حتما برای شما هم پیش آمده است واژه ترنگ را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( ترنگ یعنی چه ? ).

معنی ترنگ
معنی ترنگ

معنی ترنگ

مترادف و معادل واژه ترنگ:

  • صدای زه کمان هنگام تیرانداختن
  • خوب و خوش
  • زیبا و نکو
  • قرقاول
  • خروس صحرایی
اشتباه تایپی:  jvk’
آوا:torang
ترنگ در زبان مازنی:قرقاول
ترنگ به انگلیسی:tremble
vibration
twang
معنی ترنگ
معنی ترنگ در لغتنامه معین ?

(تُ رَ ) (اِ) =
تورنگ : تذرو، قرقاول
(تَ رَ ) (اِ) =
۱ – صدای زه کمان هنگام انداختن تیر، صدای برخورد گُرز و شمشیر و سپر
۲ – آواز تار و تنبور.

معنی ترنگ در فرهنگ عمید ?

۱- صدای زهِ کمان هنگام تیر انداختن: ترنگ تیر و چاکاچاک شمشیر / دریده مغز پیل و زهرۀ شیر (نظامی۲: ۱۸۸ ).
۲- صدای خوردن گرز و شمشیر به سپر و مانند آن

تلفظ ترنگ

معنی ترنگ در لغتنامه دهخدا

ترنگ [ ت َ / ت ِ رَ / رِ ] ( اِ صوت ) بانگ کمان است، صدا و آوازه کمان باشد به وقت تیرانداختن، آواز کمان، صدا و آواز کمان بوقت تیرانداختن.

|| غرقاب، و به زبان هندی موج آب را نامند، غرقاب و موج || تارک سر، تارک سر وفرق سر و میان سر را هم گویند.

|| آواز تار به هنگام نواختن ساز، آواز تار و رباب و امثال آن، مرادف درنگ و ترنگیدن و درنگیدن مصدر آن، و رجوع به ترنگیدن شود.

|| صدای رسیدن پیکان تیر و خوردن گرز و شمشیر به جایی || صدای شکستن تیغ || ( اِ ) مطلق زخم باشد خواه زخم شمشیر و کارد و خواه دنبل و امثال آن.

|| انگیز و جست و خیز، ترنگانیدن مصدر آن است…، برانگیزنده و همیشه بطور ترکیب استعمال میگردد، و رجوع به ترگانیدن شود.

ترنگ [ ت ُ رَ ] ( اِ ) مرغ دشتی را گویند و آنرا تورنگ نیز نویسند، مرغ و خروس صحرایی باشد که آنرا تذرو خوانند، تورنگ و تذرو و کبک، و رجوع به تورنگ و تذرو شود. || بمعنی بندی خانه وزندان هم هست زندان.

ترنگ [ ت ِ رَ ] ( ص ) خوب و خوش و زیبا و نکو را گویند، خوب و خوش و زیبا، خوش و زیبا، خوب و خوش و زیبا و تر وتازه را گویند.

واژه ترنگ در اشعار فارسی

تراک دل شنود خصم تو ز سینه خویش
چو از کمان تو آید بگوش خصم ترنگ (فرخی)

کمان جفا می کشی سخت و ترسم
گریزان شوی چون ترنگی برآید (اوحدی)

ترنگ تیر و چاکاچاک شمشیر
دریده مغز پیل و زهره ٔشیر (نظامی)

ترنگ کمانهای بازو شکن
بسی خلق را برده از خویشتن (نظامی)

ترنگ کمان رفته در مغز کوه
فشافش کنان تیر بر هر گروه (نظامی)

پیش تو آن راست قدر کو شنواندت
پیش ترنگ چغانه لحن ترانه (ناصرخسرو)

به هنگام آموختن فتنه بودی
تو دیوانه سر بر ترنگ چغانه (ناصرخسرو)

نگشاید نیز چشم و گوشم
رنگ قدح و ترنگ تنبور (ناصرخسرو)

ز زخم تبرزین و از بس ترنگ
همی موج خون خاست از دشت جنگ (فردوسی)

ز تیغ غصه عدوی ترا بریده گلوی
ز سنگ حادثه خصم ترا شکسته ترنگ (منصور شیرازی از فرهنگ جهانگیری )

لاجرم چون چنین گران جانم
ناخوش و ناترنگ و نادانم (مسعودسعد از جهانگیری )

ترنگیدن در لغتنامه دهخدا

ترنگیدن [ ت ُ رُ / رَ دَ ] ( مص ) صدا و آواز کردن چله کمان و شمشیر و گرز و مانند آن ( ناظم الاطباء ) صدای رسیدن گرز و شمشیر و جز آن به چیزی :

ز کوب گرز و ترنگیدن حسام بود
فضای معرکه همچون دکان آهنگر (اثیرالدین امانی از فرهنگ جهانگیری )

|| ترنم ( ناظم الاطباء ).

معنی ترنگیدن در عمید

۱- صدا کردن زهِ کمان هنگام تیر انداختن
۲- صدای خوردن گرز و شمشیر به سپر و مانند آن: ز کوب گرز و ترنگیدن حسام بُوَد / فضای معرکه همچون دکان آهنگر (اثیرالدین اومانی: لغت نامه: ترنگیدن ).

مطالب پیشنهادی

ترنگ یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 222

هنوز کسی رای نداده...