حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « کرشمه » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( کرشمه یعنی چه ?).

معنی کرشمه
معنی کرشمه

معنی کرشمه

مترادف و معادل واژه کرشمه:

  • دلربایی
  • شیوه
  • طنازی
  • عشوه
  • غمزه
  • غنج
  • ناز
  • سه ضربی است و در اکثر دستگاهها و آواز ها نواخته میشود
آوا: /kereSme/
kereshme
نقش: اسم
اشتباه تایپی: ;vali
کرشمه در حل جدول:ناز
کرشمه به انگلیسی:coquetry
flirtation
ogle
ogling
wink
nod or wink
amorous gesture
معنی کرشمه
معنی کرشمه در لغتنامه معین ?

(کِ رِ مِ ) (اِ) = کرشم، گرشم، گرشمه : غمزه، ناز، اشاره با چشم و ابرو.

معنی کرشمه در فرهنگ عمید ?

۱- ناز
۲- اشاره با چشم و ابرو، غمزه
۳- حرکات دل انگیز چشم و ابروی زیبا رویان
۴- (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه های ماهور، نوا، همایون، سه گاه، چهارگاه، و راست پنج گاه

تلفظ کرشمه

معنی کرشمه در لغتنامه دهخدا

کرشمة [ ک َ ش َ م َ ] ( ع اِ ) روی ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) رخسار ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) وجه، یقال: قبح اﷲ کرشمته ( اقرب الموارد ).

|| اشاره به چشم و ابرو ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) چشمک و اشاره به چشم و ابرو ( ناظم الاطباء ).

کرشمه [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( اِ ) ناز و غمزه ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) عشوه، شکنه، برزم ( ناظم الاطباء ) غَنج، غُنج، غُنُج ( منتهی الارب ) دلال ( یادداشت مؤلف ).

|| نغمه کوچک سه ضربی است و در اکثر دستگاهها و آوازها نواخته می شود ( فرهنگ فارسی معین ).

|| گوشه چشم ( یادداشت مؤلف ).

واژه کرشمه در اشعار فارسی

ناز اگر خوب را سزاست بشرط
نسزد جز ترا کرشمه و ناز (رودکی)

گه خرامش چون لعبتی کرشمه کنان
بهر خرامش از او صدهزار غنج و دلال (فرخی)

بینی آن چشم پر کرشمه و ناز
که بدان چشم هیچ دلبر نیست (عنصری)

گرچه به دست کرشمه تو اسیرم
از سر کوی تو پای بازنگیرم (خاقانی)

مرا به نیم کرشمه تمام کشتی و آنگه
نظر ز کام دل من تمام بازگرفتی (خاقانی)

در عشق فتوح چیست دانی
از دوست کرشمه نهانی (خاقانی)

دل و دین فداش کردم به کرشمه گفت نی نی
سر و زر نثار ما کن که چنین بسر نیاید (خاقانی)

آهوچشمی که هر زمانی
کشتی به کرشمه ای جهانی (نظامی)

شست کرشمه چو کماندار شد
تیر نینداخته بر کار شد (نظامی)

بیچاره دلم ز نرگس مستش
صد توبه به یک کرشمه بشکستش (عطار)

مخمور دو چشم تو که به یک غنج و کرشمه
صد بار در خانه خمار شکسته (سوزنی)

ای یک کرشمه تو صد خون حلال کرده
روی چو آفتابت ختم جمال کرده (عطار)

کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد (حافظ)

تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت
روزی کرشمه ای کن ای یار برگزیده (حافظ)

غرض کرشمه حسن است ورنه حاجت نیست
جمال دولت محمود را به زلف ایاز (حافظ)

این تقویم تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم (حافظ)

گرد کرشمه از کف نعلین خویش ریز
آن توتیا به چشم سفیدرکاب کش (شیخ العارفین)

کمان ابرویش گر شد گره گیر
کرشمه بر هدف میراند چون تیر (نظامی)

کرشمه کردن در لغتنامه دهخدا

کرشمه کردن [ ک ِ رِم َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غنج، تغنج ( منتهی الارب )، تدلل، نازیدن ( یادداشت مؤلف ) به چشم و ابرو اشارت کردن، غمزه زدن ( فرهنگ فارسی معین ) :

لطف تو با عروس جهان یک کرشمه کرد
زآن یک کرشمه این همه غنج و دلال یافت (خواجه سلمان)

کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن (حافظ)

شاهد بخت چون کرشمه کند
ماش آیینه رخ چو مهیم (حافظ)

کرشمه کنان در لغت نامه دهخدا

کرشمه کنان [ ک ِ رِ م َ / م ِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) غمزه کنان، نازکنان :

جمالی چو در نیمروز آفتاب
کرشمه کنان نرگسی نیم خواب (نظامی)

غمزه کنان، ناز کنان.

کرشمه پرداز در لغتنامه دهخدا

کرشمه پرداز. [ ک ِ رِ م َ / م ِ پ َ ] ( نف مرکب ) کرشمه پردازنده. کرشمه باز. ( فرهنگ فارسی معین ). کرشمه و ناز به کار برنده :
دو چشم مست بتان تاکرشمه پرداز است
مدار اهل محبت به دیده باز است.

علی خراسانی ( از آنندراج ).

رجوع به کرشمه باز شود.

( صفت ) کرشمه باز: [ دو چشم مست بتان تا کرشمه پرداز است مدار اهل محبت بدید، باز است ] ( علی خراسانی )

کرشم در لغتنامه دهخدا

کرشم [ ک َ رَ ] ( ع اِ ) کَرشَمة، صورت، یقال : قبح اﷲ کرشمه ( از اقرب الموارد ) :

هرچه او خواهد رساند او به چشم
از جمال و از کمال و از کرشم (مولوی)

کرشم [ ک ِ رِ ] ( اِ ) به معنی کرشمه است ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) :
رنجور شد آن نرگس پر ناز و کرشم

سوزنی

کرشمه زار در لغتنامه دهخدا

کرشمه زار [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) محل کرشمه ( فرهنگ فارسی معین )جای ناز و کرشمه :

جواب آن غزل است این که طالبا گفته ست
کنار و جیب نگه را کرشمه زار کند (ارادت خان واضح)

کرشمه ریزیت از حد گذشت بر دلها
کرشمه زار ترا من چه چاره خواهم کرد (محمد عرفی)

مطالب پیشنهادی

کرشمه یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 368

هنوز کسی رای نداده...