حتما برای شما هم پیش آمده است واژه مظاهر را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( مظاهر یعنی چه ? ).

معنی مظاهر
معنی مظاهر

معنی مظاهر

مترادف و معادل واژه مظاهر:

  • حمایت کننده
  • حمایتگر
  • پشتیبان
  • حامی
  • هم پشت
  • مظهرها
  • جلوه ها
  • سمبل ها
  • نشانه ها
  • نمودها
  • تجلیات
اشتباه تایپی: lzhiv
آوا: /mazAher/
نقش: اسم
هم خانواده:مظاهرت
مستظهر
استظهار
ظهیر
معنی مظاهر
تلفظ مظاهر

معنی مظاهر در لغتنامه دهخدا

مظاهر [ م َ هَِ ] ( ع اَ ) ج ِ مَظْهَر، رجوع به مَظْهَر شود.

مظاهر [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) یارمندی کننده ( آنندراج ) حمایت کننده و پشت به پشت دهنده، نگهبان و دستگیر و مددکار ( ناظم الاطباء ) || آنکه با اهل خود ظهار کند و گوید انت علّی کظهر امی ( از تفسیر ابوالفتوح رازی، سوره احزاب ص 259 ) کسی که زن خود را ظهار می کند.

زوجی که ظهار را صورت خارجی میدهد و رجوع به ظهار در همین لغت نامه شود.

جمع مظهر، حمایت کننده، هم پشت، پشتیبان
( اسم ) حمایت کننده پشتیبان .

فرهنگ معین:

(مُ هِ ) [ ع ] (اِفا) حمایت کننده، پشتیبان
(مَ هِ ) [ ع ] (اِ) جِ مظهر

فرهنگ عمید:

= مظهر

مظاهرت در لغتنامه دهخدا

مظاهرت [ م ُ هََ / هَِ رَ ] ( از ع ، اِمص ) پشتی و حمایت و دستگیری ( ناظم الاطباء ) پشتی دادن و حمایت کردن ( غیاث ) موافقت. پشتی، هواداری، هواخواهی، مساعدت، معاضدت، یاری، همپشتی ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : معونت و مظاهرت خویش را پیش وی دارم و شرایط یگانگی بجای آرم ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 132 ) در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و به معاونت و مظاهرت محتاج نگشت ( کلیله ودمنه ).

مرغان… به مظاهرت او [ سیمرغ ] قوی دل گشتند. ( کلیله و دمنه ). تشفی و تلافی خلل جز به مظاهرت و مضافرت آن دولت ممکن نگردد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1تهران ص 67 ).

نصر تا دماوند به استقبال او بیامد و به مظاهرت و معاونت او قیام نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 268 )، مادام که میان شما برادران مظاهرت ظاهر باشد. ( جهانگشای جوینی ).

مظاهرة [ م ُ هََ رَ ] ( ع مص ) پشت به پشت آوردن و یارمندی کردن، ظهار، هم پشت شدن، هم پشت بودن || از زن ظهار کردن || مرد مر زن خودرا انت علی کظهر امی گفتن، و رجوع به ظهار و مظاهر شود || دو جامه به هم در پوشیدن.

فرهنگ معین:

(مُ هِ رَ ) [ ع مظاهرة ] (مص م) پشتیبانی، حمایت.

فرهنگ عمید:

  • یکدیگر را یاری و پشتیبانی کردن
  • هم پشتی

مستظهر در لغتنامه دهخدا

مستظهر [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استظهار، یاری خواهنده، کسی که اعانت می طلبد و دستگیری می خواهد، رجوع به استظهار شود.

مستظهر [ م ُ ت َ هََ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استظهار. تکیه کرده بر یاری کسی، پشت گرم، رجوع به استظهار شود : اما قومی مستظهر باید که رود به مردم و آلت و عدت… ( تاریخ بیهقی ص 266 ).

به فخر و محمدت و شکر و مدح مستظهر
ز عمر و مملکت و عز و بخت برخوردار (مسعودسعد)

استظهار در لغتنامه دهخدا

استظهار [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) یاری خواستن. یاری خواستن از کسی ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) یار گرفتن || قوی پشت شدن به کسی یا امری، پشت گرمی، تکیه کردن بیاری کسی، پشت قوی کردن : و این بنده را بدان قوت دل و استظهار… حاصل آمد ( کلیله و دمنه ).

بموالات این دو رکن شریف
هم تمسّک کنم هم استظهار (خاقانی)

ظهیر یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه ظهیر:

  • پشتیبان
  • پناه
  • حامی
  • مددکار
  • معین
  • یاریگر
  • یاور

/zahir/

لغت نامه دهخدا:

ظهیر [ ظَ ] ( ع ص ، اِ ) هم پشت، مدد، یار، یاور، مددکار، ظِهرة، ظُهرة، پشتیوان، پشتیبان، یاریگر، کمک، ج ظُهَراء ( مهذب الاسماء ): و الملائکة بعد ذلک ظهیر ( قرآن 4/66 ).

بدان منگر ای خواجه گر ظاهری
نبینی همی مرد دین را ظهیر (ناصرخسرو)

مطالب پیشنهادی

مظاهر یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 222

هنوز کسی رای نداده...