حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه « مدعو » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( مدعو یعنی چه ?).

معنی مدعو
معنی مدعو

معنی مدعو

مترادف و معادل واژه مدعو:

  • خوانده
  • دعوتی
  • ضیف
  • مهمان
  • دعوت شده
  • خوانده شده


( اسم ) خوانده شده دعوت شده . توضیح مدعو اسم مفعول از دعا ید عود عوه است و بجای حمل. متداول امروز نزد فلانی موعود هستم باید گفت : مدعو هستم ) یعنی بانجا خوانده شدهام ودعوت دارم .

آوا: /mad~ov/
اشتباه تایپی: lnu,
متضاد مدعو: مهماندار
مدعی
میزبان
داعی
نقش: صفت
جمع مدعو : مدعوین
مدعو به انگلیسی:invited
invited person
invitee
guest
معنی مدعو

معنی مدعو در لغتنامه دهخدا

مدعو [ م َ ع ُوو ] ( ع ص ) خواهانی نموده شده، خوانده شده، دعوت شده، طلبیده، مهمان و کسی که آن را برای اطعام خوانده باشند.

|| نامیده شده، نام برده شده، موسوم ( یادداشت مؤلف ).
– مدعو به: موسوم به، ملقب به.

معنی مدعو در لغتنامه معین ?

(مَ عُ وّ ) [ ع ] (اِمف) دعوت شده، خوانده شده.

معنی مدعو در فرهنگ عمید ?

دعوت شده، خوانده شده.

معنای مدعوین

لغتنامه دهخدا:

دعوت [ دَع ْ وَ ] ( ع مص، اِمص ) دعوة، خواندن، خواهش و طلب || خواندن کسی را برای دادن طعام و غیره، خواهش ِ آمدن کردن از کسی جهت طعام و جز آن و درخواست و خواهانی جهت ضیافت و مهمانی، به ضیافت یا برای کاری خواستن، به مهمانی خواندن، به طعام خواندن، به میهمانی خواستن: این حکایت بگویم… که وزیری با بزرگی احمد حسن به تعزیت و دعوت نزدیک وی رفتی، آهنگ دعوت او کردند.

– دعوتهای شاه عبدالعظیمی: به مهمانی خواندن، به زبان نه به دل، همانند و به معنی تعارف شاه عبدالعظیمی است. تعارف و دعوتی که از روی زبان باشد نه از دل.
– صاحب دعوت: صاحب مهمانی، صاحب ضیافت، مهماندار: یاران نهایت عجز او بدانستند و سفره پیش آوردند و صاحب دعوت گفت ای یار زمانی توقف کن که پرستارانم کوفته بریان همی سازند.


|| دعوت در نزد فقها، بر دو گونه باشد، عامه و خاصه، دعوت عامه آن چیزیست که برای شخص معینی بعمل نیامده باشد، مانند دعوت به عروسی یا دعوت به ختان، و پاره ای گفته اند دعوت عامه آن است که خوانده شدگان از ده نفر زیاده باشند.

و خاصه برخلاف عامه است. وبرخی گفته اند دعوت خاصه آن است که مهماندار اگر بداند کسی را که دعوت می کند نخواهد آمد اساساً از دعوت صرف نظر کند، و دعوت عامه را هم برخلاف آن تعریف کرده اند.

|| مهمانی، ولیمه، ضیافت: دعا: به دعوت خواندن : به دعوت کردن.
– دعوت ساختن: مهمانی برپا کردن: عجب آن بود که در آن دو سه روز که گذشته شد دعوتی ساخت سخت نیکو، حقیقت آن است که قاید آن روز که دیگر روز گذشته شد دعوتی بزرگ ساخته بود.

و آن دعوت بزرگ هم در این پنجشنبه بساخته بود و کاری شگرف پیش گرفته ( تاریخ بیهقی )، دعوتی ساخت و بفرمود تا بزمگاه او به تعبیه خیول و تغشیه فیول بیاراستند.

|| طلبیدن، خواندن به، خواندن مردم به تکالیفی یا دینی یا مرامی. خواندن مردم به خدا و دینی، خواندن مردم به طرفداری از مقصدی، تبلیغ، تبلیغ به دینی.

ز بعد او بسوی نوح آمدش دعوت
که بود آدم ثانی و بود پیغمبر (ناصرخسرو)

موارد پیشنهادی

مدعو یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.7 تعداد آرا: 345

هنوز کسی رای نداده...