حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه « اثیر » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم (اثیر یعنی چه ?).

جدول محتوا
معنی اثیر
مترادف و معادل واژه اثیر:
- کره آتش
- اتر
- ماده سیال
- روان
| تلفظ: | asir /~asir/ |
| اشتباه املایی: | عصیر اسیر |
| اشتباه تایپی: | hedv |
| اثیر در حل جدول کلمات: | عالی, بلند, برگزیده |
| اثیر به انگلیسی: | ethere ethereal atmosphere quintessence ether |
( اَ ) [ معر ] ( اِ ) به باور قدما کره آتش که بالای کرة هواست، سیالی رقیق و بی وزن است.
۱- کرۀ آتش که بالای کرۀ هوا قرار دارد
۲- [مجاز] روان، روح
۳- [قدیمی، مجاز] آسمان
برگزیده، مکرم.
معنی اثیر در لغتنامه دهخدا
اثیر [ اَ ] ( معرب، اِ ) ( از یونانی اِثِر و لاتینی ای ثر ) کره نار که بالای کره هواست. فلک الدنیا، فلک الافلاک، سایلی رقیق و تُنُک، بی وزن، که طبق عقیده قدما فضای فوق هوای کره زمین را فرا گرفته است. اتر.
چرخ اثیر: فلک نار، کره آتش.
|| آسمان، || بعقیده برخی از فلاسفه قدیم، روح عالم || ( اصطلاح کیمیا ) سایلی بی وزن، قابل قبض و بسط، که فضا راپر کرده و در همه اجسام نافذ است، اِتِر || مؤید بنقل از فخر کمانگر و فرهنگ علی بیگی و دستور و شعوری بنقل از محمودی، اثیر را بمعنی آفتاب وسرشک چشم هم گفته اند و برخی لغت نامه ها معنی زلف نیزبدان داده اند!
یکی آتشی داند اندر هوا
فردوسی
بفرمان یزدان فرمانروا
که دانای هندوش خواند اثیر
سخنهای چرب آرد ودلپذیر
عین آتش در اثیر آمد یقین
مولوی
پرتو سایه ی ْ ویست اندر زمین
گرمی تن را همی خواند اثیر
مولوی
که ز ناری راه اصل خویش گیر
همچو آن مستی که پرّد بر اثیر
مولوی
مه کنارش گیرد و گوید که گیر
اثیر و پس هوا پس آب و پس خاک
ناصرخسرو
که زادستند این هر چار ز افلاک
آدمی بر قدر یک طشت خمیر
مولوی
برفزود از آسمان و از اثیر
به تیره ابر و به روشن اثیر در حرکت
مسعودسعد
ز تیغ و تیرش آموختند برق وسحاب
همیشه تا نبود خاک را فروغ اثیر
مسعودسعد
همیشه تا نبود ماه را علوّ زحل
نه نه که گر فلک بودم بوته
مسعودسعد
و آتش بود اثیر نه بگدازم
مطالب پیشنهادی
اثیر یعنی چه ؟
