شاید شما هم در مورد نوشتن ناهار یا نهار دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( ناهار یا نهار ? )

واژه « ناهار » به معنای غذا و خوراکی است که در نیمه ی روز خورده می‌شود . واژه « نهار » به معنی روز ( مخالف شب ) است .

معنی ناهار

ناهار یک واژه فارسی است که از دو بخش « نا » + « آهار » تشکیل شده است . « نا » به معنی نه و منفی کننده بخش پس از خود است . « آهار » به غذا ، خوردنی و خورش گفته میشود . ناهار به این صورت یعنی بی غذا ، ناخورده ، گرسنه و کسی که چیزی نخورده است .

همانطور که متوجه شدیم ناهار با آنچه امروزه رایج است قدری تفاوت دارد اما در کل همان معنا و مفهوم را میرساند .

معنی ناهار
معنی ناهار

برخی این واژه را اینگونه توجیه کرده اند که در قدیم پس از نماز و صبحانه افراد کار زیادی انجام میدادند در نیمه روز در اوج گرسنگی به سراغ غذا میرفتند به همین دلیل این وعده را برای شدید ترین حالت گرسنگی نام گذاری کردند .البته این توجیه خیلی قانع کننده نیست .

نهادند خوان و بخندید شاه
که «ناهار» بودی همانا براه …فردوسی

چو شیران «ناهار» و ما گرسِنِه
که از کوهسار اندر آمد , رمه …فردوسی

بس که تو را دل به سوی عصیان مانده است
چون سوی طباخ , چشم مردم «ناهار»…ناصر خسرو

ناهار یکی از وعده های خوراکی سه گانه می باشد. در گذشته ناهار به معنی شخصی بوده است که از بامداد چیزی نخورده باشد.

معنی ناهار در لغتنامه دهخدا

ناهار. (ص ) (از: نا، پیشوند نفی و سلب + آهار) لفظاً یعنی بی خورش. بی آش. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

|| شخصی که از بامداد باز چیزی نخورده باشد و معنی ترکیبی آن ناهار است یعنی ناخورده، چه آهار به معنی خورش باشد. (برهان قاطع). که از دیرگاه چیز نخورده. (آنندراج ) (از انجمن آرا).که هنوز هیچ نخورده باشد. (صحاح الفرس ).

کسی را گویند که خورش چیزی نخورده باشد چون شخص اندک چیزی بخورد بگویند ناهار او شکسته شد. (جهانگیری ). ریق. ناشتا. (مهذب الاسماء). ناشتا. (اوبهی ) (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).

آن بود که در آن روز هنوز هیچ نخورده باشد. ناشتا. (فرهنگ اسدی ). شخصی که از صبح چیزی نخورده باشد. (غیاث اللغات )

معنی نهار

واژه نهار از زبان عربی وارد زبان فارسی شده است ، لیل و نهار در زبان عربی به معنی شب و روز می‌باشد . نهار و ناهار در برخی از متون گاها جابجا استفاده شده اند و مشکلاتی را ایجاد کرده اند .

بعنوان نمونه ، ناصرالدین شاه در سفرنامه اش به پاریس می نویسد:
‌«سوار اسب شده، راندیم برای سرخه حصار که در آنجا ‌«نهار!‌» خورده، بعد برویم…» و یا در جای دیگر از سفرنامه اش می نویسد:
« نهارگاه ما مشرف به دهی مُحَقَّر، بی آب، موسوم به گرگاب بود..‌»

  •  روز، یوم
  • ناشتا
  • تن گدازی
  • گدازش
  • لاغری
  • کاهش

معنی نهار در لغتنامه دهخدا

نهار. [ ن َ ] (ص، اِ) ناهار. (جهانگیری ) (رشیدی ). ناشتا. (رشیدی ). چیزی نخورده. گرسنه. (فرهنگ خطی ). مخفف ناهار است که چیزی نخوردن از بامداد باشد تا مدتی از روز. (برهان قاطع). کسی که از بامداد چیزی نخورده باشد، در اصل ناآهار بود چه آهار به معنی خورش است. (غیاث اللغات ). ناشتا. علی الریق.


شصت یا شست ?

اولویت یا الویت ?

هوس یا حوس ?

تبحر یا تبهر ?

رزل یا رذل ؟

ناهار یا نهار ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :5 تعداد آرا: 44

هنوز کسی رای نداده...