شاید شما هم در مورد نوشتن مستقلات یا مستغلات دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( مستقلات یا مستغلات ? )

املای درست این کلمه به معنا و مفهومی که شما مد نظر دارید بستگی دارد . اگر منظور شما « زمین کشاورزی » ، « املاک » باشد املای آن « مستغلات » می‌باشد ، اما گر منظور شما « جمع مستقل » است املای آن « مستقلات » است .

معنی مستغلات
معنی مستغلات

مستغلات یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه مستغلات :

  • املاک اجاری
  • زمین های غله خیز
  • زمین کشاورزی
  • کاروانسرا
  • خانه و زمین
مستغلات به انگلیسی :real estate, tenement, real estates
آوا:/mostaqellAt/
اشتباه تایپی: lsjyghj
نقش: اسم
مستغلات

تلفظ مستغلات :

تلفظ مستغلات

/mostaqellAt/

مستغلات در لغتنامه دهخدا

مستغلات [ م ُ ت َ غ َل ْ لا ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مستغل، آنچه از محصول زمین و از قبیل آن بدست آید ( اقرب الموارد )، برای اطلاع بر کیفیت مستغلات از نظر مالیاتی رجوع به تاریخ تمدن جرجی زیدان ج 2 ص 94 شود.

|| هر ملک غله خیز ( ناظم الاطباء )[ : گورخانه یوسف ( ع ) را ] اوقاف بسیار باشد از دیه ها و مستغلات در بیت المقدس ( سفرنامه ناصرخسرو ص 60 ). دانم که عشر و خمس این غلات و نزل و ربع این مستغلات به دواوین سلاطین نمیدهی ( سندبادنامه ص 166 ) و ضامن مستغلات را که دخل میرسد و به مشروط وفا نکرده است در استیفای مضمون سخت نگیرد. ( مجالس سعدی ص 23 ). شغل مشارالیه [ وزیر سرکار ] نسق املاک و زراعات و آبادی باغات و مستغلات و طواحین و قنوات است. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 44 و 46 و 50 )، از برای مستغلات سرکار خاصه شریفه ضابط و مستأجر بهم رسانید ( تذکرةالملوک ص 45 ).
– مستغلات دیوانی ؛ مستغلات متعلق به بیت المال و مملکت، درمقابل مستغلات خاصه : شغل مشارالیه [ ضابطه نویس ] آن است که محصولات و مستغلات دیوانی تمام ممالک محروسه و وجوه راهداری… ( تذکرةالملوک ص 41 ).
|| انبار غله ( ناظم الاطباء ).

معنی مستغلات در لغتنامه معین

مستغلات (مُ تَ غِ لّ ) [ ع ] (اِ ) ج، مستغل .

فرهنگ عمید :

= ج مستغل

معنی مستغل در لغتنامه دهخدا

مستغل [ م ُ ت َ غ ِل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغلال، غله آوردن خواهنده.

|| مزدوری گیرنده کسی را و او را بر کشانیدن غله دارنده ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || گیرنده غله از مستغلات ( اقرب الموارد ) رجوع به استغلال شود.

مستغل [ م ُ ت َغ َل ل ] ( ع ص ، اِ ) نعت مفعولی و اسم مکان از استغلال، ملک و جایی که غله خیز باشد و غله در آن حاصل گردد. ( ناظم الاطباء ).

آنچه از آن غله خیزد، جایی که غله دهد، ج ، مستغلات ( دهار ) : کاروانسرائی برآورده و دهی مستغل سبک خراج بر کاروانسرای و کاریز وقف کرده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 549 ) مردمان رعیت را با جنگ کردن چه کار باشد لاجرم شهرتان ویران شد و مستغلی بدین بزرگی از آن من بسوختند ( تاریخ بیهقی ص 562 ).

جهان جای الفنج غله تو است
چه بیکار باشی در این مستغل (ناصرخسرو)

هر ماهی او را یکهزار و دویست دینار از این حظیره غله بحاصل آمده است و اندر شارستان مستغلها داشته است. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 64 ).
افزون ز صد هزار کس اند از تو یافته
باغ و سرای و ضیعت و املاک و مستغل.سوزنی

|| مطلق درآمد ملکی خواه از راه محصول زراعی و خواه از راه اجاره : از بازرگانی شنیدم که بسی سراهاست در مصر که در او حجره هاست به رسم مستغل ، یعنی به کرا دادن. ( سفرنامه ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 90 ) و رجوع به استغلال شود.

معنی مستغل در لغتنامه معین

(مُ تَ غِ لِّ ) [ ع . ] (اِ. ) =

  1. زمینی که از آن غله برداشت کنند.
  2. خانه یا دکانی که اجاره بدهند.

فرهنگ عمید:

  1. خانه یا دکان که به اجاره بدهند.
  2. ملکی که درآمد مرتب داشته باشد.
  3. [قدیمی] زمینی که از آن غله بردارند.

مستقلات در لغتنامه دهخدا

معنای مستقلات [ م ُ ت َ ق ِل ْ لا ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مستقلة، رجوع به مستقلة و مستقل شود.

|| چیزهایی خاص و مخصوص و املاک از قبیل دکان و کاروانسرا و حمام وخانه و جز آن که مالک از کرایه آنها منتفع گردد. ( ناظم الاطباء ). اما در این معنی تحریر نادرستی است ازمستغلات، رجوع به مستغلات شود : اکثر مواضع نواحی و باغات قصبه و مستقلات شهر اردو و متاع او بود. ( کتاب نگارستان از آنندراج ).

