حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « عشرت » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( عشرت یعنی چه ?).

فهرست مطالب
معنی عشرت
مترادف و معادل واژه عشرت:
- خوشگذرانی
- عیش
- کامرانی
- ملاهی
- طرب
- نشاط
- خوشی
- مخالطه
- شادی
- آمیزش
- مصابحت
| آوا: | /~eSrat/ |
| اشتباه تایپی: | uavj |
| نقش: | اسم |
| معنی عشرت طلب: | خوش گذران شادخوار عیاش |
| عشرت به انگلیسی: | feasting pleasure social intercourse |
(عِ رَ ) [ ع عشرة ] (مص ل) =
۱ – معاشرت کردن
۲ – خوشگذرانی ، کامرانی
۱- کامرانی، خوش گذرانی
۲- [قدیمی] دوستی و آمیزش، مخالطه، صحبت
معنی عشرت در لغتنامه دهخدا
عشرت [ ع ِ رَ ] ( ع اِمص ) عِشْرة، مصاحبت کردن، معاشرت کردن ( فرهنگ فارسی معین ) الفت و مصاحبت ( ناظم الاطباء ) خوش زندگانی کردن با هم ( غیاث ). سازگاری. ( تاریخ بیهقی ) رجوع به عشرة شود:
اما بنده امیدوار میباشد که به عشرت صالحان تربیت پذیرد ( گلستان )، مدتها در حلقه عشرت مابود ( گلستان ) || خوشدلی ( غیاث اللغات ) عیش و نشاط ( آنندراج )، خوش دلی و عیش و شادی و زندگانی خوش و خوشگذرانی و کامرانی و خرسندی و خرمی ( ناظم الاطباء ): مردی بود به هراة که او را قاضی منصور گفتندی در فضل و هر علم دستی تمام داشت و شراب و عشرت دوست داشت ( تاریخ بیهقی ص 65 ).
– به عشرت: به خوشی و شادی، شادمانه.
– عشرت امروز به فردا افکندن: عبارت است از عیش نقد به نسیه فروختن.
عشرة. [ ع ِ رَ ] ( ع اِمص ) آمیختگی و آمیزش، اسم است از «معاشرة» بمعنی مخالطت و آمیزش ( از اقرب الموارد ) || خوشدلی ( منتهی الارب ) زندگانی نیک کردن ( کشاف اصطلاحات الفنون ) عشرت || ( اصطلاح تصوف ) لذت انس است با حق تعالی با شعور ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
واژه عشرت اشعار فارسی
وقت طرب است و روز عشرت
(عنصری)
ایام گل است و فصل نیسان
با که کردستی این صحبت و این عشرت
(منوچهری)
بر تن خویش نبوده ست تو را حَمْیت
پارسا را چه لذت از عشرت
(خاقانی)
خنفسا را چه نسبت از عطار
چو روزی چند از عشرت برآسود
(نظامی)
چو سیر آمد ز عشرت کوچ فرمود
مجلس افروخته چون نوبهار
(نظامی)
عشرتی آسوده تر از روزگار
عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشتر است
(سعدی)
می برسماع بلبل خوشگوی خوشتر است
شبی در خرقه رندآسا گذر کردم به میخانه
(سعدی)
ز عشرت می پرستان را منور گشت کاشانه
چنگ خمیده قامت میخواندت به عشرت
(حافظ)
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
(حافظ)
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
فکر شنبه تلخ داردجمعه اطفال را
(صائب)
عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است
فردا که رود جان تو از تن بیرون
(خاقانی)
اعدا همه آن مال به عشرت بخورند
ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن
(حافظ)
یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
(حافظ)
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
حافظا تکیه برایام چو سهو است و خطا
(حافظ)
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
میَفکن نوبت عشرت به فردا
(فقیهی مروزی)
چو اسباب مهیا داری امروز
معنی اسم عشرت
جنسیت: مونث / دخترانه
معنی: خوش گذرانی، کامرانی، عیش
زبان: عربی / فارسی
عشرت با حروف انگلیسی: eshrat
عشرت کده در لغتنامه دهخدا
عشرت کده [ ع ِ رَ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) عشرتخانه، عشرتگاه، عشرت سرا، محل عیش و عشرت:
باغ و عشرتکده ایوان به ملوک ارزانی
(حافظ)
ما فقیریم و گدا کوی بتان ما را بس
رشک عشرتکده غمخانه درویشان است
(ظهوری)
آسمان کاشی کاشانه درویشان است
عشرتخانه در لغتنامه دهخدا
عشرتخانه [ ع ِ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) محل شادی و خوشگذرانی، عشرت گاه ( فرهنگ فارسی معین ): نوای نشاط و خرمی به عشرتخانه ناهید رسانی ( حبیب السیر چ تهران ج 3 ص 155 ) در بعضی از منزهات بستانها و عشرتخانه ها به عیش و نشاط و طرب مشغول بود ( تاریخ قم ص 145 ).
عشرت انگیختن در لغتنامه دهخدا
عشرت انگیختن [ ع ِ رَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) عشرت کردن، شادی و کامرانی کردن :
خیز تا عشرتی برانگیزیم
(مولوی)
یک زمان از زمانه بگریزیم

اینکه معنی عشرت رو گذاشتید خیلی خوبه
ولی محدودیت سنی برای این مطلب بذارید
با درود و سپاس ها.