شاید شما هم در مورد نوشتتازگی یا تازه گی دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( تازگی یا تازه گی ? )

املای صحیح این عبارت « تازگی » می باشد و نوشتن و تلفظ آن به صورت « تازه‌گی » اشتباه است .

بچه‌گانهبچگانه
روزمره‌گیروزمرگی
خفه گیخفگی
بچه گیبچگی
موارد مشابه
واژه تازگی
واژه تازگی

کلماتی ماننده : خفه ، تازه ، بچه ، زنده ، مرده و… که به « ـه » ختم میشوند برای گرفتن نشانه نوع ، « ـه » حذف میگردد و « گ » جایگزین آن میشود . بنابراین مینویسیم : خفگی ، بچگی ، زندکی ، مردگی ، زندگان ، مردگان و…

معنی تازگی

مترادف و هم معنی واژه تازگی :

  • تری
  • خرمی
  • طراوت
  • لطافت
  • شادابی
  • اخیراً
  • جدید

متضاد تازگی :

  • کهنگی
  • پژمردگی
  • وارفتگی
تلفظ تازگی

معنی تازگی در لغتنامه دهخدا

تازگی. [ زَ / زِ ] (حامص ) نوی ، و با لفظ بستن و دادن مستعمل. (آنندراج ). مقابل کهنگی ، از تازه :


ربود خواهد این پیرهن ترا اکنون
همان که تازگی و رنگ پیرهنْت ربود

ناصرخسرو

|| خرمی. طراوت. تری. غضاضت. (صراح ). عبطه : زهو؛ گیاه تر و تازه و شکوفه ٔ گیاه و تازگی. قنطار؛ تازگی عود و بخور. عبعب ؛ نازکی و تازگی جوانی. طلح ؛ تازگی و نازکی. (منتهی الارب ) :


بدین خرمی جهان بدین تازگی بهار
بدین روشنی شراب بدین نیکوئی نگار

فرخی

نیارد کنون تازگی بار تو
نه خورشید رخشان نه ابر مطیر

ناصرخسرو

تازه گلی بد رخت ولیک فلک
زو همه برْبود تازگی و گلی

ناصرخسرو

عمر مردم بر چهار بخش است یک بخش روزگار پروردن و بالیدن و فزودن است و آن کمابیش پانزده شانزده سال باشد. دوم روزگار رسیدگی است و تازگی و این تا مدت سی سال باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

تازگی سرو و گل ز بارانست
زندگی سرّ و دل ز یارانست

سنائی

سبزه را تازگی بباران است

ادیب صابر

شنیدم رسن بسته ای سوی دار
برو تازگی رفت چون نوبهار

نظامی

چنان تازگی ده به صوت رباب
که در نغمه اش پرده گردد حباب

ملا طغرا (از آنندراج )

برو تازگی آنچنان بسته آب
که لغزیده در سایه اش آفتاب

ظهوری (از آنندراج ).

|| خرمی : امیر… برسیدن این بشارت تازگی تمام یافت. (تاریخ بیهقی ). اندر جهان چیزهاء نیکو بسیار است که مردم از دیدارشان شاد گردد و بطبع اندر تازگی آرد ولیکن هیچ چیزبجای روی نیکو نیست. (نوروزنامه ).

گل رویش بتازگی بشکفت
می خرامید و زیر لب می گفت

سعدی.

|| روی خوش نشان دادن. گرم پرسیدن. تازه رویی کردن. تعارف کردن. خوش آمدگفتن : نضارة؛ تازگی و تازه رویی و خوبی. (منتهی الارب ) :

هرگز بدرگهش نرسیدم که حاجبش
صد تازگی نکرد و نگفت اندرون گذر

فرخی.

|| (ق ) اخیراً. بتازگی. جدیداً.


معنی تازگی در فرهنگ معین

تازگی(زِ) :

۱ – (حامص .) تازه بودن ، نو.

۲ – خرمی ، طراوت .

۳ – (ق .) جدیداً، اخیراً.تازگی کردن(زِ. کَ دَ)(مص ل .)

۱ – گشاده رویی کردن .

۲ – گرم پرسیدن ، خوش آمد گفتن .

تازگی یا تازه گی ?

معنی تازگی در فرهنگ عمید

تازگی :

۱. نو بودن.
۲. [مجاز] طراوت.
۳. [مجاز] خرمی، خوشی، شادمانی.
۴. (قید) اخیراً.


کلمه : تازگی
اشتباه تایپی : jhc’d
آوا : tAzegi
نقش : قید
واژگی تازگی

تازگی به عربی

متن اصلیمعنی
حاجة طريفة  تازگي
الحالية  تازگي
إنعاشتازگي
جِدَّة  تازگي
قريب العهد بـ (قريب عهد بـ)  تازه به همين تازگي
تازگی به عربی

تازگی به انگلیسی

  • freshness
  • lately
  • latterly
  • newly
  • newness
  • novelty
  • recently
  • yesterday
  • youth

مطالب مرتبط

دوقلو یا دوغلو ?

رئیس یا رییس ?

معذب یا موذب ?

مرهم یا مرحم ?

اهتمام یا احتمام ?

مشکی یا مشگی ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 33

هنوز کسی رای نداده...