مستقلات_عقلیه، یکی از دو قسم دلیل عقلی است و آن مستقلاً از عقل بدست می آید بدون اینکه نظر شارع اسلام در آن دخالت داشته باشد، مانند این قاعده «قانون برای انسان است نه انسان برای قانون » و قسم دیگر دلیل عقلی ، استلزامات عقلیه است که بوسیله حکم شرعی بدست می آید ( از فرهنگ حقوقی ).

مستقلات عقلیه

مستقلات عقلیه آن است که عقل منبعی مستقل از شرع از طریق : اولیات، فطریات، محسوسات، حدسیات، مجربات و متواترات برای یافتن حکم می باشد یعنی بدون کمک گرفتن از شرع، مانند این مثال:

(صغری) عدل عقلاً بصورت فطری الزامی و نیکوست، (کبری) آنچه را عقل لازم می داند شرع آن را واجب می شمارد، (نتیجه) عدل شرعاً واجب است.

(صغری) یاری رساندن به معصوم عقلاً الزامی است، (کبری) آنچه را عقل لازم میداند شرع آن را واجب می‌شمارد، (نتیجه) یاری رساندن به معصوم (دعا برای فرج) شرعاً واجب است.

مقدمات مستقلات عقلیه

صغری عقلی ذکر شده (یاری رساندن به معصوم) را میتوان از طریق مقدمات مستقلات عقلیه (همانند: اولیات، فطریات، محسوسات، حدسیات، مجربات، متواترات) بدست آورد مثل اینکه:

– اولیات = عقل به مقدمات اولیه و بدیهیه بدون کمک گرفتن از مقدمات دیگری به صغری که وجود معصوم است، پی می برد.

-فطریات = عقل توسط فطرت خود پی به صغری می برد، پرواضح است منظور از فطرت آن است که عقل توسط حجابهایی فطرت خود را از دست نداده باشد، لذا عقل همانگونه که پی به وجود خدای تعالی می برد، پی به وجود خلیفه او نیز می برد.

– محسوسات = عقل از راه حس و وجدان صغری را می یابد به این معنا که وجود نیروی مرموز و نامرئی را حس می کند.

– حدسیات = عقل از راه حدس و گمانه زدن خود به صغری می رسد به این صورت که از اتفاقات غیر مترقبه و خرق عادت (مثل معجزه) حدس به وجود معصوم می برد.

– مجربات = عقل توسط تجربه به صغری می رسد به این صورت که در اثر توسلات و قطع امید از امور عادی به مقصد خود می رسد، لذا این مجربات عقل را به وجود معصوم می کشاند.

– متواترات = عقل از راه تواتر چه فطری، محسوس، حدسی، مجربات یا اخبار متواتر عقلاً به صغری پی می برد.

نتیجتاً وقتی عقل به وجود معصوم یقین حاصل کرد حکم به یاری رساندن او نیز برایش الزامی می گردد، لذا شرعاً این یاری رساندن که دعا برای فرج از مصادیق آن است واجب می گردد.

غیر مستقلات عقلیه

غیر مستقلات عقلیه، یعنی احکامی که عقل باتوجه به حکم شرع آن ها را درک و بیان می کند یعنی صغرای قیاس، شرعی و کبرای قیاس، عقلی می باشد.

مثال معروف: (صغری) نماز واجب شرعی است، (کبری) هر عملی که واجب شرعی است مقدمات آن نیز عقلاً واجب است، (نتیجه) مقدمات نماز (مثل وضو) شرعاً واجب است.

مثال ما نحن فیه:

(صغری) یاری و نصرت معصوم شرعاً واجب است. (کبری) هرگاه یاری معصوم شرعاً واجب باشد، عقلاً فراهم نمودن ابزار یاری رساندن (از جمله دعا نمودن) واجب است.

(نتیجه) دعا برای فرج امام معصوم علیه السلام شرعاً و عقلاً واجب است.

مثال را کمی بسط دهیم تا معنای این برهان و قیاس منطقی بیشتر روشن شود:

شرع حکم می کند که پیامبر و امام را باید نصرت و یاری نمود و عقل نیز حکم می کند فراهم نمودن ابزار یاری رساندن واجب است، مثل اینکه شما از دور ببینید پیامبری مورد ایذاء و اذیت دشمن قرار گرفته شرعاً برای نجات و خلاصی پیامبر از دست دشمنان باید وارد صحنه شد و عقل حکم می کند باید با خود ابزار یاری رساندن را بردارید، شرع نیز این حکم عقل را امضاء می کند و تهیه ابزار یاری رساندن مثل شمشیر و نیزه و نیرو واجب شرعی می گردد؛ ولی اگر هیچ ابزاری تحصیل نتوانید کرد و خود نیز نتوانید به جهت موانعی به پیامبر یاری برسانید اقل ابزار یاری رساندن دعا می باشد که شرعاً واجب است برای نجات آن پیامبر دعا کرد.

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 122

هنوز کسی رای نداده...