حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « متمادی » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم (متمادی یعنی چه ?).

معنی متمادی
معنی متمادی

معنی متمادی

مترادف و معادل واژه متمادی:

  • مدت دارنده طولانی دراز
  • دراز
  • طولانی
  • مدید
  • ممتد
  • دیرباز
  • دیرپا
  • دیرگاه
  • پیاپی
  • پی در پی
  • از پی هم
نقش: صفت
آوا: /motemAdi/
اشتباه تایپی: ljlhnd
متمادی به انگلیسی:long
prolonged
protracted
معنی متمادی
معنی متمادی در لغتنامه معین ?

(مُ تَ ) [ ع ] (اِفا) طولانی، دائمی

معنی متمادی در فرهنگ عمید ?

۱- مدت دار، طولانی
۲- [قدیمی] ویژگی کسی که بر چیزی اصرار و لجاج کند

معنی متمادی در لغتنامه دهخدا

متمادی [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) دراز، هر چیز دراز و طولانی، کشیده، مدت متمادی: مدت دراز و زمان بسیار || ستیهنده در چیزی، ستیزنده و خصومت کننده || کسی که الحاح واصرار در کاری میکند و مداومت بر آن مینماید و رجوع به تمادی شود.

متمادی شدست یوم فراق

«کیف احوال؟ ایها العشاق» (قاسم انوار )

تمادی در لغتنامه دهخدا

معنی تمادی [ ت َ ] ( ع مص ) ستیهیدن در چیزی، لجاج کردن و ادامه دادن در آن: از شدت حال و تمادی ایام محنت و تراکم امواج کربت و مقاسات شداید غربت نالش کرد || به نهایت رسیدن || درازشدن.

تمدد در لغتنامه دهخدا

تمدد [ ت َ م َدْ دُ ] ( ع مص ) کشیدن و کشیده شدن، کشیده شدن و دراز کشیدن مردم، بیازیدن، خویشتن یازیدن || تمدد الرجل، ای تمطی.

|| ( ع اِ ) کشیدگی و خمیازه، تمدد را به پارسی طرنجیدگی گویند، صاحب بحر الجواهر تمدد را در اصطلاح طب به فارسی گزک آورده و گوید: شیخ گوید تمدد مرضی آلی است که مانع قوه محرکه از قبض اعضایی که وظیفه آنها انقباض است می گردد و شیخ نجیب الدین گفته که تمدد تشنج عصب است از دو طرف پس عضو خشک گردد و بهیچ سوی نگراید پس آن ضد تشنج است ولی در این نظر است زیرا تمدد برحسب تعریفی که کرده اند مرکب از دو تشنج است بنابراین ضد تشنج نیست امابرحسب تعریف شیخ که آن را ضد تشنج دانسته از آن سبب است که تمدد مانع انقباض است همچنانکه تشنج مانع انبساط می گردد ( بحر الجواهر ).

بیماری آلی باشد که قوه محرکه را از قبض اعضایی که قابل انقباض باشند منع کند و آن… آفتی است که در عضل و عصب پیدا آید ( قانون ابوعلی سینا چ تهران ص 52، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

|| دیر کشیدن فضولات در معده. یبوست : و متی حدیث عن اکل لحوم الوحش تمدد فی المعده وبطء خروج الثفل فینبغی ان… ( ابن البیطار ).

تمدید در لغتنامه دهخدا

تمدید [ ت َ ] ( ع مص ) کشیدن، نیک کشیدن || آماسیدن، باد کردن، ورم کردن، رجوع به ابن البیطار و ترجمه لکلرک ذیل عنب شود.

مطالب پیشنهادی

متمادی یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 331

هنوز کسی رای نداده...