حتما برای شما هم پیش آمده است واژه لطایف الحیل را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( لطایف الحیل یعنی چه ? ).

معنی لطایف الحیل
معنی لطایف الحیل

معنی لطایف الحیل

مترادف و معادل لطایف الحیل:

  • حیله ها لطیف
  • چاره جویی بدیع
  • چاره اندیشیهای لطیف
آوا: /latAyefolhiyal/
نقش: اسم
اشتباه تایپی: gxhdt hgpdg
لطایف الحیل به انگلیسی:blarney
معنی لطایف الحیل
معنی لطایف الحیل در لغتنامه معین ?

(لَ یِ فُ لْ حِ یَ ) [ ع .لطائف – الحیل ] (اِمر) تدبیرها و چاره جویی های لطیف.

معنی لطایف الحیل در فرهنگ عمید ?

تدبیرها و چاره جویی های لطیف و نیکو.

تلفظ لطایف الحیل

معنی لطایف الحیل در لغتنامه دهخدا

لطایف الحیل [ ل َ ی ِ فُل ْ ی َ ] ( ع اِ مرکب ) لطائف الحیل، لطایف حیل، حیله های باریک و لطیف ( غیاث ): چنان رفق نمود ( آلتونتاش ) و لطایف حیل به کار آورد تا کار ما از قاعده برنگشت ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 82 ) آن لشکر و خزائن و غلامان سرایی را برداشت و لطایف الحیل به کار آورد تا به سلامت به خوارزم بازبرد ( تاریخ بیهقی ص 325 )، تدبیر آن سازند و لطایف الحیل به کار برند تا من زودتر بازگردم ( تاریخ بیهقی ص 57 ) می اندیشم که به لطایف حیل گرد این غرض درآیم ( کلیله و دمنه ).

لطایف در لغتنامه دهخدا

لطایف [ ل َ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ لطیفة، لطائف، لطیفه ها، رجوع به لطیفه شود: ابوالمظفر رئیس غزنین نایب پدرش خواجه علی به پروان پیش آمد با بسیار خوردنیهای غریب و لطایف ( تاریخ بیهقی ص 247 ).

رسول آنجا رسید و پیغامها بر وجه نیک بگذارد و لطایف به حدی به کار آورد تا آن قوم رابه خوابی فروکرد ( تاریخ بیهقی ص 691 ) و آن اطناب ومبالغت مقرون به لطایف و ارادات از داستان شیر و گاو اتفاق افتاده است ( کلیله و دمنه ).

ابوالفضل در لطایف ادب بارع تر بود ( ترجمه تاریخ یمینی ) سلطان برلطایف صنع باری و عواید کرم او شکر میگفت ( ترجمه تاریخ یمینی ص 419 ) آن صحایف لطایف نگار و منشآت غرابت آثار ( حبیب السیر ص 123 ) و رجوع به لطائف شود.

معنی لطایف در لغتنامه معین:

(لَ یِ ) [ ع لطائف ] (اِ) جِ لطیفه.

فرهنگ عمید:

= لطیفه

حیل یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه حیل:

  • حیله ها
  • نیرنگ ها
  • ترفندها
  • چاره ها
  • دستان ها
  • چاره گری ها
  • شگردها
  • فنون
  • فن مکانیک

/hiyal/

حیل در لغتنامه دهخدا

حیل [ ح َ ] ( ع اِ ) قوه، حول، توانائی، گویند لاحیل و لا قوة الا باﷲ، و این لغتی است در حول || آب گردآمده در مغاک وادی، ج – احیال، حیول || حذاقت و جودت نظر و قدرت بر تصرف || حیله. [ ح َ ] ( اِخ ) ( یوم الَ… ) حیل: از وقایع و روزهای عربان است.

حیل [ ح ِ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ حیلة :

محاربت نتوان کرد با قضا بحکم
مقاومت نتوان کرد با قدر بحیل (عبدالواسع جبلی)

ای در کمند زلفک تو حلقه فریب
وی در کمان ابروی تو ناوک حیل (سوزنی)

– علم الحیل: نیرنگ، نیرنجات، علم بقواعد حرکات و قوای محرکه، علم میکانیک، رجوع به الجماهر بیرونی شود.
– علم حیل ساسانی: ابوالخیر آنرا از فروع علم سحر و جادو شمرده و گوید: علمی است که بدان راه حیله در جلب منافعو تحصیل اموال شناخته میشود و کسی که به این علم آشنا باشد در هر شهری بزی مناسب با آن شهر درآید مثلاً گاه زی فقیهان و گاه زی وعاظ و گاه زی اشراف را برگزیند و آنگاه برای فریفتن و جلب توجه عوام، فریبها و خدعه ها کند که عقول از ضبط آنها عاجز است.

از جمله کسی حکایت میکرد که در مسجد جامع بصره ، بوزینه ای را دید که او را همچون شاهزادگان بر مرکبی سوار کرده بودند و بر او جامه های فاخر پوشیده بودند. بوزینه مویشگری میکرد و میگریست و پیرامون او را خدمتگارانی احاطه کرده بودند که همه میگریستند و میگفتند: ای کسانی که از نعمت سلامت و عافیت برخوردارید از حال این آقا و مولای ما، پند و عبرت گیرید او ازشاهزادگان بود که عاشق زنی جادوگر شد و کار او بر اثر جادوگری آن زن بدانجا کشید که بصورت بوزینه درآمد.

– علم حیل شرعی: و آن یکی از بابهای فقه ، بلکه فنی است از فنون آن چون فرائض و در این باره کتابهایی تألیف کرده اند که مشهورترین آنها کتاب الحیل شیخ امام ابوبکر احمدبن عمر معروف به خصاف حنفی متوفی بسال 261 هَ -ق است و تمیمی در طبقات الحنفیه از او نام برده است. بر این کتاب شرح ها نوشته شده است.

مطالب پیشنهادی

لطایف الحیل یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.7 تعداد آرا: 444

هنوز کسی رای نداده...