حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « مستمر » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( مستمر یعنی چه ?).

معنی مستمر
معنی مستمر

معنی مستمر

مترادف و معادل واژه مستمر:

  • ادامه دار
  • پیوسته
  • پیگیر
  • جاودانه
  • دایمی
  • مدام
  • مداوم
  • همیشگی
متضاد مستمر: موقت
آوا:/mostamarr/
مسمتر در حل جدول کلمات:دایم
اشتباه تایپی: lsjlv
نقش: صفت
مستمر به انگلیسی:continuous
diligent
standing
continued
مستمر به عربی:مداوم
معنی مستمر
فرهنگ معین

(مُ تَ مِ رّ ) [ ع . ] (اِفا. ) پیوسته ، همیشه ، ادامه دار.

فرهنگ عمید

۱. دائم، همیشه، پیوسته.
۲. دائمی و همیشگی.

تلفظ مستمر

معنی مستمر در لغتنامه دهخدا

مستمر [ م ُ ت َ م ِرر ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استمرار، درگذرنده و رونده ( از اقرب الموارد ) || دائمی و پایدار و پی درپی و رونده بر یک روش و حالت واحد چنان که گویند عادت مستمر ( از اقرب الموارد ) استوار و روان و پیوسته و دائم ( غیاث ) ( آنندراج ) پایا، جاری: هرگاه این رسم مستمر گشت همگنان در سر این غفلت شوند ( کلیله و دمنه ). در میان هنود قاعده مستمر است که هر پادشاه که در دست اهل اسلام اسیرشد پادشاهی را نشاید ( ترجمه تاریخ یمینی ص 247 ).

این جهان و ساکنانش منتشر
آن جهان و سالکانش مستمر (مولوی)

عمر همچون جوی نو نو می رسد
مستمری می نماید در جسد (مولوی)

شانزده یک از وجه و اصلی سرکار خاصه شریفه در وجه معیرالممالک از قدیم الایام الی الآن مقرر و مستمر است.
– مستمرشکل، به شکل چیزی یکپارچه و متصل و ممتد و جاری :

آن ز تیری مستمرشکل آمده است
چون شرر کش تیز جنبانی بدست (مولوی)

– سِحر مستمر، جادوی سخت استوار، یا جادوی باطل و رونده، جادوی محکم و قوی: و اًن یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر.
– یوم نحس مستمر : روز سخت نحس یا روز پیوسته بدی یا روز تلخ یا روز نافذ و گذرنده بر آنچه مأمور و مسخرشده یا روز چهارشنبه آخر ماه. ( منتهی الارب ) : اًناأرسلنا علیهم ریحاً صرصراً فی یوم نحس مستمر. ( قرآن 19/54 ).
|| توانا بر حمل چیزی || آنکه کار او استوار شده باشد از پس تباهی || توبه کننده و صالح شونده || تلخ و مُرّ یابنده چیزی را ( از اقرب الموارد ) و رجوع به استمرار شود.

مستمر [ م ُ ت َ م َرر ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استمرار || بعیدالمستمر، مرد استوار در پیکارکه بستوه نیاید || تلخ یافته شده، و رجوع به استمرار شود.

مستمری در لغتنامه دهخدا

مستمری [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استمراء. [ م ُ ت َ م ِرْ ری ] ( ص نسبی، اِ ) آنچه به کسی از نقد یا جنس بطور استمرار ماهانه و یا سالانه دهند ( ناظم الاطباء ) وظیفه، راتبه، راتب، ورستاد، حقوق : ارقام مناصب، خواه به مهری که در نزد مهرداران ضبط است می رسیده یا نمی رسیده، رسوم مستمری خود را اخذ می نموده اند ( تذکرةالملوک ص 26 ).
– مستمری خوار: مستمری خور، وظیفه بگیر.
– مستمری گیر: وظیفه بگیر.

معنی مستمری در لغتنامه معین

( ~ ) [ ع ] (اِ) حقوق ماهیانه، مواجب.

فرهنگ عمید:

حقوق و مواجب دائمی و همیشگی، ماهیانه.

مستمراً در لغتنامه دهخدا

مستمراً [ م ُ ت َ م ِرْ رَن ْ ] ( ع ق ) به طور مستمر، در حال استمرار، اتصالاً، استمراراً، دائماً، پیوسته، همیشه، و رجوع به مستمر و استمرار شود.

مستمرة در لغتنامه دهخدا

مستمرة [ م ُ ت َ م ِرْ رَ ] ( ع ص ) تأنیث مستمر، روان و استوار و دائمی ( غیاث ) ( آنندراج ) پیوسته، همیشه، مستمره، و رجوع به مستمر و استمرار شود: اگر احدی از قانون حق و حساب و امور مستمره و معمول مملکت و ضابطه حقانیت تخلف و تجاوز نماید… ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 6 ).

غیر مستمر یعنی چه ?

  • آنچه دائمی نیست
  • گاه گاه
  • گاها
  • موقتی

نمره مستمر یعنی چه ?

نمره مستمربه میانگین نمرات دانش آموز در طول یک ترم گفته می‌شود. معمولا معلم ها در طول ترم امتحان هایی متعددی برگزار میکنند و با میانگین گیری از این امتحانات نمره مستمر به دست می‌آید.

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 456

هنوز کسی رای نداده...