شاید شما هم در مورد نوشتن هوشیار یا هشیار دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . (هوشیار یا هشیار ?)

هوشیاردرست است یا هشیار
هوشیاردرست است یا هشیار

کلمات چند شکلی : در زبان فارسی کلمه هایی وجود داردکه چند شکل شبیه به هم دارند و از آنها در موقعیّت های مختلف استفاده می شود :

  • هوشیار:  هشیار 
  • آینه : آیینه 
  • پرهیزکار : پرهیزگار
  • اِفریقا : آفریقا
  • پیامبر :  پیغامبر 
  • جارو : جاروب
  • جاودان :جاودانه، جاویدان
  • سپید : سفید 

هوشیار یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه هوشیار :

  • آگاه
  • بافراست
  • دوراندیش
  • زیرک
  • عاقل
  • فهیم
  • متفطن
  • متنبه
  • ناخفته
  • باهوش
  • بخرد
  • بیدار
  • بیداردل
  • تندذهن
  • تیزطبع
  • تیزهوش
  • خردمند
  • نبیه
  • هوشمند

متضاد واژه هوشیار : غافل.

آوا: /hoSyAr/
اشتباه تایپی: i,adhv
ریشه زبانی :فارسی
نقش: صفت
هوشیار به انگلیسی :vigilant, aware
cautious, intelligent 
clever, sober, observant
هوشیار

تلفظ هوشیار :

تلفظ هوشیار

/hoSyAr/

معنی شعر : برگ درختان سبز در نظر هوشیار / هر ورقش دفتری است معرفت کردگار.

هر برگی از درختان سبز در نظر انسان باهوش مانند دفتر معرفت است که سبب شناخت خداوند می شود، با تفکر در آفرینش می توان خدا را شناخت.

معنی هوشیار در لغتنامه دهخدا

هوشیار [ هوش ْ ] ( ص مرکب ) عاقل، فطن، بخرد، باهوش، خردمند، هشیار، ذکی، صاحب عقل، هوشمند :

چنین گفت با رخش کای هوشیار
مکن سستی اندر گه کارزار(فردوسی)

ز فضل صاحب عباد و جود حاتم طی
مثل زنند حکیمان هوشیار قدیم

(سوزنی)

زنده کدام است بر هوشیار
آنکه بمیرد به سر کوی یار

سعدی

|| حساس ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

|| آنکه مست نیست، مقابل مست، هشیار؛ || آنکه مغمی علیه نباشد :

من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست
که چشم باده پیمایش صلا بر هوشیاران زد(حافظ)

– هوشیار شدن ؛ افاقه، به هوش آمدن، از حالت مستی یا غشوه بیرون شدن.

معنی هوشیار در لغتنامه معین

[ په ] (ص ) باهوش ، خردمند.

فرهنگ عمید :

باهوش، هوشمند، زرنگ.

هشیار یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه هشیار :

  • باهوش
  • عاقل
  • هوشمند
  • بیدار
  • زرنگ
  • متوجه

متضاد واژه هشیار : غافل

/hoSyAr/

معنی هشیار در لغتنامه دهخدا

هشیار [ هَُ ش ْ ] ( ص مرکب ) ( از : هش ، هوش + یار، پسوند دارندگی = هوشیار، هشیوار ) ( از حاشیه برهان چ معین )، خداوند هوش ، و عاقل و هوشمند و زیرک وخردمند و آگاه ( ناظم الاطباء ) هوشیار :

به هر سو دو موبد بُدی کاردان
رَدی پاک و هشیار و بسیاردان(فردوسی)

چو زنهار دادم نسازیم جنگ
جهان نیست بر مرد هشیار تنگ

فردوسی

چو سالار هشیار بشنید تفت
برِگاه خسرو خرامید و رفت

فردوسی

هر آنگاهی که باشد مرد هشیار
ز سوراخی دو بارش کی گزد مار؟

فخرالدین اسعد

کی پسندند هرگز این مستان
کار این عاقلان که هشیارند

ناصرخسرو

جزشکار مردم هشیار هیچ
نیست چیزی کار این پَرّان عقاب

ناصرخسرو

گر هیچ خرد داری و هشیاری و بیدار
چون مست مرو بر اثر او به تمنا

ناصرخسرو

دلم از نیک و بد رمان باشد
زآنکه هشیار بدگمان باشد

سنائی

شیر هشیار از سگ وحشت فزا برتافت رو
نور جبهه شور عوّا برنتابد بیش از این

خاقانی

صنم تاشرمگین بودی و هشیار
نبودی بر لبش سیمرغ را بار

نظامی ( خسرو و شیرین ص 130 )

زمانی بود و گفت ای مرد هشیار
چه می دانی کنون تدبیر این کار؟

نظامی

زمام عقل به دست هوای نفس مده
که گرد عشق نگردند مردم هشیار

سعدی

بدان رانیک دار ای مرد هشیار

سعدی ( گلستان )

ترکیب های هشیار در لغتنامه دهخدا

– هشیاربخت ، هشیار برخاستن، هشیاردل، هشیارسر، هشیار شدن، هشیارمرد، هشیارمغز، هشیارمغزی، هشیاری، رجوع به این مدخل ها شود.
|| مواظب، مراقب :


دژ و خویشتن را نگهدار باش
شب و روز بیدار وهشیار باش

فردوسی

نامه ها رفت به کالنجار با مجمزان تا هشیار و بیدار باشد ( تاریخ بیهقی )، سلطان آواز داد: هشیار باشید ای سالاران ( تاریخ بیهقی )، پس از این هشیارتر و خویشتن دارتر باش ( تاریخ بیهقی ).

|| ضد مست، به هوش آمده از مستی ( یادداشت مؤلف ) :


هوش از سرشان برده همی مستی غفلت
ویدون شده زآن مستی غفلت همه هشیار

فرخی

ای مفتی شهر از تو پرکارتریم
با این همه مستی از تو هشیارتریم

خیام

مست است خروس آری از نعره شبخیزان
چون نعره کوس آید هشیار شود اینک

خاقانی

طفل میخواندمت زهی بالغ
مست می گفتمت زهی هشیار

خاقانی

چو می خوردی و می دادی به من یار
چرا باید که من مستم تو هشیار؟

نظامی

اگر هشیار اگر مخمور باشی
چنان زی کز تعرض دور باشی

نظامی

همه فارغ ز امروز و ز فردا
همه آزاد از هشیار و از مست

عطار

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

حافظ

به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش
چنین که حافظ ما مست باده ازل است

حافظ

ترکیب ها:
– هشیار شدن ، هشیار گشتن، رجوع به این مدخل ها شود.

معنی هشیار در لغتنامه معین

هشیار (هُ ) (ص ) = هوشمند، زیرک .

فرهنگ عمید :

= هوشیار، هشیاری، هشیاران.

هشیار به انگلیسی

  • alert
  • careful
  • cautious
  • conscious
  • expostulation
  • jealous
  • nimble
  • sharp
  • sharp-sighted
  • sleepless
  • sober
  • vigilant
  • wakeful
  • wary
  • watchful
  • wide-awake
  • wise

هشیار خوابیدن

اصطلاح هشیار خوابیدن در سال 1396 پس از وقوع زلزله در تهران توسط ستاد مدیریت بحران کشور مطرح شد، که با واکنش های زیادی همراه بود تا حدی که در استندآپ کمدی های برنامه دورهمی مهران مدیری هم به آن اشاره شد.

هشیار خوابیدن

مطالب مرتبط

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 223

هنوز کسی رای نداده...