بسم الله الرحمن الرحیم

گفتمان ؟

گفتمان یک نظام معنایی متشکل از عوامل زبانی و فرازبانی ( نمادها ، بافت اجتماعی و … )

است که توسط یک جریان یا گروه با هدف تسری آن در جامعه و کسب اقبال اجتماعی نسبت به آن و تبدیل شدن آن به یک باور عمومی ، مطرح می گردد و در این نظام معنایی ، نقش عوامل زبانی ( مصاحبه ، متون نوشتاری ، سخنرانی ) برای شکل دادن به شبکه معنایی منسجم و مفصل بندی شده از مفاهیم ، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

این نظام معنایی به کمک یک دال مرکزی قدرتمند شکل می گیرد و سایر دال هایی که پیش از این شناور بودند ، با مفصل بندی و ارتباط با دال مرکزی و با یکدیگر ،یک معنای ثابت دست می یابند و یک شبکه منسجم معنایی را به وجود می آورند که در جهت معنادهی به مسائل و پدیده های اجتماعی و پاسخ به مطالبات و پرسش های عمومی جامعه عمل می کند.

تحلیل گفتمان شامل شمار زیادی از مفاهیم است که در این نظریه مورد استفاده قرار گرفته اند . فهم دقیق نظریه فوق در گرو فهم این مفاهیم و نحوه کاربست آن ها در نظریه است که در ادامه به برخی از مهمترین آن ها اشاره می شود.

دال و مدلول

دال مفاهیم ، عبارات و نمادهایی انتزاعی یا حقیقی هستند که در چارچوب هر گفتمان خاص ، بر معنای خاصی دلالت می کنند. معنا و مصداقی که یک دال بر آن دلالت می کند، مدلول نامیده می شود . دال عبارتی است که به یک مصداق ارجاع داده می شود.

که این مصداق ، مدلول آن دال نامیده می شود، به همین شکل در یک گفتمان ، دال عبارت است از مفهومی که مصداق خاص خود را در آن گفتمان پذیرفته است.

ذکر این نکته ضروری است که هر گفتمان برای هر دال مورد نظر خود معنا و مصداق خاصی را مراد می کند که در مفصل بندی با سایر اجزای آن گفتمان قرار دارد. به عبارت دیگر ، گفتمان ها به تعریف مفاهیم به عنوان دال هایی با مصداق های مورد نظر گفتمان می پردازند. برای مثال می توان از دال « عدالت » نام برد که در گفتمان مارکسیستی مصداق آن جامعه ای بی طبقه است و گفتمان لیبرالی ، مصداق و معنای آن جامعه ای با فرصت های برابر است . این در حالی است که ممکن است گفتمان های دیگری باشند یا شکل بگیرند که مصداق و معنای دیگری برای این مفهوم مراد کنند.

دال مرکزی

هر گفتمان سیاسی و اجتماعی ، مجموعه ی منسجم و بهم پیوسته ای است که یک نظام معنایی مشخص را شکل می دهد. در هر گفتمان ، یک مفهوم یا نماد به عنوان دال مرکزی ایفای نقش می کند که سایر دال ها حول آن جمع می شوند و در ارتباط با آن معنا می یابند و این دال مرکزی انسجام بخش سایر دال هاست.

به عبارتی سایر دال های یک گفتمان حول دال مرکزی ، که داعیه اصلی یک گفتمان است، به وجود می ایند و در ارتباط با آن معنا می یابند. اهمیت دال مرکزی به حدی است که در صورت از بین رفتن آن کل یک گفتمان فرو میریزد، در این مورد می توان از دال مرکزی « آزادی لیبرالی» در گفتمان لیبرال – سرمایه داری و دال مرکزی « جامعه بی طبقه » در گفتمان کمونیستی نام برد.

رضا سراج – محمد جواد اخوان



به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.5 تعداد آرا: 46

هنوز کسی رای نداده...