حتما برای شما هم پیش آمده است واژه منجلاب را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( منجلاب یعنی چه ? ).

معنی منجلاب
معنی منجلاب

معنی منجلاب

مترادف و معادل واژه منجلاب:

  • باتلاق
  • لجن زار
  • گرداب
  • گودالی که در آن آبهای بد بو و کثیف جمع گردد
  • ورده
  • پارگین
  • آب بد بو و کثیف
  • گنداب
  • وحل
  • چاه فاضلاب
  • دامگاه
  • دامگه
  • گودال
آوا:/manjelAb/
اشتباه تایپی: lk[ghf
نقش: اسم
منجلاب به انگلیسی:sinkhole
Swamp
معنی منجلاب
معنی منجلاب در لغتنامه معین ?

(مَ جَ ) (اِمر. ) =
۱ – آب بدبوی و گندیده
۲ – فاضلاب، جایی که آب های کثیف در آن جمع شود

معنی منجلاب در فرهنگ عمید ?

۱- آب بدبو و گندیده که در یک جا جمع شود، جایی که آب های کثیف و بدبو جمع شده باشد
۲- [عامیانه، مجاز] حالت و وضعیت ناخوشایند، تنگنا

تلفظ منجلاب

معنی منجلاب در لغتنامه دهخدا

منجلاب [ م َ ج َ ] ( اِ مرکب ) گوی را گویند که در پس حمامها و مطبخها کنند تا آبهای چرکین و مستعمل بدانجا رود ( برهان ) ( از ناظم الاطباء )، جایی را گویند که در پس حمامها بکنند تا آبهای چرکین در آنجا جمع شود و آن را پارگین نامند ( آنندراج ) مغاکی باشد که آب حمام یا آب باورچی خانه و امثال آن در آن جمع شود و ظاهر است که آن نهایت مکروه و بدبو باشد… صاحب بهار عجم گوید: درترکیب این لفظ ظاهر آن است که مرکب باشد از منجل که اسم ظرف است از نجل که به معنی انداختن چیزی است و لفظ آب، پس منجلاب به معنی جای انداختن آب باشد. ( غیاث ).

گودالی که در آن آب کثیف جمع شود مثل منجلاب حمام که گودال پشت حمام است ودر آن آب مستعمل حمام جمع می شود. لفظ مرکب از منجل عربی به معنی جای بیرون آمدن مایع و آب فارسی است ( فرهنگ نظام ) :

اگر برکه ای پر کنند از گلاب
سگی در وی افتد کند منجلاب (سعدی گلستان )

|| آب بدبو و گنده را نیز گویند ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ).

معنی پارگین در لغتنامه دهخدا

پارگین ( اِ مرکب ) ( از پاره، بمعنی رشوت و کود و گین )، گوی که در آن آبهای ناپاک گرد آید از آب حمام و مطبخ و آب سرای و غسلخانه و جز آن، بالوعه، غُدَر ( منتهی الارب ) راجِعه ( منتهی الارب )، جیئة، جیّة، اِردَبّه، گندآب، مرداب، خلاب، خا، منجلاب :

|| خندق گونه که بر گرد شهر کردندی گرد آمدن آبهای آلوده را، مزبله.

به بیوسی از جهان ، دانی که چون آید مرا
همچنان کز پارگین امید کردن کوثری (انوری)

مثل ملک و ملک روزگار
حوت فلک و آب پارگین (انوری)

خویشتن همجنس خاقانی شمارند از سخن
پارگین را ابر نیسانی شناسند از سخا (خاقانی)

مرد که فردوس دید کی نگرد خاکدان
و آنکه بدریا رسیدکی طلبد پارگین (خاقانی)

مطالب پیشنهادی

منجلاب یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 445

هنوز کسی رای نداده...