی علیه السلام رسید ( برهان ). صحرایی که موسی علیه السلام با زوجه خود به وقت شب در آن صحرا میرفتند.

|| ( اِ مرکب ) وادی ایمن در اصطلاح عرفا عبارت است از طریق تصفیه دل که آن را قابل تجلی انوار الهی کند ( فرهنگ مصطلحات عرفاء تألیف سید جعفر سجادی ) در اصطلاح سالکان وادی ایمن عبارت از طریق تصفیه دل است ( کشف اللغات ).

شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد
که چند سال بجان خدمت شعیب کند (حافظ)

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست (حافظ)

مددی گربه چراغی نکند آتش طور
چاره تیره شب وادی ایمن چکنم (حافظ)

با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم
همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم (حافظ)

تلفظ وادی

تلفظ وادی

مطالب پیشنهادی

وادی یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 345

هنوز کسی رای نداده...