شاید شما هم در مورد نوشتن اسطبل یا استبل دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( اسطبل یا استبل ? )

املای صحیح این واژه « اسطبل » می‌باشد و نوشتن به صورت « استبل » نادرست است .

اسطبل یا اصطبل ؟

املای اسطبل
املای اسطبل

اسطبل یعنی چه ?

واژه اسطبل یک واژه بیگانه است ، این واژه در ابتدا Stabulum بوده که از واژگان لاتینی است که در دوران استعمار وارد زبان عربی شده است . معنای آن « ایستان » است . جالب است بدانید که واژه « استیبل » که امروزه از دهان افراد غرب زده زیاد می‌شنویم از هم خانواده های همین واژه است .

توجه : اسطبل در زبان عربی « اصطبل » نوشته می‌شود و در متون فارسی که مربوط به چند دهه اخیر نیستند این املا بیشتر رایج بوده است .

اسطبل
اسطبل

مترادف و معادل واژه اسطبل :

  • ستورگاه
  • آغل
  • محل نگه داری چهارپایان مانند : اسب ، گاو ، گوسفند و…
  • اصطبل
  • باره بند
  • پاگاه
  • ستورخانه
  • طویله

تلفظ اسطبل :

تلفظ اسطبل
تلفظ اسطبل به عربی

/~establ/

معنی اسطبل در لغتنامه دهخدا

اسطبل. [ اِ طَ ] ( اِ ) کستوان. رجوع به اصطبل شود.

اصطبل. [ اِ طَ ] ( معرب ، اِ ) جای باش ستور. لغت شامی است. ( منتهی الارب ). مأخوذ از یونانی ، جای باش ستور که بفارسی شنکله و شولیده نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). اسطبل هم رواست و آن بمعنی جایگاه دواب یا جای نگهداری آنهاست. ج ، اصطبلات ، اصابل. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). مکان بستن اسپان. ( از صراح ) ( از مزیل الاغلاط ) ( غیاث ) ( آنندراج ).

جای بستن ستور که نام دیگرش طویله است. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ). با اتابل فرانسه از یک اصل است و لاتینی استابولوم است. و جوالیقی آرد: ابن درید گوید اصطبل عربی نیست و این شعر را دیگری انشاد کرده است :


لولا ابوالفضل ولولا فضله
لسد باب لایسنی قفله
و من صلاح راشد اصطبله.( از المعرب ص 19 ).

و در حاشیه بنقل از نسخه ای دیگر آرد: اصطبل رومی است. آخور ستور یعنی پایگاه. ( مؤید ). جای ستور. ج ، اصطبلات ، اصابل. ( مهذب الاسماء ). آخر. ( زمخشری ). پاگاه. طویله. ستورگاه. آخور. آخور چارپایان. آکنده. ستورخانه. جای ستور. شترخانه.جای ایستادن دواب. جای دواب. جای ستور. و رجوع به دزی ج 1 ص 26 شود.

ستورگاه. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) آخور. اصطبل. ستورخانه. آغیل. ( زمخشری ) : کسهاء یعقوب اندر کوشک نگذاشتند از بام ستورگاه لیث را بر سر کلوخی زدند سرش بشکست. ( تاریخ سیستان ).

و گفت [ ابوالفتح بستی ]: من قریب بیست روز است تا در ستورگاه آب میکشم. ( تاریخ بیهقی ). لختی فرو رفتند ناگاه میخی آهنین پیدا آمد سطبر چنانکه ستورگاه را باشد. ( تاریخ بیهقی ).

و این گل تا به خانه و کاشانه چنان نباشد که گل ستورگاه. ( معارف بهاء ولد ).

معنی اسطبل در فرهنگ عمید

اسطبل = جای سرپوشیده برای نگه داری چهارپایان ، به ویژه اسب ، طویله.

نقش: اسم
اشتباه تایپی: sj,v’hi
hsxfg
آوا: /~establ/
اسطبل

معنی اسطبل در لغتنامه معین

(اِ طَ ) [ معر – لا. ] (اِ. ) = اسطبل :

۱ – طویله .

۲ – آخور.

استبل به انگلیسی

  • Horse Stall
  • stable

مطالب پیشنهادی برای شما

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 111

هنوز کسی رای نداده...