پیش رو یا پیشرو ? - مجله نورگرام
خرید هاست وردپرس
مجله نورگرام مرجع بیوگرافی هنرمندان در ایران
اطلاعات عمومی

پیش رو یا پیشرو ?

شاید شما هم در مورد نوشتن پیش رو یا پیشرو دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( پیش رو یا پیشرو ? )

برای تشخیص املای صحیح این دو واژه باید معنای آن را ملاک قرار دهید :

اگر « پیش رو » نوشته شود معنی آن : جلوی دید ، مقابل ، خلاف پشت سر …

اگر « پیشرو » نوشته شود معنی آن : پیش آهنگ ، جلودار ، رهبر ، طلایه دار ، قراول …

پیشرو یا پیش رو
پیشرو یا پیش رو

معنی پیشرو

پیشرو لغتنامه دهخدا :

پیشرو. [ رَ / رُو ] (نف مرکب ) پیش رونده :

ابا لشکر و جنگسازان نو
طلایه به پیش اندرون پیشرو…

فردوسی

|| مقدم . سابق . (دهار). که نخست رفتن گیرد. که قبل از دیگران رود. پیشقدم . مقابل پس رو. کسی که پیشاپیش کسان رود خاصه پیشرو سپاهیان و آنرا مقدمه و مقدمة الجیش گویند. (انجمن آرا). پیش آهنگ . سرآهنگ . سرهنگ . مقدمه . قراول . طلیعه . پیش هنگ :

ز لشکر بر پهلوان پیشرو
بمژده بیامد همی نو به نو…

فردوسی

تو پیشرو این رمه ٔ بزرگی
جان و دل من زین رمه رمانست …

ناصرخسرو

نیستی چون سخن یار موافق خوش
گر نه او پیشرو باد بهارستی ….

ناصرخسرو

اشتری اندر نمازگاه مراو را
پیشرو و جبرئیل غاشیه دارست …

ناصرخسرو

شاه علاءالدول داور اعظم که هست
هم ازلش پیشرو هم ابدش پیشکار….

خاقانی

خاقانیست پیشرو کاروان شعر
همچون حباب پیشرو کاروان آب …

خاقانی

چو شاپور آمد آنجا سبزه نو بود
ریاحین را شقایق پیشرو بود …

نظامی

در سفری کان ره آزادی است
شحنه ٔ غم پیشرو شادی است …

نظامی

همچنان میشدند در تک و تاب
پس رو آهسته ، پیشروبشتاب …

نظامی

|| متقدم . قدام . (از منتهی الارب ). امام . قدوه . مقتدی . قائد. مقدام . (زمخشری ). سر. قائد سپاه . پیشوا. راید. (دهار). هادی . اسوة. (از منتهی الارب ). رهبر. سردار. سالار :

کنون پیشرو باش و بیدارباش
سپه را ز دشمن نگهدار باش …

فردوسی

معنی پیش رو

پیش رو لغتنامه دهخدا :

پیش رو. [ ش ِ ] (ق مرکب ) مقابل پشت سر. مقابل غیاب و غیبت و قفا. امام . در حضور. خلاف پشت سر. برابر. بنزد. نزدیک . برابر چشم . قدام . پیش روی :

بجنبید بر بارگی شاه نو
ز قلب سپه رفت تا پیش رو

فردوسی

ازین هر سه کهتر بود پیش رو
مهین باز پس ، در میان ماه نو
نشیند کهین نزد مهتر پسر
مهین را بنزد کهین تاجور…

فردوسی

پیشرو فرهنگ فارسی معین

[ فر. ] (ص .) پیشتاز، پیشرو.

کلمهپیشرو
اشتباه تایپی~dav,
آواpiSrow
نقشصفت
مترادف پرچمدار
پیشاهنگ
پیشتاز
پیشقدم
پیشگام
زعیم
طلیعه
مقدم
پیشرو فرهنگ فارسی معین

پیش رو یا پیشرو ?


معنی پیشرو در فرهنگ عمید

  1. پیشوا، راهنما.
  2. کسی که جلو برود و دیگران از عقب او حرکت کنند، پیش رونده: همچنان می شدند در تک وتاب / پسرو آهسته، پیشرو به شتاب (نظامی۴: ۶۷۰).
  3. (موسیقی) [قدیمی] نوعی تصنیف بدون شعر که حکم پیش درآمد یا آواز ضربی را داشته است.

بارگذاری یا بارگزاری ؟

خشنود یا خوشنود ?

سبقه یا صبغه ؟

زیربط یا ذیربط ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 225

هنوز کسی رای نداده...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

میزبانی شده توسط هاست وردپرس پرسرعت افیکس هاست logo