حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « راد » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم (راد یعنی چه ?).

فهرست مطالب
معنی راد
مترادف و معادل واژه راد:
- جوانمرد
- ح
- فت
- باهمت
- آزاده
- بخشنده
- سخی
- دلاور
- دلیر
- شجاع
- سخاوتمند
- حکیم
- خردمند
- دانشمند
- فاضل
| آوا: | /rAd/ |
| متضاد راد: | ناجوانمرد |
| اشتباه تایپی: | vhn |
| نقش: | صفت |
| راد به انگلیسی: | frank free gentleman guileless liberal sincere candid chivalrous gentlemanlike brave rad rod |
[ په ] (ص) =
۱ – جوانمرد، بخشنده
۲ – دانشمند، دانا
۱- جوانمرد، نجیب، آزاده
۲- سخی، بخشنده، کریم: چو خواهی که شاهی کنی راد باش / به هر کار با دانش و داد باش (اسدی: ۲۳۹ )
۳- خردمند، دانا
معنی راد در لغتنامه دهخدا
راد ( ص ) صاحب همت و سخاوت، سخی و جوانمرد، کریم و جوانمرد، بخشنده، جواد، مقابل سفله، گشاده دل.
|| دانا ( آنندراج ) ( شرفنامه منیری )، خردمند، حکیم ( شرفنامه منیری )، حکیم، دانشمند ( برهان )، رد ( برهان ).
|| شجاع ( آنندراج ) شجاع و دلاور ( برهان ) قوی.
|| سخنگوی و سخن گزار ( برهان ) فصیح، خوش بیان ( فرهنگ رازی ص 68 ).
راد ( ع ص ) آب و علف جوینده : رجل راد، مرد آب و علف جوینده ( منتهی الارب ).
راد [ رادد ] ( ع ص ) ردکننده ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) : فلا راد لفضله ( قرآن 107/10 )، پس نباشد منعکننده مر فضل او را، لا راد لقضائه ( مفاتیح حاج شیخ عباس قمی ص 95 – دعای جوشن کبیر بند 67 )، و الراد علینا الراد علی اﷲ و هو علی حد الشرک باللّه ( جواهر، کتاب قضا باب تعادل و تراجیح مقبوله عمربن حنظله ).
رأد [ رَءْدْ ] ( ع اِ ) زن جوان و نیکو ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )، زن جوان و نیکو از لحاظ تشبیه بشاخه تر و تازه ( از المنجد )، || خلای زمین ( آنندراج ): رأدالارض ؛ خلای آن ( منتهی الارب )، خالی بودن آن از گیاه ( ناظم الاطباء ) || گیاه تر زمین ( از اقرب الموارد ) || غایت چاشت ( آنندراج ).
– رأدالضّحی ̍= غایت چاشت ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب )، وقت ارتفاع خورشید و انبساط نور در خمس اول و آن آغاز روز است ( از اقرب الموارد ).
طغرایی ( سراینده لامیةالعجم ).
– رأداللحی= بن ریش ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) بن ریش باشد که بزیر گوش می آید ( از اقرب الموارد ).
واژه راد در اشعار فارسی
حاتم طائی تویی اندر سخا
(رودکی)
رستم دستان تویی اندر نبرد
نی که حاتم نیست با جود تو راد
نی که رستم نیست در جنگ تو مرد
برادیش راد ماند بزفت
(شاکر بخاری)
بمردیش مرد ماند بزن
یکی پهلوان بود دهقان نژاد
(فردوسی)
دلیر و بزرگ و خردمند و راد
بپرسیدش از راد و خردک منش
(فردوسی)
ز نیکی کنش مردم و بدکنش
همتی دارد عالی و دلی دارد راد
(فرخی)
عادتی خوب و خوئی نیکو و رایی محکم
هر کجا دست راد او باشد
(فرخی)
نبود هیچکس ز خواسته تنگ
خوی او خوب و روی او چون خویش
(فرخی)
دل او راد و دست چون دل راد
ای بدل ذویزن ، بوالحسن بن الحسن
(منوچهری)
فاعل فعل حسن ، صاحب دو کف راد
باران چون پیاپی بارد بروز باد
(منوچهری)
چون دست راداحمد عبدالصمد بود
نجهد از بر تیغت نه غضنفر نه پلنگ
(منوچهری)
نرهد از کف رادت نه بضاعت نه جهاز
اگر نسبتم نیست یا هست حرّم
(عسجدی)
اگر نعمتم نیست یا هست رادم
سعد ملک ای وزیر دریادل
(سوزنی)
کف رادتو ابر پر ژاله
کجا نه زفت خواهد بود و نه راد
( ویس و رامین )
همان بهتر که باشی راد و دلشاد
ز رادان همی شاه مانده است و بس
(اسدی)
خریدار از او بهترم نیست کس
ایزد همه ساله هست با مردم راد
(قطران)
بر مرد دری نبست تا دَه نگشاد
از آن داماد کایزد هدیه دادش
(ناصرخسرو)
دل دانا و صمصام و کف راد
زمین پیراسته است از تیغ تیزت
(مسعودسعد)
جهان آراسته است از دست رادت
این دیده گر بلؤلؤ رادست در جهان
(مسعودسعد)
با او چرا به خوابی باشد فلک بخیل
نه بجز سوسن ایچ آزادست
(مسعودسعد)
نه بجز ابر هست یکتن راد
گفت کانبار خانه بگشادیم
(سنائی)
ابر اگر زفت گشت ما رادیم
رادمنش در لغتنامه دهخدا
رادمنش [ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) کریم الطبع ( آنندراج )، کریم طبع و سخاپیشه ( برهان ) :
رادمنش پیر جهاندیده ای
( رکن الدین بکرانی از شعوری ج 2 ورق 7 )
در همه اخلاق پسندیده ای
رادمرد در لغتنامه دهخدا
رادمرد [ م َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) مرکب از «راد»، بمعنی بخشنده و کریم وشجاع و دلیر و خردمند، و «مرد»، جوانمرد، آزادمرد، کریم الطبع ( آنندراج )، رجوع به راد شود :
ولکن رادمردان جهاندار
(دقیقی)
چو گل باشند کوته زندگانی
چو نامه سوی رادمردان رسید
(دقیقی)
که آمد جهانجوی دشمن پدید
شه خسروان گفت با موبدان
(دقیقی)
بدان رادمردان و اسپهبدان
درود جهانبان بر آن رادمرد
(فردوسی)
کسی کو ز دیهیم ما یاد کرد
تلفظ راد
مطالب پیشنهادی
- محاق یعنی چه ?
- مغبون یعنی چه ?
- اریب یعنی چه ?
- مخلص کلام یعنی چه ?
- بیوگرافی ایرج راد
- هم خانواده لغو چیست ?
راد یعنی چه ?

رادمهر یعنی چه؟