حتما برای شما هم پیش آمده است واژه توفنده را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( توفنده یعنی چه ? ).

معنی توفنده
معنی توفنده

معنی توفنده در لغتنامه دهخدا

توفنده [ ف َ دَ / دِ ] ( نف ) از توفیدن ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا )، غرنده و غوغاکننده، رجوع به توفیدن و توفندگی شود.

فرهنگ عمید:

غرنده

از توفیدن غرنده و غوغا کننده

  • پر خروش
  • خروشان
  • غوغا کننده
آوا: /tufande/
اشتباه تایپی: j,tkni
نقش: صفت
توفنده به انگلیسیHurricane 
معنی توفنده
تلفظ توفنده

توفان یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه توفان:

  • باد
  • تندباد
  • کولاک
  • غران
  • غوغاکنان
  • جریان هوای بسیار شدید
  • هیاهو

/tufAn/

معنی توفان در لغتنامه دهخدا

توفان ( اِ ) شور و غوغا و فریاد و صدا و غلغله ای که از ازدحام مردم و یا جانوران درافتد و غرش و خروش دریا وتندباد و باد شدید و طوفان ( ناظم الاطباء ). بعضی طوفان را معرب توفان دانسته اند که در قاموس گفته باران سخت و آب که از زمین برآید و هر چیز که غالب و سیارباشد و همه را فروگیرد.

در این صورت طوفان بادی نیزممکن است چنانکه بعضی منجمین در بعضی اوقات حکم کرده اند ( انجمن آرا و آنندراج ، در ذیل توف )…. نعت فاعلی از توفیدن به معنی فریادکننده، غران، ولی طوفان عربی از ریشه دیگری است، رجوع به طوفان و لغات دخیله قرآن تألیف جفری شود ( حاشیه برهان چ معین ).


توفان ( اِخ ) دوست وامق بود که با او بگریخت ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 399 ) ( از برهان ) ( اوبهی ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) :

یکی دوستش بود توفان به نام
بسی آزموده به ناکام و کام (عنصری)


توفان ( اِخ ) ( … غاصب ) پنجمین از امرای برار پس از برهان عمادشاهی، مدت حکومت از سال 970 تا 976 هَ – ق بوده است ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) رجوع به تاریخ طبقات سلاطین اسلام شود.

توفان در لغتنامه معین

(اِ) =

۱ – باد سخت

۲ – جوش و خروش

معنی توفان در فرهنگ عمید

۱- غران، غرش کنان
۲- جوش وخروش کنان، شوروغوغاکنان
= طوفان

طوفان در لغتنامه دهخدا

طوفان ( ع اِ )انقلاب سخت هوا || باران سخت، باران که همه جا رسد || آب بسیار که همه را بپوشد، آب که همه چیز را فراگیرد.

|| مرگ شتاب و سریع ( منتهی الارب ) مردن ( منتخب اللغات ) مرگی سخت ( مهذب الاسماء ) قتل زود ( منتهی الارب ) کشتن ( منتخب اللغات ) || سختی و تاریکی شب ( مهذب الاسماء ) شب، شب بسیار تاریک ( منتهی الارب ).
طوفان خروش و طوفان خیز و طوفان دیده و طوفان رسیده و طوفان زای و طوفان زده و طوفان طرازو طوفان کده از ترکیبات اوست ( آنندراج ).

طوفان. [ طَ وَ ] ( ع مص ) طوف، گرد و پیرامون کعبه گشتن ( منتهی الارب ) گرد ورآمدن ( زوزنی )، گرد برآمدن ( تاج المصادر ) گرد چیزی گشتن ( منتخب اللغات ).

– طوفان کردن: کنایه از کار بزرگ کردن ( آنندراج ).

آب که از زمین برآید و همه را غرق کند، سیل غرق کننده، سیل یا آب که از زمین برآید و همه را غرق کند، و منه : فاخذهم الطوفان و قیل الغرق و قیل کثرة الماء و قیل العذاب || هر چیز بسیار که احاطه کند تمام جماعت را، هر چیزی که بسیار و غالب باشد و همه را فروگیرد، هر چیز بسیار و غالب باشد و همه را فروگیرد، چون طوفان باد و طوفان آتش و غیر آن، شدت باد تند: طوفان دریا، آشوب آن:

علی بر جان جباران عالم
ببارید از سر صمصام طوفان (ناصرخسرو)

بسا شیران گردن کش بسا پیلان گردون وش
همه کوشنده چون آتش همه جوشنده چون طوفان (عبدالواسع جبلی)

هر دلی کز قبل شادی او شاد بود
گرْش طوفان غمان بارد غمگین نکند (سوزنی)

حج ما آدینه و ما غرق طوفان کرم
خود بعهد نوح هم آدینه طوفان دیده اند (خاقانی)

در تنور آن جای طوفان دیده وَاندر چشم دل
هم تنور غصه هم طوفان احزان دیده اند (خاقانی)

معصوم کی شوند ز طوفان لفظ من
کز نوح عصمت الا فرزند و زن نیند (خاقانی)

مطالب پیشنهادی

توفنده یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 345

هنوز کسی رای نداده...